قرآن کریمبه زبان فارسی

۸۵-المقاله السادسه عشر

اسرارنامه — فریدالدین عطار نیشابوری
گرت ملک جهان زیر نگین استبآخر جای تو زیر زمین است
نماند کس بدنیا جاودانیبگورستان نگر گر می‬ندانی
جهان را چون رباطی با دود ردانکزین در چون درآیی بگذری زان
تو غافل خفته وز هیچت خبرنهبخواهی مرد گر خواهی وگرنه
کسی کش مرگ نزدیکی رسیدستچنین گویند کو رگ برکشیدست
تو هم ای سست رگ بگشای دیدهکز اول بودۀ رک برکشیده
ترا گر تو گدایی گر شهنشاهسه گز کرباس و ده خشتست هم راه
اگر ملکت ز ماهی تا بماهستسرانجامت برین دروازه راهست
چو بر بندند ناگاهت زنخدانهمه ملک جهان آنجا، زنخ دان
ز هر چیزی که داری کام وناکامجدا می‬بایدت شد در سرانجام
بسی کردست گردون دست کارینخواهد بود کس را رستگاری
بدین عمری که چندین پیچ داردمشو غره که پی بر هیچ دارد