در هر صورت در پایان روز عاشورا سزاوار است یاد کردن حال اهل حضرت سیدالشهدا و دختران و اطفال آن حضرت که در این وقت، در سرزمین کربلا اسیر دشمنان گشته و به حزن و گریه مشغول بودند و مصائبی بر ایشان گذشت که در خاطر هیچ آفریدهای خطور نکند و قلم را تاب نوشتن آن نباشد و چه نیکو سروده هر که سروده:
فاجِعَةٌ اِنْ اَرَدْتُ اَكْتُبُها مُجْمَلَةً ذِكْرَةً لِمُدِّكِرٍ
فاجعه اى است اگر بخواهم آن را بنویسم به صورت اجمال براى یادآورى یادآوران
جَرَتْ دُمُوعى فَحالَ حائِلُها ما بَيْنَ لَحْظِ الْجُفُونِ وَالزُّبُرِ
اشکم روان شود، پس پرده گردد میان نگاه چشمها و صفحات کتاب
وَقالَ قَلْبى بُقْيا عَلَىَّ فَلا وَاللّهِ ما قَدْ طُبِعْتُ مِنْ حَجَرٍ
دلم گوید بر من رحمى که سوگند به خدا من از سنگ سرشته نشدم
بَكَتْ لَهَا الاْرْضُ وَ السَّماَّءُ بَيْنَهُما فى مَدامِعٍ حُمُرٍ
بر آن مصیبت زمین و آسمان گریست و هرچه ما بین آن دو میباشد، گریهاى خونبار
من از تحریر این غم ناتوانم که تصویرش زده آتش بجانم
ترا طاقت نباشد از شنیدن شنیدن کى بود مانند دیدن
پس برخیز و به رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا و امام مجتبی و سایر امامان از ذُریه سیدالشهدا(سلام الله علیهم) سلام کن و ایشان را بر این مصائب جانکاه با دل سوخته و چشم گریان تسلیت بگو و این زیارت را بخوان: