قرآن کریم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

داستان مائده: آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵ سورهٔ مائده در هفده تفسیر

إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ ۖ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ﴿۱۱۲﴾

«و چنین بود که حواریون گفتند ای عیسی بن مریم آیا پروردگارت می‌تواند برای ما مائده‌ای از آسمان نازل کند؟ گفت اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید.» (ترجمهٔ خرمشاهی)

قَالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ ﴿۱۱۳﴾

«گفتند می‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌هایمان آرام گیرد و بدانیم که به ما راست گفته‌ای و خود از گواهان آن باشیم.» (ترجمهٔ خرمشاهی)

قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ ۖ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿۱۱۴﴾

«عیسی بن مریم گفت بار پروردگارا برای ما مائده‌ای از آسمان نازل فرما که عیدی برای امروزیان و آیندگانمان و معجزه‌ای از تو باشد، و به ما روزی ببخش که تو بهترین روزی‌دهندگانی.» (ترجمهٔ خرمشاهی)

قَالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ ۖ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ ﴿۱۱۵﴾

«خداوند گفت من فرو فرستندهٔ آن بر شما هستم، ولی پس از آن اگر کسی از شما انکار ورزد او را به چنان عذابی دچار می‌سازم که هیچ‌یک از جهانیان را نکرده باشم.» (ترجمهٔ خرمشاهی)

این گزارش تفسیر هر چهار آیهٔ داستان مائده را از هفده تفسیر، جداگانه و آیه‌به‌آیه، از متن خود تفسیرها نقل می‌کند. ترتیب گزارش چنین است: نخست شش تفسیر فارسی، سپس یازده تفسیر عربی به ترتیب تاریخی. از تفاسیر عربی فقط ترجمهٔ فارسی آمده است، و آیات قرآن که در متن نقل شده‌اند، در گیومه و به عربی‌اند. پس از تفاسیر، بخشی ویژه به دیدگاه منکران نزول مائده (مجاهد و حسن بصری) و پاسخ مفسران اختصاص یافته، و در پایان جدول مقایسه و جمع‌بندی آمده است.

بخش نخست: تفاسیر فارسی

۱. کشف‌الاسرار و عدّة‌الابرار — ابوالفضل رشیدالدین میبدی (قرن ششم)

ترجمهٔ آیات (نوبت اول)

«ان گه که حواریان گفتند: یا عیسی ابن مریم، تواند خدای تو که فرو فرستد بر ما خوردنی از آسمان؟ گفت عیسی: از خشم خدای بپرهیزید اگر گرویدگان‌اید. گفتند: می‌خواهیم که از آن بخوریم، و دل‌های ما آرام افزاید بدان، و ببینیم که تو راست گفتی با ما که ازو بما پیغامبری، و بر آن گواهان باشیم خدای را و ترا. عیسی گفت: خداوند ما! فرو فرست بر ما مائده‌ای از آسمان، تا ما را آن مائده عید بود، ما را که پیشینیانیم و ایشان را که پسینیان باشند، و نشانی بود از تو، و روزی ده ما را، و تو بهتر روزی‌دهانی. خدای گفت: فرو فرستندهٔ آنم بر شما، و هر که کافر شود بعد از آن از شما، وی را عذاب کنم به عذابی که کس را عذاب نکردم از جهانیان بدان عذاب.»

نوبت دوم (تفسیر)

آیهٔ ۱۱۲

«وجه این مسألت حواریان از عیسی آنست که ایشان زیادت یقین و تثبیت در ایمان خواسته‌اند، چنان که ابراهیم گفت: رب ارنی کیف تحی الموتی. و روا باشد که این مسألت پیش از آن رفت که از عیسی آیات و عجائب دیدند.» دربارهٔ «هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ» می‌گوید: «این از آن جنس است که گوینده‌ای گوید کسی را که: توانی که مرا پیغامی بجایی بری؟ … این کس که این می‌گوید داند که او زبان و پای دارد … معنی آنست که مرا این ارزانی داری؟ حواریان از آن خدای‌شناس‌تر بودند که خدایی را از چیزی عاجز داشتندی.» قرائت کسائی «هل تستطیع ربک» را هم می‌آورد و آن را به «اجابت» برمی‌گرداند: «این طاعت اینجا به معنی اجابت است.»

«مائده نامی است طعام را اگر خوان بود و گرنه، و خوان نامی است پیرایهٔ طعام را اگر بدان طعام بود یا نه. یقال: ماد یمیدنی، ای اعطانی.» «اتَّقُوا اللَّهَ» یعنی «اتقوا الله و لا تقترحوا الآیات، و لا تسألوا شیئا لم تسأله الامم قبلکم». و حدیث عمّار را می‌آورد: «انزلت المائدة من السماء علیها خبز و لحم، و امروا ان لا یخونوا … فخانوا … فمسخوا خنازیر.»

آیهٔ ۱۱۳

«چون عیسی گفت: از خشم خدا بپرهیزید … ایشان گفتند: نرید ان نأکل منها، ما می‌خواهیم که از آن مائده بخوریم، و ما را به صدق تو یقین افزاید. این تطمئن معنی آنست که: لتزداد طمأنینة، هم‌چنان که ابراهیم گفت: لیطمئن قلبی. و "نعلم" این علم به معنی رؤیت است.» «وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ» یعنی برای خدا به یگانگی و برای تو به نبوت؛ یا برای تو نزد بنی‌اسرائیل چون بازگردیم.

آیهٔ ۱۱۴

داستان را از سلمان فارسی نقل می‌کند: عیسی قوم را سی روز روزه فرمود. پس از آن گفتند: اگر برای کسی کار کرده بودیم ما را طعام می‌داد؛ روزه گرفتیم و گرسنه‌ایم. «عیسی بسان زاهدان جبه‌ای در پوشید از موی گوسفند بافته، و به محراب عبادت شد، دست بر هم نهاده و سر در پیش افکنده، و بر قدم تواضع بایستاده، و گریستن در گرفته» و دعا کرد. «سفره‌ای سرخ‌رنگ از آسمان فرو آمد در میان میغ … و عیسی زبان شکر بگشاده که: اللهم اجعلنا لک من الشاکرین. اللهم اجعلها رحمة، و لا تجعلها عذابا.» بر سفره ماهی بریانی بود «فربه، نیکو، خوشبوی، بی‌خار و بی‌فلوس»، با سبزی، نمک و سرکه، و پنج نان با زیتون، عسل، روغن، پنیر و قدید. شمعون پرسید: «این از طعام دنیا است یا از طعام آخرت؟» عیسی گفت: «نه از طعام دنیا نه از طعام آخرت. طعامی است که ربّ‌العزّه به کمال قدرت خویش … نوآفرید.» عیسی ماهی را به اذن خدا زنده کرد و دوباره به حال بریان برگرداند. حواریان ترسیدند و نخوردند، پس عیسی درویشان، بیماران و مبتلایان را خواند. هزار و سیصد تن خوردند، سیر و شفا یافتند و توانگر شدند، و سفره همچنان کامل ماند و به آسمان بازگشت.

دربارهٔ «عید» می‌گوید: «ان روز که مائده فرو آمد روز یکشنبه بود، قوم عیسی آن را عیدی ساختند … و انما سمی العید عیدا لانه عوّاد ینتظر عوده، و یعتاد معاده، و قیل معناه عائدة فضل من الله علینا.» «وَآيَةً مِنْكَ» یعنی نشانه‌ای بر توحید تو و صدق پیامبرت. «وَارْزُقْنَا» را دو گونه معنا کرده‌اند: این را روزی ما کن؛ یا شکر بر آن را روزی ما کن.

آیهٔ ۱۱۵

«پس ربّ‌العالمین دعاء عیسی اجابت کرد، گفت: انی منزلها علیکم.» قرائت «مُنَزِّلُهَا» با تشدید از مدنی و شامی و عاصم است و بی‌تشدید از دیگران. پس از چهل روز نزول، خدا فرمود: «اجعل مائدتی و رزقی للفقراء دون الاغنیاء.» توانگران به شک افتادند و گفتند: «اتروْن المائدة حقا تنزل من السماء؟» عیسی گفت: «اکنون که فتنه در دل خود راه دادید و به شک افتادید، عذاب را ساخته باشید.» عیسی گفت: «ان تعذبهم فانهم عبادک …»، پس سیصد و سی و سه مرد مسخ شدند، «شب در خانهٔ خویش با اهل و عیال خفته و بامداد خوکان بودند». عیسی یکایک را می‌شناخت، «ایشان می‌گریستند و به سر اشارت می‌کردند»، و پس از سه روز هلاک شدند. دربارهٔ عذاب می‌گوید: «جائز است که این عذاب در دنیا بود، و ذلک انهم مسخوا خنازیر، جائز است که در آخرت باشد.»

دربارهٔ نزول، قول حسن را می‌آورد: «و الله ما نزلت المائدة، و لو نزلت لکانت الی یوم القیامة لانه قال لاولنا و آخرنا»، و قول دیگرش که چون شرط را شنیدند استعفا کردند. سپس می‌گوید: «و قول درست آنست که مائده فرو آمد.» از وهب هم نقل می‌کند که مائده‌ای بود که چهار هزار تن بر آن می‌نشستند. اشراف گفتند این فرودستان جامه‌هایمان را آلوده می‌کنند و سکویی ساختند تا دست آنان به سفره نرسد، «فلما خالفوا امر الله رفعها عنهم».

نوبت سوم (عرفانی)

«سؤال هر کس بر حسب حال او، و مراد هر کس بر اندازهٔ همت او! شتّان بین امة و امة! … یاران عیسی چون گرسنه شدند بر عیسی اقتراح کردند، دل عیسی به خود مشغول داشتند.» اما ابوبکر در غار، با تشنگی، گرسنگی و مارگزیدگی، صبر کرد تا دل پیامبر به او مشغول نشود. «عیسی از امت خویش یاری خواست، ایشان از وی مائده خواستند. باز مصطفی از امت خود یاری خواست که: کونوا انصار الله. یاران همه تن و جان و مال فدا کردند.»

و از زبان خدا در پاسخ دعای عیسی: «یا عیسی! دریغ نیست که مائده می‌خواهند … اما ما را دوستانی‌اند از امت محمد که از ما جز ما را نخواهند، و جز به یاد ما نیاسایند.» در معنای عرفانی «عید» هم می‌گوید: «سمی العید عیدا لان الله تعالی یعود بالرحمة الی العبد، و العبد یعود بالطاعة الی الرب»؛ و نیز چون در آن روز کار مؤمن به آغازش بازمی‌گردد، به همان پاکی روزی که از مادر زاده شد.

۲. ترجمهٔ تفسیر طبری (ترجمهٔ علمای ماوراءالنهر، قرن چهارم)

ترجمهٔ آیات

۱۱۲: «و گفتند حواریان که: یا عیسی پسر مریم، هیچ تواند خدای تو که بفرستد بر ما خوانی از آسمان؟ گفت: بپرهیزید از خدای اگر هستید گرویدگان.» در نسخه‌بدل‌ها «حواریان» به «یاران و خاصگان» (صو) و «گازران» (خ) معنا شده است.

۱۱۳: «گفتند: خواهیم که بخوریم از آن، و بیارامد دل‌های ما، و بدانیم که راست گفتی ما را، و باشیم بر آن از گواهان.»

۱۱۴: «گفت عیسی پسر مریم: بار خداوند ما، بفرست بر ما خوانی از آسمان، که باشد ما را عیدی، اول ما را و آخر ما را، و نشانی از تو، و روزی ده ما را، که تو ای بهتر روزی‌دهندگان.» در نسخهٔ «خ»، «عید» به «نیکوی» برگردانده شده، و در نسخهٔ «صو» آمده: «عیدی یعنی جشنی مر پیشینیان مرا و پسینیان ما را.»

۱۱۵: «گفت خدای: من که فرو فرستاده‌ام آن را بر شما، هر کی کافر شود پس از آن از شما، من عذاب کنم او را عذابی که نه عذاب کرده باشم یکی را از جهانیان.» در نسخهٔ «صو»: «فرو فرستنده‌ام».

در بخش قصه‌ها (ج ۲، ص ۴۳۲ تا ۴۳۴)

عیسی از شهر بیرون رفت و به گازرگاهی رسید و بیست گازر دید. دوازده تن از ایشان با او رفتند، «و دست از گازری بداشتند. و گازران را به تازی حواری خوانند، از بهر آن که جامه سپید کنند.» خلقی انبوه در پی او به بیابانی بی‌آبادانی رسیدند و گرسنه ماندند. به حواریان گفتند: «شما به عیسی نزدیک‌ترید، باید که او را بگویید تا با خدای تعالی بگوید تا ما را طعام فرستد، یا خوانی که بر آن طعام باشد، تا ما از آن بخوریم و دل ما بدان قرار گیرد، که ما به طاقت رسیده‌ایم و بیش ازین به طعام ناخوردن صبر نمی‌توانیم کرد، و ما بدان شکر کنیم.» این همان «هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ …» است.

«پس عیسی گفت که: یا مردمان، این بر خدای من آسان است، و لکن اگر پس ازین یک کس از شما کافر شود به خدای تعالی، او را عذاب کند، عذابی چنان که کس را نکرده باشد.» «پس عیسی روی بر آسمان کرد و این حاجت از خدای تعالی درخواست، و خدای عز و جل حاجت او روا گردانید، و از آسمان خوان‌ها فرستاد با طعام‌های لون‌الون، و تا بدان بیابان اندر بودند همچنان از آسمان خوان‌ها با طعام‌های الوان از آسمان می‌آمد. و گروهی گفتند که این جادوی بود، و جادوی بیش از سه روز برندارد.»

«پس آن گروه از بنی اسرائیل که این چنین سخن گفته بودند، خدای تعالی بر ایشان خشم گرفت … و خدای تعالی صورت ایشان از صورت مردم بگردانید، و آن هفتاد تن که این سخن گفته بودند ایشان همه کپی گشتند، و سه روز ببودند پس بمردند، که مسخ را نسل نباشد.» مترجمان این مسخ را یکی از «چهار گونه عذاب» بنی‌اسرائیل می‌شمارند: سنگ آسمانی، خسف، مسخ و شمشیر.

نکته: در ترجمهٔ طبری، درخواست مائده به نیاز واقعی جمعیتی گرسنه در بیابان پیوند خورده است، و عذاب آیهٔ ۱۱۵ برای کسانی است که معجزه را «جادو» خواندند.

۳. روض الجنان و روح الجنان — ابوالفتوح رازی (قرن ششم)

موضع: جلد ۷ (در فایل «بخش ۱»).

آیهٔ ۱۱۲

ترجمه: «… بتواند خدای تو که فروفرستد بر ما خوانی از آسمان. گفت: بترسی از خدا اگر شما ایمان دارید.» کسائی «هل تستطیع ربّک» خوانده، «بر تقدیر هل تستطیع ان تسأل ربّک»، یعنی تو را ممکن است و اعتماد داری که اگر بگویی روان باشد. دربارهٔ اینکه حواریان شک داشتند یا نه، سه قول می‌آورد. یکی: «این در اوّل حال گفتند که هنوز خدای را نیک نشناخته بودند»، از این رو عیسی بر ایشان انکار کرد. دوم، قول حسن: «هل یفعل ربّک و یختاره»، «چنان که یکی از ما گوید: توانی که بیایی تا فلان را بپرسیم، و او شاک نباشد در قدرت او.» سوم: «هل یستجیب لک ربّک»، که «استطاع» به معنای «اطاع» و «اطاع» به معنای «اجاب» است.

سپس فرق «استطاعت» و «قدرت» را می‌گوید: «استطاعت انطیاع الجوارح للفعل باشد، و قدرت آن بود که ایجاب قادری کند. برای آن خدای تعالی را قادر خوانند و مستطیع نخوانند.» «مائده خوان باشد، و لکن آنگه مائده خوانند که بر او طعام باشد»، مانند «کأس» که تا شراب در آن نباشد کأس نامیده نمی‌شود. اصل آن از «ماد یمید» (تحرک) یا «مادَه» (عطا کرد) است. «و بعضی مفسّران گفتند: این سؤال، جهلهٔ قوم عیسی کردند بر زبان حواریان»، چنان که قوم موسی رؤیت را بر زبان موسی خواستند.

آیهٔ ۱۱۳

«در معنی اراده دو قول گفتند: یکی آن که به معنی میل طبع است و محبّت، و یکی آن که به معنی قصد است.» «تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا» را دو گونه می‌خواند. یکی سؤال قوم بر زبان حواریان، که می‌خواهند صدق عیسی را بدانند. دیگری «از کلام حواریّان باشد، جاری مجرای قول ابراهیم … یعنی تا مرا یقین بر یقین بیفزاید و طمأنینه بر طمأنینه، و آنچه به دلیل می‌دانیم به ضرورت بدانیم».

آیهٔ ۱۱۴

ترجمه: «… اى بار خداى ما، بفرست بر ما خوانى از آسمان تا باشد ما را عیدى، اوّل ما را و آخر ما را، و علامتى از تو، و روزى ده ما را، و تو بهترین روزى‌دهندگانى.» «تَكُونُ لَنَا عِيدًا» صفت مائده است، «و جواب أنزل نیست، چه اگر چنان بودی مجزوم بودی». عبدالله مسعود و اعمش «تکن» به جزم خوانده‌اند. عید یعنی «روزى مبارک مشهور که ما آن را عید گیریم و اوّلین و آخرینان آن را روز برکت و سرور گیرند» (قتاده، سدّی، ابن جریج)، یا «روزى که در او خیرى و عایدتى باشد». اقوال لغویان را هم می‌آورد: سفیان، خلیل، و انباری که گفت عید را عید خوانند «که خلق عود کنند از ترح با فرح». «لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا» یعنی ما و آنان که پس از ما باشند. ابن‌عباس گفت: «آخر مردمان آن بخورند چنان که اوّل مردمان.»

آیهٔ ۱۱۵

«مدنیان و شامیان و عاصم خواندند: مُنَزِّلُهَا بالتّشدید، از تفعیل برای تکثیر فعل … براى آن که چند بارها فرود آمد، و در خبر هست که چهل بامداد فرود مى‌آمد.» «خداى تعالى خوان بفرستاد و ایشان کافر شدند و خداى تعالى ایشان را مسخ کرد با خوک و بوزینه کرد.» از عبدالله بن عمر: «از اهل دوزخ آنان که ایشان را عذاب سخت‌تر باشد منافقان باشند، و آنان که کافر شدند به مائده از قوم عیسى، و آل فرعون.»

سپس اختلاف در نزول را می‌آورد و می‌گوید: «و درست آن است که مائده فرود آمد، براى آن که ظاهر قرآن دلیل آن مى‌کند … و این خبرى است مطلق، و در اخبار او تعالى خلاف نبود. دگر اخبار متواتر آمد از صحابه و تابعین و اهل علم.» کعب گفته روز یکشنبه نازل شد. روایات محتوای مائده را هم می‌آورد: نان و گوشت (عمّار از پیامبر)، هفت نان و هفت ماهی (ابن‌عباس)، ماهی‌ای با طعم همه چیز (عطیه)، میوه‌های بهشتی (قتاده و عمّار). از کلبی و مقاتل نقل می‌کند که عیسی شمعون صفا را خواند، «و او وصىّ عیسى بود»، و با شش نان و دو ماهی کوچک پنج هزار تن را سیر کرد. صفات عیسی از قول سلمان، و دعای او هنگام نزول («اللّهمّ اجعلنی من الشّاکرین») را هم آورده است.

نکته: ابوالفتوح بر نزول قطعی مائده تأکید می‌کند و استدلالش «اطلاق خبر الهی» است. تعبیر «شمعون … وصیّ عیسی» هم از نکته‌های شیعی این تفسیر است.

۴. تفسیر نمونه — آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان

موضع: جلد ۵، سورهٔ مائده، آیات ۱۱۱ تا ۱۱۵.

ترجمهٔ آیات

«۱۱۲ - در آن هنگام که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم، آیا پروردگار تو می‌تواند مائده‌ای از آسمان نازل کند؟ او (در پاسخ) گفت: از خدا بپرهیزید اگر با ایمان هستید! ۱۱۳ - گفتند: (ما نظر سویی نداریم) می‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌های ما (به رسالت تو) مطمئن گردد و بدانیم به ما راست گفته‌ای و بر آن گواه باشیم. ۱۱۴ - عیسی عرض کرد: خداوندا، پروردگارا! مائده‌ای از آسمان بر ما بفرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانه‌ای از تو، و به ما روزی ده، تو بهترین روزی‌دهندگانی. ۱۱۵ - خداوند (دعای او را مستجاب کرد و) گفت: من آن را بر شما نازل می‌کنم، ولی هر کس از شما بعد از آن کافر گردد (و راه انکار پوید)، او را چنان مجازاتی می‌کنم که احدی از جهانیان را نکرده باشم!»

آیهٔ ۱۱۲

«مائده در لغت هم به خوان و سفره و طبق گفته می‌شود و هم به غذایی که در آن قرار می‌دهند، و در اصل از مادهٔ میْد به معنی حرکت و تکان خوردن است.» «مسیح از این تقاضا که بوی شک و تردید می‌داد، پس از آوردن آن همه آیات و نشانه‌های دیگر، نگران شد و به آن‌ها هشدار داد.»

در «نکته‌ها» سه توجیه برای «هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ» می‌آورد: «نخست اینکه این درخواست در آغاز کار آن‌ها بود، که به تمام صفات خدا کاملاً آشنا نبودند. دیگر اینکه منظورشان این بوده: آیا خداوند مصلحت می‌بیند چنین مائده‌ای را بر ما نازل کند … سوم اینکه "یستطیع" به معنی "یستجیب" بوده باشد.»

آیهٔ ۱۱۳

«به‌زودی به اطلاع عیسی رسانیدند که ما هدف نادرستی از این پیشنهاد نداریم … بلکه می‌خواهیم از این مائده بخوریم، و علاوه بر نورانیتی که بر اثر تغذیه از غذای آسمانی در قلب ما پیدا می‌شود، زیرا تغذیه به طور مسلم در روح انسان مؤثر است، قلب ما اطمینان و آرامش پیدا کند و با مشاهدهٔ این معجزهٔ بزرگ به سر حد عین‌الیقین برسیم.»

«منظور از تقاضای مائده چه بود؟ شک نیست که حواریون در این تقاضا نظر سویی نداشتند … بلکه در جستجوی آرامش بیشتر و زدودن باقی‌ماندهٔ تردیدها و وسوسه‌های اعماق قلبشان بوده است … حتی ابراهیم با آن مقام والای ایمان و یقینش از خداوند تقاضا می‌کند که مسئلهٔ معاد را با چشم خود ببیند تا ایمان علمیش به عین‌الیقین و شهود تبدیل شود. ولی از آنجا که تعبیر تقاضای حواریون ظاهراً زننده بود، حضرت مسیح آن را حمل بر بهانه‌جویی کرد … اما هنگامی که با توضیح بیشتر مقصد خود را روشن ساختند، عیسی در برابر آن‌ها تسلیم شد.»

آیهٔ ۱۱۴

«هنگامی که عیسی از حسن نیت آن‌ها در این تقاضا آگاه شد، خواستهٔ آن‌ها را به پیشگاه پروردگار به این صورت منعکس کرد … قابل توجه اینکه مسیح تقاضای آن‌ها را به طرزی شایسته‌تر در پیشگاه خدا بیان کرد که حاکی از روح حق‌طلبی و ملاحظهٔ مصالح جمعی و عمومی بوده باشد.» «از احادیث، از جمله از حدیثی که از امام باقر نقل شده، چنین استفاده می‌شود که طعام مزبور چند قرص نان و چند ماهی بود.»

«عید در لغت از مادهٔ عود به معنی بازگشت است، و لذا به روزهایی که مشکلات از قوم و جمعیتی برطرف می‌شود و بازگشت به پیروزی‌ها و راحتی‌های نخستین می‌کند عید گفته می‌شود … و از آنجا که روز نزول مائده روز بازگشت به پیروزی و پاکی و ایمان به خدا بوده است، حضرت مسیح آن را عید نامیده.» نزول در روز یکشنبه بود، «و شاید یکی از علل احترام روز یکشنبه در نظر مسیحیان نیز همین بوده است». و حدیث امیرالمؤمنین: «هر روز که در آن معصیت خدا نشود روز عید است.»

آیهٔ ۱۱۵

«من چنین مائده‌ای را بر شما نازل می‌کنم، ولی توجه داشته باشید، بعد از نزول این مائده مسئولیت شما بسیار سنگین‌تر می‌شود.» «با اینکه آیات فوق تقریباً صراحت در نزول مائده دارد، زیرا وعدهٔ خداوند تخلف‌ناپذیر است، اما عجیب این است که بعضی از مفسران در نزول مائده تردید کرده‌اند … ولی حق این است که مائده بر آن‌ها نازل گردید.»

«مجازات شدید برای چه بود؟ … هنگامی که ایمان به مرحلهٔ شهود و عین‌الیقین برسد … مسئولیت او بسیار سنگین‌تر خواهد شد … مثلاً هر کس می‌داند که قاعدتاً در شهر و دیار او گرسنگانی وجود دارند … اما هنگامی که با چشم خود ببیند که انسان بی‌گناهی از شدت گرسنگی ناله می‌کند، مسلماً شکل مسئولیت او عوض می‌گردد.» و: «در اناجیل چهارگانهٔ کنونی سخنی از مائده به شکلی که در قرآن است نمی‌یابیم … ولی از آنجا که می‌دانیم بسیاری از حقایقی که بر عیسی نازل گشت در اناجیل کنونی نیست … مشکلی از این نظر در جریان نزول مائده به وجود نخواهد آمد.»

۵. ترجمهٔ تفسیر المیزان — علامه طباطبایی، ترجمهٔ موسوی همدانی

موضع: ترجمة المیزان، ج ۶، ص ۳۲۸ تا ۳۴۳.

آیهٔ ۱۱۲

علامه درخواست حواریون را زشت می‌داند، چون غرض از معجزه اتمام حجت است و یک معجزه برای آن کافی است: «درخواست کردن حواریین معجزه‌ای را که به سلیقهٔ خود انتخاب کرده بودند (مائده)، بعد از مشاهدهٔ آن همه آیات، عمل بسیار زشتی بود، و از همین جهت مسیح با این کلام خود اتقوا الله ان کنتم مؤمنین آن‌ها را توبیخ نموده است.»

اما ایمان حواریون را خالص می‌داند و قول کسانی را که «إِذْ» را متعلق به «قالوا آمنّا» گرفته‌اند تا ایمانشان را ادعا بشمارند، رد می‌کند: «این تفسیر صحیح نیست … زیرا با ظاهر سیاق آیهٔ قبلی نمی‌سازد، چون از آن آیه استفاده می‌شود که ایمان حواریون خالص بوده و خداوند به آنان الهام کرد.» ظاهر «هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ» را هم بسیار بعید از حواریون می‌داند و می‌گوید: «بهترین توجیهی که در این باب شده است این است که استطاعت کنایه است از اقتضای مصلحت و وقوع اذن و رخصت»، مانند اینکه گفته شود «پادشاه قدرت ندارد به حرف یک‌یک ارباب حوائج گوش دهد».

«مائده سفره و خوانی را گویند که در آن طعام باشد. راغب گفته است: مائده طبق و خوانی است که در آن طعام باشد؛ هم به خود آن طبق مائده گفته می‌شود و هم به آن طعام.»

آیهٔ ۱۱۳

«خود آن‌ها اقتراح و درخواست خود را توجیه کرده و مطالبی گفتند که آن حدت و صولتی را که در اطلاق کلامشان بود شکست … غرض ما از این درخواست تنها خوردن و تفنن به امور خارق‌العاده و بازیچه گرفتن آیات الهی نیست، بلکه اغراض دیگری در نظر گرفته‌ایم … و لیکن در عین اینکه غرض خود را از این درخواست توجیه کردند، مع ذلک از مسئلهٔ خوردن صرف‌نظر نکردند، و اشکال هم همین جا است. باز اگر می‌گفتند: نرید ان ناکل منها فتطمئن قلوبنا … اشکال کمتر بود.»

آیهٔ ۱۱۴

«این دعا در میان همهٔ دعاها و تقاضاهایی که در قرآن از انبیا حکایت شده دارای خصوصیتی است که در هیچ یک از آن‌ها نیست، و آن افتتاح دعا است به ندای اللهم ربنا … و این خصوصیت نیست مگر برای دقت مورد و هول مطلع.» مسیح خود را هم داخل قوم کرد و گفت «ربّنا»، با اینکه آنان گفته بودند «ربّک».

«مسیح سپس عنوانی به مائده داده … و آن این بود که او و امتش روز نزول مائده را عید بگیرند، و این ابتکار کار مسیح بود، و در درخواست حواریین از مسیح چنین عنوانی وجود نداشت … چون عید گرفتن دارای آثار حسنه‌ای است؛ از آن جمله وحدت کلمه است و تجدید حیات ملی و مسرت دل‌های مردم و اعلان دین در هر بار که فرا می‌رسد.» «وَآيَةً مِنْكَ»: «کأنّه خواست اشاره کند به اینکه غرض اصلی ما این نبود.» «وَارْزُقْنَا»: «حواریون همین را غرض اصلی خود دانسته … و لیکن مسیح آن را … در آخر همه ذکر نمود. علاوه بر این، لفظ اکل - خوردن را هم برداشت و به جایش کلمهٔ رزق را به کار برد.» «اینجاست که خوانندهٔ محترم به خوبی پی می‌برد که تا چه اندازه این پیغمبر عظیم‌الشأن نسبت به پروردگار خود مؤدب بوده.»

آیهٔ ۱۱۵

قرائت بی‌تشدید را «با قواعد موافق‌تر» می‌داند، «زیرا انزال دلالت بر نزول دفعی دارد و مائده هم دفعتاً نازل شده». «اینکه فرمود انی منزلها علیکم وعدهٔ صریح است به انزال، مخصوصاً از نظر اینکه با صیغهٔ اسم فاعل ذکر شده … و از همین جا استفاده می‌شود که مائدهٔ مورد سؤال مسیح نازل شده، و لو اینکه مسیحیان از آن خبری ندارند.»

«این وعدهٔ صریح، خود استجابت دعای اوست. چیزی که هست، چون ظاهر سیاق … این است که معجزه برای تمامی مردم نعمت است … از این جهت خدای تعالی برای رفع چنین توهمی اطلاق کلام خود را مقید به آن شرط نمود … این عید که خداوند مسیحیت را به آن اختصاص داد نعمتی است که همه‌شان از آن منتفع نمی‌شوند.» این را نظیر «لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» در پاسخ دعای ابراهیم می‌داند. «عالمین» یعنی «عالم‌های جمیع اعصار»، و عذاب «در باب خود عذابی است بی‌نظیر میان همهٔ امت‌ها».

بحث روایی

از مجمع البیان از امام صادق: «معنی این جمله [هل یستطیع ربک] این است که آیا می‌توانی از خدای خود درخواست کنی؟» علامه می‌گوید این معنا از طریق عامه هم از عایشه و سعید بن جبیر نقل شده است. از تفسیر عیاشی از امام باقر: «مائده‌ای که بر بنی‌اسرائیل نازل شد با زنجیرهای طلایی از آسمان آویزان شد و مشتمل بود بر ۹ عدد ماهی و ۹ گرده نان.» روایت عمّار (نان و گوشت) را هم می‌آورد و در آن «مناقشه» می‌کند: «طعامی که از بین رفتنی نیست و تا قیام قیامت ماندنی است، چه حاجت دارد به اشخاصی که به معجزه بودن آن شهادت دهند.»

۶. ترجمهٔ تفسیر مجمع البیان — امین‌الاسلام طبرسی

موضع: ترجمهٔ فارسی ۲۷ جلدی، ج ۷، سورهٔ مائده، آیات ۱۱۱ تا ۱۱۵.

ترجمهٔ آیات

«هنگامی که حواریین گفتند: ای عیسی بن مریم، آیا پروردگار تو قادر است که برای ما خوان آسمانی نازل کند؟ گفت: اگر ایمان دارید از خدا بترسید. گفتند: می‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌هایمان آرامش یابد و بدانیم که به ما راست گفته‌ای و بر آن گواه باشیم.» «عیسی بن مریم گفت: خدایا بر ما مائده‌ای از آسمان نازل کن که برای اول و آخر ما عید و آیتی از جانب تو باشد، و ما را روزی کن، و تو بهترین روزی‌دهندگانی. خداوند فرمود: من آن را بر شما نازل می‌کنم. هر کس از شما بعد از آن کفر ورزید، چنان عذابش کنم که احدی از مردم عالم گرفتار آن نشده باشند.»

آیهٔ ۱۱۲

قرائت و لغت: کسائی «هل تستطیع ربّک» خوانده، «یعنی آیا قدرت داری که از پروردگار خود سؤال کنی؟ البته دربارهٔ قدرت او شک نداشتند. می‌خواستند بگویند: تو که می‌توانی چرا سؤال نمی‌کنی؟!» «از امام باقر روایت شده است که یعنی: هل تستطیع ان تدعو ربک.» «استطاعت: قدرت. با این تفاوت که استطاعت توانایی به وسیلهٔ اعضا و جوارح، و قدرت اعم است. از این رو به خداوند قادر گفته می‌شود نه مستطیع.» «مائده: خوان. ازهری … گوید: این کلمه به صیغهٔ اسم فاعل و به معنای اسم مفعول است، یعنی عطا شده.»

در معنای سؤال سه قول می‌آورد: «۱. یعنی آیا اگر از خدا مسألت کنی که برای ما خوان آسمانی نازل کند، خداوند سؤال تو را مستجاب می‌کند تا دلیلی بر صدق گفتار تو باشد؟ بدیهی است که آن‌ها دربارهٔ قدرت خدا شک نداشتند، زیرا خداشناس و مؤمن بودند … این قول از ابوعلی فارسی است. ۲. یعنی آیا خداوند قادر است خوان آسمانی نازل کند؟ این سؤال را در آغاز دینداری خود، هنگامی که هنوز ایمانشان کامل نشده بود، کردند. از این جهت عیسی به آن‌ها فرمود: اگر ایمان دارید از خدا بترسید. ۳. سدی گوید: یعنی آیا خداوند دعای تو را مستجاب می‌کند؟» از زجاج هم دو وجه نقل می‌کند: یا برای تثبیت ایمان بود، مانند ابراهیم؛ یا این درخواست پیش از دیدن معجزات دیگر عیسی بوده است.

«اتَّقُوا اللَّهَ»: «بترسید که از خداوند چیزی مسألت کنید که پیش از شما کسی مسألت نکرده است. ابوعلی فارسی گوید: مقصود راهنمایی آن‌ها به سوی تقوی است و به تقوی خاص نظر ندارد … زجاج گوید: عیسی به آن‌ها امر کرد که از خداوند آیات و معجزات نخواهند و در این راه بر خدا و رسولش سبقت نگیرند، زیرا به اندازهٔ کافی آیات و معجزات … در دسترس آن‌ها قرار گرفته است.»

آیهٔ ۱۱۳

«نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا»: «۱. یعنی می‌خواهیم از خوان آسمانی بخوریم و سؤال ما به این منظور است. ۲. دیگر اینکه اراده به معنای محبت باشد؛ یعنی دوست داریم که از آن بخوریم.» «تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا»: «ممکن است این مطلب را از روی بصیرت گفته باشند، یعنی می‌خواهیم بر یقین خود بیفزاییم، زیرا هر چه دلیل بیشتر باشد، معرفت در قلب آن‌ها بیشتر متمکن می‌شود.» «وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا»: «این جمله مؤید قول کسی است که می‌گوید این سؤال مربوط به آغاز دینداری آن‌هاست. حق این است که آن‌ها این خواهش را برای کسب یقین و معرفت کامل و تأکید اعجاز کردند.» «وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ»: «برای خداوند به یکتایی و برای تو به رسالت گواهی دهیم»؛ یا نزد بنی‌اسرائیل گواهی دهیم.

آیهٔ ۱۱۴

«عید: اسم چیزی است که در وقت معین باز می‌گردد. حتی به خیال و غم هم عید گفته‌اند.» «تَكُونُ»: «در محل نصب، صفت برای مائده»؛ «لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا: بدل از لنا». «هنگامی که قوم از او خواهش کردند، وی به درگاه خدا دعا کرد. برخی گفته‌اند: او هنگامی دعا کرد که خداوند به او اذن داده بود.» در معنای عید: «۱. یعنی روزی که برای ما خوان آسمانی نازل می‌کنی، عید می‌گیریم و بعد از این ما و آن‌هایی که بعد از ما خواهند آمد، آن روز را بزرگ می‌داریم … ۲. یعنی از برکت تفضل خداوند، مائده‌ای عاید ما می‌شود … معنای اول بهتر است.» «وَآيَةً مِنْكَ»: «این خوان آسمانی آیتی است از جانب تو که دل‌ها را برای ایمان نرم و آماده می‌سازد.» «وَارْزُقْنَا»: «جبایی گوید: یعنی شکرگزاری را در مقابل آن نصیب ما گردان.» و نکتهٔ کلامی: «این آیه دلالت دارد بر اینکه بندگان به یکدیگر روزی می‌دهند، زیرا اگر چنین نبود، معنی نداشت که گفته شود خدا بهترین روزی‌دهندگان است.»

آیهٔ ۱۱۵

«مُنَزِّلُهَا»: اهل مدینه و شام و عاصم با تشدید و دیگران بی‌تشدید خوانده‌اند. «مؤید قرائت بدون تشدید، فعل انزل علینا مائدة می‌باشد، و بهتر است که جواب بر طبق سؤال باشد.» در «عالمین» سه قول است: «۱. مقصود مردم همان زمان است. آن‌ها پس از نزول مائده کفر ورزیدند و خداوند آن‌ها را به صورت میمون و خوک درآورد. این قول از قتاده است. از امام هفتم نقل شده است که آن‌ها به صورت خوک درآمدند … ۳. مقصود نوعی از عذاب است که احدی جز آن‌ها گرفتار آن نشده‌اند … همان‌طوری که معجزه هم به آن‌ها اختصاص داشت.»

«حسن و مجاهد گویند: نازل نشد، زیرا همین که از شرط آن مطلع شدند، سؤال خود را پس گرفتند. لکن صحیح این است که مائده نازل شد، زیرا خداوند خبر داد که نازل خواهد کرد و خداوند خبر خلاف نمی‌دهد.» سپس روایات را می‌آورد: عمّار از پیامبر (نان و گوشت، و شرط خیانت نکردن)؛ هفت نان و هفت ماهی پس از سی روز روزه («این مضمون از امام باقر نیز روایت شده است»)؛ داستان مفصل سلمان؛ و «در تفسیر اهل بیت است که خوان آسمانی نازل می‌شد … طبقهٔ اعیان و اشراف تصمیم گرفتند که مستمندان را از شرکت در این سفرهٔ خدادادی منع کنند. خداوند نعمت را از آن‌ها سلب کرد و آن‌ها را به صورت بوزینگان و خوکان درآورد.»

بخش دوم: تفاسیر عربی (ترجمهٔ فارسی، به ترتیب تاریخی)

۷. الکشف والبیان (تفسیر ثعلبی) — ابواسحاق ثعلبی (ت ۴۲۷ هـ)

آیهٔ ۱۱۲

ثعلبی دو قرائت را می‌آورد. کسائی و گروهی دیگر «هل تستطیع ربّک» خوانده‌اند و گفته‌اند حواریون در قدرت خدا شک نداشتند؛ عایشه، علی، ابن‌عباس و معاذ هم چنین خوانده‌اند. دیگران «هل یستطیع ربک» خوانده‌اند و گفته‌اند: «آنان در قدرت خدا شک نکردند؛ معنایش این است که آیا نازل می‌کند یا نه؟ چنان که کسی به همراهش می‌گوید: آیا می‌توانی با من برخیزی؟ با اینکه می‌داند می‌تواند، و مرادش این است که آیا این کار را می‌کنی یا نه.» «و برخی آن را بر ظاهر حمل کرده‌اند و گفته‌اند: قوم خطا کردند و بشر بودند؛ پس عیسی هنگام این خطا، از روی بزرگ شمردن سخنشان، گفت: "اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ"، یعنی از اینکه در قدرت خدا شک کنید یا او را به عجز و نقصان نسبت دهید.» محققان در پاورقی افزوده‌اند که طبری در «جامع البیان» قوم را دچار شک در دین دانسته است.

آیهٔ ۱۱۳

ثعلبی در «وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ» دو قول می‌آورد: برای خدا به یگانگی و برای تو به نبوت و رسالت گواهی دهیم؛ یا برای تو نزد بنی‌اسرائیل، چون به سوی آنان بازگردیم، گواهی دهیم.

آیهٔ ۱۱۴

«تَكُونُ» حال است و به آینده برمی‌گردد، یعنی «کائنة»، و از همین رو مرفوع است، مانند «فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي». عبدالله و اعمش «تکن» به جزم خوانده‌اند. «عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا» یعنی «عائده‌ای از خدا بر ما، و حجت و برهانی». عید نام هر چیزی است که به آن عادت کرده‌ای و به سوی تو بازمی‌گردد، از همین رو روز فطر و قربان را عید می‌گویند. سپس معانی گوناگون را نقل می‌کند. سدّی: روز نزول را عید می‌گیریم و بزرگ می‌داریم. سفیان: روزی که در آن نماز می‌گزاریم. خلیل: هر روز اجتماع. ابن انباری: از بازگشت از اندوه به شادی. و گفته‌اند: چون هر کس به اندازهٔ منزلت خود بازمی‌گردد. «لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا» یعنی اهل زمان ما و آیندگان. ابن‌عباس گفت: آخر مردم از آن بخورند چنان که اولشان خوردند. «وَآيَةً مِنْكَ» یعنی دلیل و حجت.

آیهٔ ۱۱۵

«قَالَ اللَّهُ» یعنی در پاسخ عیسی. اهل مدینه و شام و عاصم «مُنَزِّلُهَا» را با تشدید خوانده‌اند، «چون چند بار نازل شد، و تفعیل بر تکثیر دلالت دارد». «فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ» یعنی پس از نزول مائده. «أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ» یعنی جهانیان زمان خودش. «پس قوم انکار کردند و پس از نزول مائده کفر ورزیدند و به بوزینه و خوک مسخ شدند.» از عبدالله بن عمرو: «سخت‌ترین مردم از نظر عذاب در روز قیامت منافقان‌اند، و کسانی از اصحاب مائده که کفر ورزیدند، و آل فرعون.»

اقوال مجاهد و حسن را دربارهٔ عدم نزول می‌آورد و می‌گوید: «و درست آن است که نازل شد، به دلیل "إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ"، و در خبر او خلاف واقع نمی‌شود، و به سبب تواتر اخبار از پیامبر و صحابه و تابعین.» محققان در پاورقی گفته‌اند ادعای تواتر از پیامبر «دقیق نیست»، ولی تواتر اخبار سلف دربارهٔ نزول را می‌توان پذیرفت. سپس روایات عمّار، اسحاق بن عبدالله (که برخی از آن دزدیدند و گفتند شاید دیگر نازل نشود، پس برداشته شد) و ابن‌عباس (سی روز روزه) را نقل می‌کند.

۸. التبیان فی تفسیر القرآن — شیخ طوسی (ت ۴۶۰ هـ)

موضع: ج ۴، سورهٔ مائده، آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵.

آیهٔ ۱۱۲

شیخ طوسی «حواریون» را چنین معنا می‌کند. حسن گفته یاران عیسی‌اند. گفته‌اند وزیران او در کارش بودند. و گفته‌اند خاصّه و خالصان مرد، چنان که پیامبر دربارهٔ زبیر فرمود: «او حواری من است». اصلش «خلوص» است، و گفته‌اند گازر بودند. کسائی و اعشی «هل تستطیع ربّک» خوانده‌اند. عامل «إِذْ» یا «أَوْحَيْتُ» است یا «اذکر» مقدر.

در معنای «هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ» سه قول می‌آورد: «یکی: آیا توانایی دارد؟ و این در آغاز کارشان بود، پیش از آنکه معرفتشان به خدای تعالی و صفاتی که بر او روا و ناروا است استوار شود، و از همین رو پیامبرشان بر آنان انکار کرد و گفت "اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ"، زیرا ایمانشان در آن هنگام کامل نشده بود. دوم: آیا این کار را می‌کند؟ (قول حسن)، چنان که کسی می‌گوید آیا می‌توانی برخیزی، یعنی آیا برمی‌خیزی؟ زیرا مانعِ برخاسته از حکمت یا میل گاه در حکم منافیِ استطاعت قرار می‌گیرد. سوم: آیا پروردگارت دعای تو را اجابت می‌کند؟ سدّی گفته: آیا اگر از او بخواهی تو را اطاعت می‌کند؟»

فرق استطاعت و قدرت را هم می‌گوید: «استطاعت فرمان‌پذیری اعضا برای فعل است، و قدرت آن است که قادر را قادر می‌کند؛ از همین رو خدای تعالی به قادر وصف می‌شود و به مستطیع وصف نمی‌شود.» «مائده» خوان است، چون آنچه را بر آن است حرکت می‌دهد. «اتَّقُوا اللَّهَ» یعنی «از معاصی او و از کثرت درخواست آیات بپرهیزید؛ زیرا اگر به خدا و به صحت نبوت عیسی ایمان دارید، آنچه شناخته‌اید شما را از آیات بی‌نیاز کرده است، و از درخواست نزول مائده بپرهیزید، چون نمی‌دانید خدا هنگام این درخواست با شما چه می‌کند».

آیهٔ ۱۱۳

در معنای «اراده» دو قول است: یکی محبت، یعنی میل طبع؛ دیگری ارادهٔ قلبی، یعنی «با این درخواست چنین می‌خواهیم». «تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا»: «جایز است این را گفته باشند در حالی که در دینشان بصیرت داشتند و مؤمن بودند، چنان که ابراهیم گفت: "أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي"؛ یعنی تا آرامش ما در معرفتی که داریم افزون شود، زیرا هرچه دلایل بیشتر شود، معرفت در جان استوارتر می‌شود.» «وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ» یعنی برای خدا به توحیدش، با دلیلی که در مائده می‌بینیم، و برای تو به نبوت از همان دلیل گواهی دهیم.

آیهٔ ۱۱۴

«خدای تعالی از عیسی خبر داد که از پروردگارش خواست مائده‌ای از آسمان بر او نازل کند که برای ایشان، اول و آخرشان، عید باشد، بر پایهٔ آنچه قومش پیشنهاد کرده بودند.» «تَكُونُ» مرفوع است چون صفت مائده است. در معنای عید دو قول است: روز نزول را عید می‌گیریم و بزرگ می‌داریم (سدّی، قتاده، ابن جریج، و قول ابوعلی جبّایی)؛ یا عائدهٔ فضل و نعمتی از خدا باشد. «و اوّلی وجه کلام است.» «وَآيَةً مِنْكَ»: «آیه دلالت عظیم‌الشأنی است در برانگیختن دل‌های بندگان به اقرار به مدلول آن … پس دلالتی است بر توحید تو و درستی نبوت پیامبرت.»

در طعام مائده سه قول است: نان و ماهی (ابن‌عباس و ابوعبدالرحمن)، «و این از امام باقر و امام صادق (ع) روایت شده است»؛ میوه‌ای از میوه‌های بهشت (عمّار)؛ همه گونه طعامی جز گوشت (زادان و ابومیسره). «وَارْزُقْنَا» دو معنا دارد، که هر دو را جبّایی آورده: این را روزی ما کن؛ یا شکر بر آن را روزی ما کن. «و شکر از آن رو رزقی از او برای ماست که لطف او در آن است و توفیق و یاری‌اش بر آن.» و نکتهٔ کلامی: «در آیه دلالتی است بر اینکه بندگان یکدیگر را روزی می‌دهند، به دلیل "وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ"؛ زیرا اگر این درست نبود، "خیر الرازقین" روا نبود، چنان که درست نیست گفته شود "تو بهترین خدایانی".»

آیهٔ ۱۱۵

«مُنَزِّلُهَا» با تشدید قرائت اهل مدینه، ابن عامر و عاصم است. «کسی که بی‌تشدید خوانده، آن را با "أَنْزِلْ عَلَيْنَا" مطابق کرده است.» «فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ» یعنی پس از انزال مائده بر شما. در معنای عذاب سه قول است: «یکی، قول قتاده: به بوزینه و خوک مسخ شدند، و این از امام صادق (ع) روایت شده است، و هیچ‌کس جز آنان به خوک مسخ نشد. دوم: مراد جهانیان زمانشان است. سوم: مراد گونه‌ای از عذاب است که دیگری را به آن عذاب نمی‌کند.» «و این گونه عذاب را از آن رو پس از نزول مائده سزاوار شدند که پس از دیدن آیه‌ای کفر ورزیدند که از بازدارنده‌ترین آیات از کفر بود و دیگران آن را ندیده بودند … پس حکمت اقتضا کرد که به گونه‌ای از عذابِ عظیم اختصاص یابند، چنان که آیه‌شان به گونه‌ای از بازدارندگی عظیم اختصاص یافت.»

سپس با تفصیلی بیش از همهٔ مفسران به قول منکران نزول پاسخ می‌دهد. این پاسخ‌ها در بخش ویژهٔ «دیدگاه مجاهد و حسن بصری» آمده‌اند.

۹. الکشّاف — جارالله زمخشری (ت ۵۳۸ هـ، معتزلی)

آیهٔ ۱۱۲

زمخشری دیدگاه ویژه‌ای دربارهٔ حواریون دارد: «اگر بپرسی چگونه بعد از ایمان و اخلاصشان گفتند "هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ"، می‌گویم: خدا آنان را به ایمان و اخلاص وصف نکرد، بلکه فقط ادعایشان را حکایت کرد و سپس "إِذْ قَالُوا" را آورد، تا اعلام کند که ادعایشان باطل بود و شک داشتند. و "هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ" سخنی است که مانندش از مؤمنانِ بزرگ‌دارندهٔ پروردگار صادر نمی‌شود.» سخن عیسی را هم چنین معنا می‌کند: «از خدا پروا کنید و در قدرت و استطاعتش شک نکنید، و بر او پیشنهاد نکنید و آیاتی را که می‌خواهید بر او تحمیل نکنید، که اگر پس از آن نافرمانی‌اش کنید هلاک می‌شوید.» «إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» یعنی اگر ادعای ایمانتان درست است.

قرائت «هل تستطیع ربّک» را هم می‌آورد، یعنی «آیا می‌توانی از پروردگارت بخواهی؟»، و معنایش «آیا بی‌آنکه مانعی تو را بازدارد از او می‌خواهی؟» است. «مائده» خوانی است که طعام بر آن باشد، از «مادَه» یعنی به او عطا کرد، گویی به هر کس که نزدش آید عطا می‌کند.

آیهٔ ۱۱۳

«وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ» یعنی نزد بنی‌اسرائیلی که حاضر نبودند بر آن گواهی دهیم؛ یا برای خدا به یگانگی و برای تو به نبوت گواه باشیم. و می‌افزاید: «و ادعای آنان در خواستن آنچه گفتند، مانند ادعایشان دربارهٔ ایمان و اخلاص بود.» و: «عیسی فقط از آن رو درخواست کرد و اجابت شد که حجت به کمال بر آنان لازم شود و اگر مخالفت کردند عذاب بر آنان فرستاده شود.»

آیهٔ ۱۱۴

«اللَّهُمَّ» در اصل «یا الله» بود؛ حرف ندا حذف شد و میم به جایش آمد. «رَبَّنَا» ندای دوم است. «تَكُونُ لَنَا عِيدًا» یعنی روز نزولش عید باشد. گفته‌اند یکشنبه است، و از همین رو نصاری آن را عید گرفتند. و گفته‌اند عید یعنی سرور بازگردنده، پس معنایش «برای ما سرور و شادی باشد» است. «لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا» بدل از «لَنَا» با تکرار عامل است، یعنی برای هم‌کیشان ما در زمان ما و آیندگان. و گفته‌اند: آخر مردم از آن بخورند چنان که اولشان؛ یا برای پیشوایان ما و پیروان. زید «لأُولانا وأُخرانا» خوانده، به تأنیث به معنای امت و جماعت.

آیهٔ ۱۱۵

«عَذَابًا» به معنای تعذیب است، و ضمیر در «لَا أُعَذِّبُهُ» به مصدر برمی‌گردد. «اگر مراد از عذاب آن چیزی بود که با آن عذاب می‌شود، ناگزیر باید حرف باء می‌آمد.» سپس داستان نزول را می‌آورد: عیسی جامهٔ پشمینه پوشید و دعا کرد؛ سفرهٔ سرخی میان دو ابر فرود آمد؛ عیسی گریست و گفت: «خدایا مرا از شاکران قرار ده، خدایا آن را رحمت قرار ده نه مثله و عقوبت.» سپس ماهی بریان و پنج نان، زنده شدن ماهی به دعای عیسی، و مسخ آنان به بوزینه و خوک پس از عصیان. همچنین: «روایت شده که چون شرط را شنیدند گفتند نمی‌خواهیم، پس نازل نشد»، و از حسن: «به خدا سوگند نازل نشد، و اگر نازل شده بود تا روز قیامت عید بود، به دلیل "وَآخِرِنَا".» و حکم زمخشری: «و صحیح آن است که نازل شد.»

نکته: زمخشری برخلاف علامه طباطبایی، تفسیر نمونه و بیشتر مفسران، حواریون را در این درخواست شکاک می‌داند و ایمانشان را «ادعا» می‌شمارد. فخر رازی این دیدگاه را به‌عنوان یکی از وجوه نقل کرده و طنطاوی آن را به تفصیل رد کرده است.

۱۰. مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر) — فخرالدین رازی (ت ۶۰۶ هـ)

موضع: جزء ۱۲، ص ۴۶۱ تا ۴۶۴.

آیهٔ ۱۱۲

رازی قرائت کسائی، «هل تستطیع ربّک»، را از علی، ابن‌عباس، عایشه و معاذ نقل می‌کند. عایشه گفته است: «آنان داناتر به خدا بودند از اینکه بگویند "هل یستطیع"، بلکه گفتند "هل تستطیع ان تسأل ربک".» و می‌گوید: «این قرائت از دومی بهتر است، زیرا این قرائت شک آنان را در توانایی عیسی می‌رساند و دومی شک در توانایی خدا را.»

سپس برای اشکال قرائت مشهور، یعنی چگونه پس از «قَالُوا آمَنَّا» در قدرت خدا شک کردند، شش پاسخ می‌آورد:

◂ اول: خدا آنان را به ایمان وصف نکرد، بلکه ادعایشان را حکایت کرد. «وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا» بر بیماری دل دلالت دارد، و «اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» نشان می‌دهد ایمانشان کامل نبود. (همان دیدگاه زمخشری)

◂ دوم: مؤمن بودند، ولی این آیه را خواستند تا آرامششان افزون شود، چنان که ابراهیم گفت «وَلَٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي».

◂ سوم: مراد پرسش از این است که آیا این کار در حکمت رواست یا نه؛ «زیرا منافی از جهت حکمت مانند منافی از جهت قدرت است». رازی می‌گوید: «این پاسخ بر قول معتزله راست می‌آید. اما بر قول ما [اشاعره] حمل می‌شود بر اینکه آیا خدا به آن حکم کرده و وقوعش را دانسته است؟ زیرا خلاف معلوم مقدور نیست.»

◂ چهارم: قول سدّی، «آیا پروردگارت تو را اطاعت می‌کند اگر از او بخواهی؟»، بنا بر اینکه «استطاع» به معنای «اطاع» است و سین زائد است.

◂ پنجم: شاید مراد از «رب» جبرئیل باشد، چون او عیسی را می‌پرورد و یاری می‌کرد، چنان که در آیهٔ ۱۱۰ آمد: «إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ».

◂ ششم: مقصود شک نبود، بلکه تقریر اینکه این امر در نهایت آشکاری است؛ مانند کسی که دست ناتوانی را می‌گیرد و می‌گوید «آیا سلطان می‌تواند این را سیر کند؟» و غرضش این است که این امری روشن است که هیچ عاقلی در آن شک نمی‌کند.

«مائده» به قول زجاج اسم فاعل از «ماد یمید» است، یعنی تکان خورد، گویی با آنچه بر آن است تکان می‌خورد. به قول ابن انباری از «ماده» یعنی به او احسان کرد، پس مائده یعنی «عطاکننده». و به قول ابوعبیده فاعل به معنای مفعول است، مانند «عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ».

«اتَّقُوا اللَّهَ» دو وجه دارد: «اول: عیسی گفت در تعیین معجزه از خدا پروا کنید، که این در حکم تعنّت و تحکّم است، و این از بنده در حضرت پروردگار جرمی بزرگ است، و نیز درخواست معجزه پس از معجزات فراوان پیشین است. دوم: آنان را به تقوا فرمان داد تا تقوا سبب حصول این خواسته شود، چنان که فرمود "وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ".»

آیهٔ ۱۱۳

«گویی چون این را خواستند، عیسی به آنان گفت: معجزات فراوانی پیش‌تر آمده، پس در خواستن این معجزه پس از آن معجزات قاهر از خدا پروا کنید. پاسخ دادند: ما این مائده را فقط برای معجزه بودن نمی‌خواهیم، بلکه برای مجموع اموری.» و چهار انگیزه می‌آورد: «یکی: می‌خواهیم از آن بخوریم، زیرا گرسنگی بر ما چیره شده و طعام دیگری نمی‌یابیم. دوم: اگرچه قدرت خدای تعالی را با دلیل دانسته‌ایم، چون نزول این مائده را ببینیم یقین افزون و آرامش قوی می‌شود. سوم: اگرچه صدق تو را با دیگر معجزات دانسته‌ایم، چون این معجزه را ببینیم یقین و عرفان افزون می‌شود. چهارم: همهٔ آن معجزاتی که آوردی زمینی بود و این معجزه‌ای آسمانی است و شگفت‌تر و بزرگ‌تر؛ پس چون آن را ببینیم، بر آن از گواهان خواهیم بود»، نزد بنی‌اسرائیلی که حاضر نبودند، و برای خدا به کمال قدرت و برای تو به نبوت.

آیهٔ ۱۱۴

«اللَّهُمَّ» ندا و «رَبَّنَا» ندای دوم است. «تَكُونُ لَنَا» صفت مائده است و جواب امر نیست. «عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا» یعنی روز نزول مائده را عید می‌گیریم و ما و آیندگانمان بزرگش می‌داریم؛ روز یکشنبه نازل شد و نصاری آن را عید گرفتند. «عید را عید نامیدند چون هر سال با شادی تازه‌ای بازمی‌گردد.»

مهم‌ترین نکتهٔ رازی: «در این ترتیب تأمل کن. حواریون چون مائده را خواستند، اغراضی برای آن یاد کردند و ذکر خوردن را مقدم داشتند و گفتند "نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا"، و اغراض دینی روحانی را مؤخر کردند. اما عیسی چون مائده را خواست، اغراض دینی را مقدم کرد و غرض خوردن را مؤخر کرد، آنجا که گفت "وَارْزُقْنَا". و اینجاست که مراتب درجات ارواح برایت آشکار می‌شود. سپس عیسی، به سبب شدت صفای دین و درخشش روحش، چون رزق را یاد کرد بر آن نایستاد، بلکه از رزق به رزّاق منتقل شد و گفت "وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ".» «پس "رَبَّنَا" آغازی است با یاد حق؛ "أَنْزِلْ عَلَيْنَا" انتقال از ذات به صفات؛ "تَكُونُ لَنَا عِيدًا" اشاره به شادمانی روح به نعمت، نه از آن جهت که نعمت است، بلکه از آن جهت که از منعم صادر شده است؛ "وَآيَةً مِنْكَ" اشاره به اینکه این مائده دلیلی برای اهل نظر و استدلال است؛ و "وَارْزُقْنَا" اشاره به سهم نفس … پس بنگر چگونه از اشرف آغاز کرد و به ترتیب به ادون فرود آمد. سپس گفت "وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ"، و این عروجی دوباره است از خلق به خالق.»

آیهٔ ۱۱۵

ابن عامر، عاصم و نافع «مُنَزِّلُهَا» را با تشدید خوانده‌اند؛ «و گفته‌اند با تشدید یعنی بار پس از بار، و بی‌تشدید یعنی یک بار.» «فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ» یعنی پس از انزال مائده. ابن‌عباس گفت مراد مسخ آنان به خوک است؛ و گفته‌اند بوزینه؛ و گفته‌اند گونه‌ای عذاب که دیگری به آن عذاب نشد. زجاج گفته ممکن است آن عذاب در دنیا زودرس باشد و ممکن است به آخرت واگذار شود. «مِنَ الْعَالَمِينَ» یعنی جهانیان زمانشان.

در مسئلهٔ سوم می‌گوید: «گفته‌اند این درخواست را هنگامی کردند که در بیابانی بی‌آب و طعام فرود آمده بودند، و از همین رو گفتند "نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا".» در مسئلهٔ چهارم: «اختلاف کرده‌اند که عیسی مائده را برای خود خواست یا برای قومش، هرچند در ظاهر آن را به خود نسبت داد، و هر دو محتمل است.» مسئلهٔ پنجم، یعنی بحث نزول، در بخش ویژه آمده است.

۱۱. أنوار التنزیل (تفسیر بیضاوی) — ناصرالدین بیضاوی (ت ۶۸۵ هـ)

آیهٔ ۱۱۲

«إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ» یا منصوب به «اذکر» است، یا ظرف برای «قالوا» [در آیهٔ ۱۱۱]، «که در این صورت تنبیهی است بر اینکه ادعایشان دربارهٔ اخلاص با این سخنشان همراه بود». «هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ» را سه گونه توضیح می‌دهد: «هنوز از تحقیق و استحکام معرفت برخوردار نبودند»؛ یا «این استطاعت بر حسب اقتضای حکمت و اراده است، نه بر حسب اقتضای قدرت»؛ یا «یعنی آیا پروردگارت تو را اجابت می‌کند». کسائی «هل تستطیع ربّک» خوانده، یعنی درخواست از پروردگارت. «مائده» از «ماد الماء» (تکان خوردن) یا «مادَه» (عطا کرد) است. «اتَّقُوا اللَّهَ» یعنی از امثال این سؤال، «إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» به کمال قدرت او و صحت نبوت من، یا اگر در ادعای ایمانتان راستگو هستید.

آیهٔ ۱۱۳

«نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا» زمینه‌چینی عذر و بیان انگیزهٔ درخواست است، یعنی بهره بردن از خوردن آن. «تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا» با ضمیمه شدن علم مشاهده به علم استدلال به کمال قدرت خدا. «وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا» در ادعای نبوت، یا اینکه خدا دعای ما را اجابت می‌کند. «وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ» اگر از ما گواهی بخواهی؛ یا از گواهانِ به چشم، نه شنوندگانِ خبر.

آیهٔ ۱۱۴

«قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ»: «چون دید آنان در این کار غرض درستی دارند، یا اینکه از آن دست برنمی‌دارند، و خواست حجت را به کمال بر آنان تمام کند.» «تَكُونُ لَنَا عِيدًا» یعنی روز نزولش عیدی باشد که بزرگش می‌داریم؛ و گفته‌اند سرور بازگردنده. «لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا» بدل از «لَنَا» است. «وَآيَةً مِنْكَ» آیه‌ای از جانب تو «که بر کمال قدرتت و صحت نبوت من دلالت کند». «وَارْزُقْنَا» مائده و شکر بر آن را. «وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ» یعنی بهترین روزی‌دهنده، «چون آفرینندهٔ رزق و دهندهٔ آن بی‌عوض است».

آیهٔ ۱۱۵

«إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ» یعنی در پاسخ به درخواستتان. «عَذَابًا» یعنی تعذیب، و جایز است به توسع مفعول‌به باشد. «أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ» یعنی از جهانیان زمانشان یا جهانیان به‌طور مطلق؛ «زیرا به بوزینه و خوک مسخ شدند، و دیگری به مانند آن عذاب نشد». سپس داستان سفرهٔ سرخ، ماهی بریان و پنج نان را مانند کشاف می‌آورد.

۱۲. مدارک التنزیل (تفسیر نسفی) — ابوالبرکات نسفی (ت ۷۱۰ هـ)

آیهٔ ۱۱۲

«هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ» یعنی «آیا انجام می‌دهد؟» یا «آیا اگر از او بخواهی به تو عطا می‌کند؟»، زیرا «استطاع» و «اطاع» یک معنا دارند، مانند «استجاب» و «اجاب». قرائت «هل تستطیع ربّک» یعنی «آیا می‌توانی از پروردگارت بخواهی؟»، و معنایش «آیا بی‌آنکه مانعی تو را بازدارد از او می‌خواهی؟» است. «مائده» خوانی است که طعام بر آن باشد. «اتَّقُوا اللَّهَ» یعنی «در پیشنهاد آیات پس از ظهور معجزات»، «إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» «زیرا ایمان تقوا را واجب می‌کند».

آیهٔ ۱۱۳

«نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا» یعنی «برای تبرّک». «وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا» یعنی یقینمان افزون شود، مانند سخن ابراهیم «وَلَٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي». «وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا» یعنی صدق تو را به چشم بدانیم چنان که با استدلال دانسته‌ایم. «وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ» یعنی بر آنچه دیدیم برای آیندگان گواه باشیم.

آیهٔ ۱۱۴

«و چون درخواست برای افزایش علم بود نه برای تعنّت»، عیسی دعا کرد. «اللَّهُمَّ» در اصل «یا الله» است و میم عوض حرف ندا است؛ «رَبَّنَا» ندای دوم است. «تَكُونُ لَنَا عِيدًا» یعنی روز نزولش عید باشد؛ گفته‌اند یکشنبه است، و از همین رو نصاری آن را عید گرفتند. عید سرور بازگردنده است، پس معنایش «برای ما سرور و شادی باشد» است. «لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا» بدل از «لَنَا» است، با سه معنا: هم‌کیشان زمان ما و آیندگان؛ یا آخر مردم از آن بخورند چنان که اولشان؛ یا پیشوایان ما و پیروان. «وَآيَةً مِنْكَ» یعنی بر صحت نبوت من. «سپس آن را با "وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ" تأکید کرد، یعنی آنچه از تو خواستیم به ما عطا کن، و تو بهترین عطاکنندگانی.»

آیهٔ ۱۱۵

«إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ» «وعدهٔ انزال است، و با "فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ" شرطی بر آنان نهاد». «عَذَابًا» یعنی تعذیب، مانند «سلام» به معنای «تسلیم»، و ضمیر در «لَا أُعَذِّبُهُ» به مصدر برمی‌گردد. قول حسن را دربارهٔ عدم نزول می‌آورد، و سپس: «و صحیح آن است که نازل شد.» از وهب: «مائده‌ای وارونه نازل شد که فرشتگان آن را می‌آوردند و بر آن هر طعامی جز گوشت بود.» و گفته‌اند هر چه می‌خواستند بر آن می‌یافتند، و گفته‌اند هر جا بودند صبح و شام نازل می‌شد.

نکته: نسفی معمولاً از زمخشری پیروی می‌کند، ولی اینجا برخلاف او درخواست حواریون را «برای تبرّک» و «افزایش علم، نه تعنّت» می‌داند، مانند علامه طباطبایی و تفسیر نمونه.

۱۳. تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر) — ابن کثیر دمشقی (ت ۷۷۴ هـ)

ابن کثیر می‌گوید: «این داستان مائده است و سوره به آن نسبت داده می‌شود و "سورهٔ مائده" نامیده می‌شود، و از نعمت‌هایی است که خدا بر بنده و رسولش عیسی منت نهاد، آنگاه که دعایش را به نزول آن اجابت کرد. پس آن را آیه و دلالتی، معجزه‌ای آشکار و حجتی قاطع نازل کرد.» و: «برخی پیشوایان گفته‌اند داستان مائده در انجیل نیامده و نصاری آن را جز از مسلمانان نمی‌شناسند.»

آیهٔ ۱۱۲

«هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ» قرائت بسیاری است، و دیگران «هل تستطیع ربک» خوانده‌اند، یعنی آیا می‌توانی از پروردگارت بخواهی. «مائده خوانی است که طعام بر آن باشد. و برخی گفته‌اند این را فقط به سبب حاجت و فقرشان خواستند، و خواستند هر روز مائده‌ای بر آنان نازل شود که از آن قوت بگیرند و برای عبادت نیرو یابند.» «اتَّقُوا اللَّهَ» یعنی: «مسیح به آنان پاسخ داد: از خدا پروا کنید و این را نخواهید، که شاید برایتان فتنه شود، و در طلب روزی بر خدا توکل کنید، اگر مؤمن هستید.»

آیهٔ ۱۱۳

«نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا» یعنی «ما به خوردن از آن محتاجیم». «وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا» یعنی وقتی نزولش را به‌عنوان رزقی از آسمان دیدیم. «وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا» یعنی ایمانمان به تو و علممان به رسالتت افزون شود. «وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ» یعنی گواهی دهیم که آیه‌ای از نزد خدا و دلالت و حجتی بر نبوت تو و صدق آنچه آورده‌ای است.

آیهٔ ۱۱۴

در معنای عید، اقوال را نقل می‌کند. سدّی: روز نزولش را عید می‌گیریم و ما و آیندگان بزرگش می‌داریم. سفیان ثوری: روزی که در آن نماز می‌گزاریم. قتاده: خواستند برای نسل‌های پس از خودشان باشد. سلمان فارسی: موعظه‌ای برای ما و آیندگان. و گفته‌اند: برای اول و آخر ما کافی باشد. «وَآيَةً مِنْكَ» یعنی دلیلی که بر قدرت تو بر همه چیز و اجابت دعای من نصب می‌کنی، تا مرا در آنچه از تو ابلاغ می‌کنم تصدیق کنند. «وَارْزُقْنَا» یعنی از نزد خود روزی‌ای گوارا، بی‌زحمت و رنج، به ما بده.

آیهٔ ۱۱۵

«فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ» یعنی «هر کس از امت تو، ای عیسی، آن را تکذیب کند و با آن عناد ورزد». «أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ» یعنی جهانیان زمانتان، مانند «أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ» و «إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ». و از عبدالله بن عمرو: «سخت‌ترین مردم از نظر عذاب در روز قیامت سه گروه‌اند: منافقان، کسانی از اصحاب مائده که کفر ورزیدند، و آل فرعون.»

سپس زیر عنوان «اخباری که از سلف دربارهٔ نزول مائده بر حواریون روایت شده» روایات را با سند و نقد می‌آورد. روایت ابن‌عباس: سی روز روزه، فرشتگان مائده‌ای با «هفت ماهی و هفت نان» آوردند، «و آخر مردم از آن خوردند چنان که اولشان خوردند». حدیث عمّار («نان و گوشت … خیانت کردند و مسخ شدند») را از ترمذی نقل می‌کند، با این سخن ترمذی که موقوف بودنش بر عمّار صحیح‌تر است و «برای حدیث مرفوع اصلی نمی‌شناسیم». داستان بلند سلمان را هم کامل آورده و آن را «اثری بسیار غریب» می‌خواند. و نتیجه: «همهٔ این آثار دلالت دارند که مائده در روزگار عیسی بن مریم، در پاسخ به دعای او، بر بنی‌اسرائیل نازل شد، چنان که ظاهر این سیاق از قرآن عظیم بر آن دلالت دارد.» دیدگاهش دربارهٔ قول منکران در بخش ویژه آمده است.

۱۴. غرائب القرآن (تفسیر نیشابوری) — نظام‌الدین نیشابوری

تفسیر ظاهر

آیهٔ ۱۱۲ و ۱۱۳

نیشابوری قرائت‌ها را می‌آورد: کسائی و اعشی «هل تستطیع ربّک» با تاء خطاب و نصب «ربّک» خوانده‌اند. سپس سخن حواریون را چنین توضیح می‌دهد: «حواریون گفتند ما این معجزه را به‌تنهایی نمی‌خواهیم، ولی می‌خواهیم از آن بخوریم، چون گرسنگی بر ما چیره شده و طعام دیگری نمی‌یابیم، و روایت شده که آن را در بیابانی بی‌آب و طعام خواستند. و می‌خواهیم یقین و عرفان و آرامشمان افزوده شود، زیرا معجزاتی که از تو دیده‌ایم زمینی بود و این آسمانی است، پس شگفت‌تر و غریب‌تر است. و می‌خواهیم صدق تو را در ادعای نبوت، یا در آنچه به ما وعده دادی، بدانیم؛ زیرا به آنان گفته بود سی روز روزه بگیرید و چون روزه‌تان تمام شد، هر چه از خدا بخواهید به شما می‌دهد.» و «چون معجزه را ببینیم، برای کسانی از بنی‌اسرائیل که حاضر نبودند بر آن گواه باشیم، یا برای خدا به قدرت و برای تو به نبوت.»

آیهٔ ۱۱۴

«تَكُونُ لَنَا عِيدًا» صفت مائده است یا جملهٔ مستأنف، و به جزم هم خوانده شده است. «نزولش روز یکشنبه بود و از همین رو نصاری آن را عید گرفتند. و عید آن است که در وقتی معلوم به سوی تو بازمی‌گردد.» «لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا» را با همان سه معنای کشاف می‌آورد. سپس تحلیل رازی را دربارهٔ ترتیب دعا نقل می‌کند و نتیجه می‌گیرد: «پس حواریون غرض نفس را مقدم داشتند»، و عیسی برعکس.

آیهٔ ۱۱۵

«مراد از عالمین، جهانیان زمانشان است.» اختلاف را در اینکه عیسی مائده را برای خود خواست یا برای قومش آورده و هر دو را محتمل می‌داند. اقوال مجاهد و حسن و پاسخ جمهور را هم می‌آورد. داستان سفرهٔ سرخ، ماهی بریان و پنج نان را نقل می‌کند، و این روایت را هم: «عیسی بر آنان شرط کرده بود که در خوردن اسراف نکنند و ذخیره ننهند، پس نافرمانی کردند و ذخیره نهادند» و مسخ شدند.

تأویل عرفانی

«"وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ" یعنی در عالم ارواح، روز میثاق. "قَالُوا آمَنَّا" به سبب همان آشنایی در عالم اشباح. اما برخی حواریون که در ایمان مقلّد بودند گفتند "یا عیسی ابن مریم هل یستطیع ربک"؛ پس نه ادب را با پیامبرشان رعایت کردند، چون نگفتند "یا رسول الله" یا "یا روح الله"، و نه با پروردگارشان، چون در کمال قدرتش شک کردند. سپس پستی همتشان را آشکار کردند، چون به واسطهٔ کسی مانند عیسی، از بخشندهٔ موهبت‌ها، مائده‌ای جسمانی خواستند نه فایده‌ای روحانی.»

«پس عیسی گفت: "اللهم ربنا انزل علینا مائدة" اسرار و حقایق را، از آسمان عنایت، که بر آن طعام‌های هدایت باشد، "تکون لنا"، یعنی برای اهل حق و صدق، "عیدا" که به آن شاد شویم، "لاولنا و آخرنا"، یعنی برای اول نفس‌هایمان و آخرشان؛ زیرا اهل حق نفس‌ها را مراقبت می‌کنند تا با خدا بالا روند و با خدا فرود آیند. "و انت خیر الرازقین"، چون آنچه تو روزی می‌دهی بی‌واسطه از توست، و آنچه به ظاهر از غیر تو روزی داده می‌شود آن هم از توست، به واسطه؛ و آنچه بالذات است بهتر از آن است که به واسطه است. "فمن یکفر بعد منکم"، یعنی حق آن را به جا نیاورد و آن را دامی برای صید دنیا کند، او را از مراتب روحانی به مهلکه‌های حیوانی بازمی‌گردانم، و این مسخ حقیقی است.»

۱۵. التفسیر الصافی — ملا محسن فیض کاشانی (ت ۱۰۹۱ هـ)

آیهٔ ۱۱۲

«وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ»: عیاشی از امام باقر (ع) روایت کرده که یعنی «به ایشان الهام شد». «هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ» با قرائت خطاب هم خوانده شده، و عیاشی، به صورت مقطوع، قرائت آن را «هل تستطیع ان تدعو ربک» آورده است. «و گفته‌اند این استطاعت بر حسب اقتضای حکمت و اراده است، نه بر حسب اقتضای قدرت.» «مائده» خوانی است که طعام بر آن باشد. «اتَّقُوا اللَّهَ» یعنی از امثال این سؤال، «إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» به کمال قدرت او.

آیهٔ ۱۱۳

«نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا» زمینه‌چینی عذر و بیان انگیزهٔ درخواست است. «وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا» با مشاهده. «وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا» در ادعای نبوت. «وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ»: گفته‌اند نزد کسانی که حاضر نبودند بر آن گواهی دهیم.

آیهٔ ۱۱۴

«تَكُونُ لَنَا عِيدًا»: گفته‌اند روز نزولش عیدی باشد که بزرگش می‌داریم؛ یکشنبه بود و از همین رو نصاری آن را عید گرفتند. و گفته‌اند عید سرور بازگردنده است. «لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا» یعنی همه از آن بخوریم؛ و گفته‌اند برای اهل زمان ما و آیندگان.

آیهٔ ۱۱۵

«إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ» یعنی در پاسخ به درخواستتان. سپس روایات اهل‌بیت را می‌آورد:

◂ در «مجمع البیان» از امام باقر (ع): عیسی به بنی‌اسرائیل گفت سی روز روزه بگیرید، سپس هر چه می‌خواهید از خدا بخواهید تا به شما بدهد. روزه گرفتند و پس از آن گفتند: اگر برای کسی کار می‌کردیم ما را طعام می‌داد؛ روزه گرفتیم و گرسنه‌ایم. فرشتگان مائده‌ای آوردند که بر آن هفت نان و هفت ماهی بود، «و آخر مردم از آن خوردند چنان که اولشان خوردند».

◂ از عمّار از پیامبر (ص): مائده نان و گوشت بود. خواسته بودند طعامی که تمام نشود، و به آنان گفته شد: تا خیانت نکنید و پنهان نکنید و برندارید، برایتان برقرار است؛ ولی روزشان نگذشت که پنهان کردند و برداشتند و خیانت کردند.

◂ داستان مفصل سلمان: جامهٔ پشمینه، سفرهٔ سرخ میان دو ابر، ماهی بریان و پنج نان، زنده شدن ماهی، هزار و سیصد فقیر و بیمار و مبتلا که خوردند، چهل صبح نزول، اختصاص مائده به فقیران و شک توانگران، و مسخ سیصد و سی و سه مرد به خوک که پس از سه روز هلاک شدند.

◂ در «تفسیر اهل‌بیت (ع)»: مائده بر آنان نازل می‌شد، گرد آن جمع می‌شدند و می‌خوردند، سپس برداشته می‌شد. بزرگان و مترفانشان گفتند نمی‌گذاریم فرودستانمان از آن بخورند؛ پس خدا مائده را به سبب ستمشان برداشت و آنان به بوزینه و خوک مسخ شدند.

◂ عیاشی از امام باقر (ع): مائده‌ای که بر بنی‌اسرائیل نازل شد، با زنجیرهایی از طلا آویخته بود و بر آن نه ماهی و نه نان بود.

◂ در «مجمع البیان» از امام کاظم (ع): آنان به خوک مسخ شدند.

◂ در «تهذیب» از امام رضا (ع): مارماهی و سوسمار گروهی از بنی‌اسرائیل بودند که چون مائده بر عیسی نازل شد ایمان نیاوردند و سرگردان شدند؛ گروهی در دریا افتادند و گروهی در خشکی.

◂ در «خصال» از پیامبر (ص)، در حدیث مسوخات: «اما خوک‌ها، قومی از نصاری بودند که از پروردگارشان نزول مائده خواستند، و چون نازل شد، کفر و تکذیبشان از همیشه شدیدتر شد.»

نکته: روایت «تفسیر اهل‌بیت» علت مسخ را منع فقیران از سفره می‌داند. این روایت در مجمع البیان و صافی هست، و به گزارش کشف‌الاسرار هم نزدیک است که در آن خدا مائده را به فقیران اختصاص داد و توانگران به شک افتادند.

۱۶. فی ظلال القرآن — سید قطب (ت ۱۳۸۶ هـ / ۱۹۶۶ م)

موضع: ج ۲، ص ۹۹۷ تا ۱۰۰۰.

آیهٔ ۱۱۲

سید قطب این گفتگو را آشکارکنندهٔ «طبیعت قوم عیسی» می‌داند: «آنان حواریونی بودند که خدا ایمان به خود و رسولش را به آنان الهام کرد، پس ایمان آوردند و عیسی را بر اسلامشان گواه گرفتند. با این همه، پس از دیدن آن همه معجزات عیسی، خارق‌العادهٔ تازه‌ای می‌خواهند. اما یاران محمد (ص) پس از اسلامشان حتی یک خارق‌العاده از او نخواستند … دل‌هایشان از همان هنگام که شادابی ایمان با آن آمیخت، ایمان آورد و آرام گرفت … و بی هیچ معجزه‌ای جز همین قرآن برای او گواهی دادند.» «این‌ها مسلمان‌اند و آنان مسلمان … ولی سطح‌ها همچنان از هم دورند، چنان که خدا خواسته است.»

سه معنای «هَلْ يَسْتَطِيعُ» را می‌آورد: لازمهٔ استطاعت، یعنی نازل کردن؛ یا «آیا اگر بخواهی تو را اجابت می‌کند»؛ و قرائت «هل تستطیع ربّک»، یعنی آیا تو می‌توانی پروردگارت را بخوانی. «به هر حال عیسی آنان را از خواستن این خارق‌العاده برحذر داشت، زیرا مؤمنان خوارق نمی‌خواهند و بر خدا پیشنهاد نمی‌دهند.»

آیهٔ ۱۱۳

«ولی حواریون درخواست را تکرار کردند و علت و اسباب آن را اعلام کردند … می‌خواهند از این طعام یگانه‌ای که در زمین مانندی ندارد بخورند، و دل‌هایشان با دیدن این خارق‌العاده که پیش چشمشان محقق می‌شود آرام گیرد، و یقین کنند که عیسی به آنان راست گفته، و سپس نزد بقیهٔ قومشان بر وقوع این معجزه گواه باشند. و همهٔ این اسباب، چنان که گفتیم، سطحی معین را تصویر می‌کند، پایین‌تر از سطح یاران محمد (ص).»

آیهٔ ۱۱۴

«در دعای عیسی بن مریم، که سیاق قرآنی این نسبت را تکرار می‌کند، ادب بندهٔ برگزیده با معبودش و شناختش از پروردگارش هست. او را ندا می‌دهد: ای خدا، ای پروردگار ما، از تو می‌خواهم مائده‌ای از آسمان بر ما نازل کنی که ما را به خیر و شادی، چون عید، فرا گیرد … و این از روزی توست، پس روزی‌مان ده که تو بهترین روزی‌دهندگانی. پس او می‌داند که بنده است و خدا پروردگار اوست، و این اعتراف بر صحنهٔ جهانیان، در برابر قومش، در آن روز بزرگ عرضه می‌شود.»

آیهٔ ۱۱۵

«و خدا دعای بندهٔ صالحش عیسی بن مریم را اجابت کرد، ولی با جدیتی که شایستهٔ جلال اوست. خارق‌العاده‌ای خواستند و خدا اجابت کرد، به این شرط که هر کس پس از این خارق‌العاده کفر ورزد، او را عذابی کند که در شدتش بی‌مانند باشد … این همان جدیت شایستهٔ جلال خداست، تا طلب خوارق سرگرمی و بازیچه نشود، و کسانی که پس از برهان کوبنده کفر می‌ورزند بی‌کیفری بازدارنده نگذرند.» «و نص آیه این احتمال را دارد که این عذاب در دنیا باشد یا در آخرت.»

سید قطب می‌گوید داستان مائده، آن‌گونه که قرآن آورده، در کتاب‌های نصاری نیامده است، چون این انجیل‌ها مدت‌ها پس از عیسی نوشته شده‌اند و «جز روایت برخی قدیسان از داستان عیسی نیستند». ولی در انجیل متی (پایان باب ۱۵) خبری به صورتی دیگر آمده است: سیر کردن چهار هزار تن با هفت نان و چند ماهی.

۱۷. التفسیر الوسیط — محمد سید طنطاوی (ت ۱۴۳۱ هـ / ۲۰۱۰ م)

آیهٔ ۱۱۲

«حواریون» را یاران عیسی می‌داند که ملازمش بودند و به او ایمان آوردند. اصل مادهٔ «حور» بر شدت صفا و سفیدی دلالت دارد، «و خدا یاران عیسی را حواریون نامید، چون نیت‌هایشان را برای خدا خالص کردند و جان‌هایشان را از نفاق و فریب پاک ساختند». «اینکه او را به نامش خواندند و به مادرش نسبت دادند، تا گمان نرود که الوهیت یا فرزندی خدا را برایش قائل‌اند.» «مائده» خوانی است که طعام بر آن باشد، و اخفش آن را خود طعام می‌داند.

آیهٔ ۱۱۳

چهار انگیزهٔ حواریون را از قرطبی نقل می‌کند: خوردن، افزایش اطمینان، علم به صدق عیسی، و شهادت نزد غایبان. سپس: «بدین ترتیب می‌بینیم که حواریون برای عیسی روشن کردند که نزول مائده را نه از سر شک در قدرت خدا یا نبوت عیسی می‌خواهند، و نه مقصودشان تعنّت است.»

آیهٔ ۱۱۴

«اللَّهُمَّ» یعنی «یا الله»، و میم مشدد عوض حرف ندا است و این عوض آوردن مخصوص ندای خداست. «عِيدًا» یعنی سرور و شادی. «عیسی با ضراعت و خشوع گفت: ای خدا، ای پروردگار ما و مالک کار ما و اجابت‌کنندهٔ درخواستمان … روز نزولش برای ما که آن را دیدیم عیدی باشد که بزرگش بداریم و در آن بسیار به تو تقرب جوییم، و برای آیندگان هم عید و شادی و بهجت باشد.» «وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ» را «تذییلی به منزلهٔ تعلیل» می‌داند، «زیرا هر عطایی جز عطای تو بی‌نیاز نمی‌کند و سیر نمی‌سازد». و دو نکتهٔ بلاغی: «عیسی در دعایش میان دو لفظ "اللهم" و "ربنا" جمع کرد تا نهایت تضرع و شدت خضوع را آشکار کند.» و: «آمدن مائده را "انزال از آسمان" تعبیر کرد تا اشاره کند که هدیه‌ای بلندمرتبه و نعمتی شریف است … پس باید با شکر بخشنده‌اش پاسخ داده شود.» سپس تحلیل فخر رازی دربارهٔ ترتیب اغراض را عیناً نقل می‌کند.

آیهٔ ۱۱۵

دو قرائت متواتر «مُنَزِّلُهَا» را می‌آورد: با تشدید که بر تکثیر یا تدریج دلالت دارد، و بی‌تشدید که بر نزول یکباره. سپس سه تأکید در عذاب را برمی‌شمارد: حرف «إنّ»، مفعول مطلق «عذابا»، و وصف «لا اعذّبه احدا». «سبب این تأکیدها آن است که کفر پس از اجابت خواسته‌شان، پس از دیدن و مشاهدهٔ آن، و پس از قیام دلایل بر یگانگی خدا و صدق رسولش … از جحود، عناد و حسد برمی‌خیزد، و انکارکننده و معاند و حسود سزاوار سخت‌ترین عذاب‌اند.»

طنطاوی دو «مسئله» را جداگانه بررسی می‌کند. مسئلهٔ نخست، ایمان حواریون: دیدگاه زمخشری را که حواریون را مدعیان ایمان می‌داند نقل و رد می‌کند و می‌گوید: «و آنچه ما می‌بینیم این است که رأی جمهور ارجح است.» دلایلش این‌هاست: خدا پیش از این آیه بر آنان به الهام ایمان منت نهاده است؛ اگر مؤمن نبودند خدا حقیقتشان را آشکار می‌کرد؛ و خدا پیروان پیامبر را به اقتدا به آنان فرمان داده است: «كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ». مسئلهٔ دوم، نزول مائده، در بخش ویژه آمده است. طنطاوی دربارهٔ روایات محتوای مائده هم می‌گوید: «این سخنان فراوان را ترجیح دادیم کنار بگذاریم، به سبب ضعف اسنادش، و چون از غرابت و نکارت خالی نیست.» و سخن طبری را می‌پسندد: «بر آن خوردنی بود؛ و ممکن است ماهی و نان باشد، و ممکن است از میوهٔ بهشت باشد، و دانستنش سودی ندارد و ندانستنش زیانی.»

۱۸. دیدگاه منکران نزول مائده: مجاهد و حسن بصری

در میان مفسران سلف فقط دو نفر نزول مائده را انکار کرده‌اند: مجاهد بن جبر و حسن بصری. ابن کثیر از منکران نیست. او سند روایت آن دو را صحیح دانسته و برای قولشان شاهدی آورده، ولی در پایان با جمهور هم‌نظر است. این بخش استدلال‌های این دو و پاسخ مفسران را از همهٔ تفاسیر گرد می‌آورد.

دیدگاه مجاهد

از مجاهد دو روایت نقل شده است (ابن کثیر، ثعلبی، طنطاوی، به نقل از طبری و ابن ابی حاتم):

◂ «هو مَثَلٌ ضُرِب، ولم یَنزِل شیء»: «مَثَلی است که زده شد و چیزی نازل نشد.» طنطاوی آن را چنین توضیح می‌دهد: «یعنی مَثَلی که خدا برای مردم زد، تا آنان را از درخواست آیات از پیامبرانشان نهی کند.» بر این پایه، آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵ گزارش یک رویداد تاریخی نیستند، بلکه تمثیلی تعلیمی‌اند، دربارهٔ پیامد درخواست معجزهٔ پیشنهادی و سنگینی مسئولیت پس از دیدن آن.

◂ «مائده‌ای بود که بر آن طعام بود، ولی چون عذابِ کفر پس از آن را بر ایشان عرضه کردند، نپذیرفتند که بر ایشان نازل شود.» این روایت با قول حسن یکی است.

دیدگاه حسن بصری

حسن دو استدلال دارد:

◂ استعفای حواریون (طبری از قتاده؛ نیز از منصور بن زاذان): «چون به ایشان گفته شد "فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ"، گفتند: ما را به آن نیازی نیست؛ پس نازل نشد.» شیخ طوسی این استدلال را دقیق‌تر بیان کرده است: به نظر حسن، وعدهٔ خدا مشروط بود و تقدیرش چنین است: «إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ إن تقبّلتم الوعید فیها»، یعنی من آن را بر شما نازل می‌کنم اگر وعیدِ همراه آن را بپذیرید. چون نپذیرفتند، وعده هم محقق نشد.

◂ استدلال از خود آیه (میبدی، زمخشری، نسفی، فخر رازی): «و الله ما نزلت المائدة، و لو نزلت لکانت عیدا الی یوم القیامة»، یعنی به خدا سوگند نازل نشد، و اگر نازل شده بود تا روز قیامت عید می‌ماند، چون گفت «وَآخِرِنَا». و چنین عیدی امروز وجود ندارد.

استدلال سوم (به نقل شیخ طوسی از «قومی»)

«اگر نازل شده بود و کافر می‌شدند، عذاب می‌شدند و آن عذاب در قرآن نازل می‌شد؛ و اگر کافر نمی‌شدند، مائده برای مسلمانان تا روز قیامت برقرار می‌ماند.»

شاهد تاریخی ابن کثیر

ابن کثیر پس از نقل روایات مجاهد و حسن می‌گوید: «این اسناد تا مجاهد و حسن صحیح است، و این با آن تقویت می‌شود که نصاری خبر مائده را نمی‌شناسند و در کتابشان نیست، و اگر نازل شده بود از چیزهایی بود که انگیزه برای نقلش فراوان است، و در کتابشان به تواتر، یا دست‌کم با خبر واحد، می‌آمد.» با این حال: «ولی آنچه جمهور بر آن‌اند این است که نازل شد، و ابن جریر همین را برگزیده»، و به نقل طنطاوی، ابن کثیر بر این سخن طبری افزوده: «و این قول، و خدا داناتر است، صواب است، چنان که اخبار و آثار سلف و دیگران بر آن دلالت دارد.»

پاسخ مفسران

پاسخ شیخ طوسی (تبیان)، که مفصل‌ترین پاسخ در این هفده تفسیر است:

◂ «قومی گفته‌اند این خطای گوینده‌اش است، زیرا خدای تعالی به انزال آن وعده داد و در سخن او خلافی نیست. و بیشتر اهل علم بر آن‌اند که نازل شد، از جمله ابن عمر، عمّار یاسر، ابوعبدالرحمن سلمی، قتاده و سدّی، و این ظاهر قرآن است.»

◂ «و نیز روا نیست که پیامبری در برابر جمع آیه‌ای بخواهد و اجابت نشود، زیرا این کار مردم را از او می‌رماند.»

◂ دربارهٔ شرطِ حسن: «این شرطی که او ذکر کرده دلیلی ندارد، و مطلق بر مقید حمل نمی‌شود مگر با قرینه.»

◂ دربارهٔ استدلال سوم: «این درست نیست، زیرا جایز است که مراد از عذاب آن باشد که در آخرت انجام می‌دهد. و جایز است عذاب دنیا مراد باشد و آن را ذکر نکرده باشد، زیرا واجب نیست هر کس را به گونه‌ای از عذاب مخصوص کند، حتماً در قرآن به ما خبر دهد.»

◂ دربارهٔ ماندن عید تا قیامت: «لازم نمی‌آید، زیرا وجه درخواست این بود که روز نزولش برای آنان و کسانی که پس از ایشان بر شریعتشان بودند عید باشد.»

پاسخ فخر رازی: «جمهور اعظم مفسران گفته‌اند نازل شد، چون خدا فرمود "إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ"، و این وعده‌ای قطعی و بی‌تعلیق بر شرط است، پس حصول این نزول واجب است.» به استدلال اول: «"فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ" شرط و جزایی است که به "إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ" ربطی ندارد.» به استدلال دوم: «روز نزولش برای آنان و برای کسانی که پس از ایشان بر شریعتشان بودند عید بود.»

پاسخ علامه طباطبایی (ترجمهٔ المیزان): «اینکه فرمود انی منزلها علیکم وعدهٔ صریح است به انزال، مخصوصاً از نظر اینکه با صیغهٔ اسم فاعل ذکر شده.» «و حاشا که خدای تعالی با اینکه می‌دانست به‌زودی حواریین از سؤال خود صرف‌نظر می‌کنند، چنین وعدهٔ قطعی و صریحی به آن‌ها بدهد. آری وعده‌ای که در آیه است صریح است، ولی شرطی که در آن ذکر شده صریح و قطعی نیست، بلکه مشروط و مربوط به کفر بعد از نزول است؛ به عبارت دیگر، نخست وعدهٔ قطعی و بدون قید و شرطی به انزال مائده داده، و سپس تعذیب بر کفر را متفرع بر آن نموده است، نه اینکه مشتمل باشد به وعده به انزال، مشروط بر اینکه آنان عذاب تخلف و کفر را بپذیرند.»

پاسخ ابوالفتوح، طبرسی و ثعلبی: «این خبرى است مطلق، و در اخبار او تعالى خلاف نبود. دگر اخبار متواتر آمد از صحابه و تابعین و اهل علم» (ابوالفتوح). «خداوند خبر خلاف نمی‌دهد» (طبرسی). ثعلبی هم به «تواتر اخبار» استناد می‌کند، هرچند محققان چاپ دار التفسیر گفته‌اند ادعای تواتر از پیامبر «دقیق نیست»، و فقط تواتر اخبار سلف را می‌توان پذیرفت.

پاسخ طبری (به نقل طنطاوی): «صواب آن است که گفته شود خدا مائده را نازل کرد، زیرا خدا خلف وعده نمی‌کند و در خبرش خلاف واقع نمی‌شود … و روا نیست خدا بگوید "إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ" و سپس آن را نازل نکند، زیرا این از او خبر است و از او خلاف آنچه خبر می‌دهد سر نمی‌زند.»

پاسخ به شاهد ابن کثیر: تفسیر نمونه می‌گوید: «از آنجا که می‌دانیم بسیاری از حقایقی که بر عیسی نازل گشت در اناجیل کنونی نیست، همان‌طور که بسیاری از مطالبی که در اناجیل است بر مسیح نازل نشده، مشکلی از این نظر در جریان نزول مائده به وجود نخواهد آمد.» سید قطب هم انجیل‌ها را «روایت برخی قدیسان» می‌داند که مدت‌ها پس از عیسی نوشته شده‌اند، و ماجرای مشابه سیر کردن چهار هزار تن را در انجیل متی نشان می‌دهد. علامه طباطبایی صریحاً می‌گوید مائده نازل شد، «و لو اینکه مسیحیان از آن خبری ندارند».

جمع‌بندی این بحث

اختلاف اصلی بر سر این است که «إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ» وعده‌ای مطلق است یا مشروط. حسن و مجاهد آن را مشروط به پذیرش تعهد عذاب خوانده‌اند. مجاهد در روایتی دیگر کل داستان را «مَثَل» دانسته است. جمهور مفسران، شیعه و سنی، آن را مطلق دانسته‌اند و عذاب را فقط پیامد کفرِ پس از نزول می‌شمارند. شیخ طوسی با قاعدهٔ اصولی «مطلق بر مقید حمل نمی‌شود مگر با قرینه» و با استدلال کلامی «اجابت نشدن دعای پیامبر در برابر جمع، مردم را از او می‌رماند»، و علامه طباطبایی با تحلیل ساختار آیه (وعدهٔ مطلق و وعیدِ متفرع بر آن)، دقیق‌ترین پاسخ‌ها را داده‌اند.

۱۹. مقایسه و جمع‌بندی

ردیف تفسیر آیهٔ ۱۱۲: «هل یستطیع» آیهٔ ۱۱۳: انگیزه آیهٔ ۱۱۴: نکتهٔ ممتاز آیهٔ ۱۱۵: نزول و عذاب
۱ کشف‌الاسرار «توانی که…؟» یعنی «روا داری؟»؛ حواریان خدای‌شناس بودند زیادت یقین، مانند ابراهیم عید = عود رحمت خدا و طاعت بنده؛ مقایسه با یاران پیامبر نازل شد؛ ۳۳۳ تن مسخ
۲ ترجمهٔ طبری «هیچ تواند…؟» گرسنگی جمعیت در بیابان عید = «جشن» نازل شد؛ هفتاد تن «کپی گشتند»
۳ روض الجنان سه قول؛ فرق استطاعت و قدرت میل یا قصد؛ «یقین بر یقین» معانی عید؛ شمعون «وصیّ عیسی» نازل شد (خبر مطلق)
۴ تفسیر نمونه آغاز کار / مصلحت / استجابت نظر سوء نداشتند؛ عین‌الیقین؛ نورانیت غذا عیسی تقاضا را شایسته‌تر بیان کرد نازل شد؛ مسئولیت پس از شهود
۵ ترجمهٔ المیزان کنایه از مصلحت و اذن درخواست زشت؛ ولی ایمان خالص «اللهم ربنا» بی‌نظیر؛ عید ابتکار عیسی؛ «اکل» به «رزق» وعدهٔ مطلق؛ وعید متفرع
۶ ترجمهٔ مجمع البیان سه قول؛ امام باقر: «هل تستطیع ان تدعو» کسب یقین و تأکید اعجاز بندگان یکدیگر را روزی می‌دهند نازل شد؛ منع فقیران (تفسیر اهل‌بیت)
۷ ثعلبی دو قرائت؛ «قوم خطا کردند و بشر بودند» گواهی برای خدا یا نزد بنی‌اسرائیل اقوال لغوی عید نازل شد (تواتر)
۸ تبیان سه قول؛ «از درخواست آیات بپرهیزید» مؤمن و مستبصر بودند، مانند ابراهیم دو معنای «وارزقنا»؛ «خیر الرازقین» مفصل‌ترین ردّ منکران
۹ کشّاف ایمانشان «ادعا» بود؛ شکاک بودند ادعا مانند ادعای ایمان اجابت برای اتمام حجت نازل شد
۱۰ فخر رازی شش پاسخ؛ احتمال «رب» = جبرئیل چهار انگیزه ترتیب اغراض: از اشرف به ادون وعدهٔ قطعی بی‌تعلیق
۱۱ بیضاوی سه وجه علم مشاهده + علم استدلال غرض صحیح یا اتمام حجت مسخ بی‌مانند
۱۲ نسفی «آیا انجام می‌دهد؟» برای تبرّک؛ نه تعنّت «وارزقنا» تأکید است نازل شد (وهب)
۱۳ ابن کثیر حاجت و فقر محتاج خوردن بودند نقد سندی روایات اسناد منکران صحیح؛ ولی با جمهور
۱۴ نیشابوری در تأویل: مقلّد و بی‌ادب گرسنگی؛ معجزهٔ آسمانی تأویل: مائدهٔ اسرار؛ «انفاس» مسخ حقیقی = سقوط به حیوانیت
۱۵ الصافی امام باقر: الهام؛ قرائت «تدعو» بیان عذر — روایات اهل‌بیت؛ مسخ
۱۶ فی ظلال مؤمنان خوارق نمی‌خواهند سطحی پایین‌تر از یاران محمد (ص) ادب بندهٔ برگزیده اجابت با جدیت
۱۷ طنطاوی نام بردن از مادرش برای نفی الوهیت شک و تعنّت نبود جمع «اللهم» و «ربنا» سه تأکید؛ رد زمخشری

از مجموع این هفده تفسیر، چند محور اصلی به دست می‌آید:

۱. معنای «هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ» (آیهٔ ۱۱۲): چهار راه حل در همهٔ تفاسیر تکرار می‌شود: قرائت کسائی «هل تستطیع ربک»، یعنی آیا تو می‌توانی بخواهی، که از امام باقر، امام صادق، عایشه، علی و ابن‌عباس نقل شده؛ «آیا انجام می‌دهد؟» (حسن)؛ «آیا اجابت می‌کند؟» (سدّی، با استطاع به معنای اطاع)؛ و «آیا حکمت اقتضا می‌کند؟» (بیضاوی، المیزان). فخر رازی دو احتمال نادر هم افزوده: مراد از «رب» جبرئیل باشد، یا پرسش برای تقریر وضوح باشد. شیخ طوسی، مجمع البیان و ابوالفتوح هم میان «استطاعت» (فرمان‌پذیری اعضا) و «قدرت» فرق می‌گذارند و می‌گویند خدا «قادر» است، نه «مستطیع».

۲. ارزیابی حواریون (آیات ۱۱۲ و ۱۱۳): زمخشری ایمانشان را «ادعا» و آنان را شکاک می‌داند. علامه طباطبایی درخواستشان را «زشت» ولی ایمانشان را خالص می‌داند. تبیان، مجمع البیان، تفسیر نمونه، نسفی و طنطاوی آن را درخواستی برای افزایش یقین، مانند درخواست ابراهیم، می‌شمارند، و طنطاوی دیدگاه زمخشری را به تفصیل رد می‌کند. ترجمهٔ طبری و ابن کثیر انگیزه را گرسنگی و نیاز می‌دانند. میبدی و سید قطب آنان را با یاران پیامبر اسلام مقایسه می‌کنند که پس از ایمان هیچ معجزه‌ای نخواستند.

۳. ادب عیسی در دعا (آیهٔ ۱۱۴): فخر رازی و علامه طباطبایی، هر یک جداگانه، نشان می‌دهند که عیسی ترتیب اغراض حواریون را وارونه کرد: «خوردن» را از اول به آخر برد و به «رزق» تبدیل کرد، و «عید» را از خود افزود. تفسیر نمونه هم همین را با تعبیر «به طرزی شایسته‌تر» بیان می‌کند. علامه آغاز دعا با «اللهم ربنا» را در میان دعاهای انبیا بی‌نظیر می‌داند، و طنطاوی آن را «نهایت تضرع» می‌شمارد.

۴. معنای عید: دو قول اصلی در همهٔ تفاسیر هست: «روزی که بزرگ داشته می‌شود» (قول برگزیدهٔ تبیان و مجمع البیان) و «عائده و نعمت». تفاسیر عرفانی و معاصر معنای «بازگشت» را می‌پرورانند: بازگشت رحمت خدا و طاعت بنده (میبدی)، بازگشت به پاکی فطری (تفسیر نمونه)، تجدید وحدت و حیات دینی (المیزان)، و در تأویل نیشابوری «اول و آخر انفاس».

۵. نزول و عذاب (آیهٔ ۱۱۵): همهٔ هفده تفسیر نزول را پذیرفته‌اند. عذاب را بیشتر مسخ به خوک و بوزینه دانسته‌اند. تبیان و مجمع البیان از امام صادق و امام کاظم نقل کرده‌اند که به خوک مسخ شدند. روایت «تفسیر اهل‌بیت» در مجمع البیان و صافی علت را منع فقیران از سفره می‌داند. نیشابوری مسخ را به سقوط از مراتب روحانی به حیوانیت تأویل می‌کند، و تفسیر نمونه شدت عذاب را با سنگین‌تر شدن مسئولیت پس از شهود توضیح می‌دهد.

۶. نکتهٔ کلامی ویژهٔ شیعه: تبیان و مجمع البیان از تعبیر «خیر الرازقین» استدلال می‌کنند که بندگان هم به یکدیگر روزی می‌دهند.

دیدگاه کاربران

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…

دیدگاه خود را بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. دیدگاه پس از تأیید مدیر سایت منتشر می‌شود.