قرآن کریمبه زبان فارسی

فرستادن سلیمان(ع) باز راباحضار بلبل ومراعات او ازتشویش

بلبل‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری

فرستادن سلیمان(ع) باز را باحضار بلبل ومراعات او ازتشویش

ز مرغان چون سلیمان قصه بشنیدبه تندید وببالید و بجوشید
یکی از خشم آتش را برافروختگهی بر آب و آتش را فرو سوخت
همان دم باز را فرمود هان زودبرو چون آتش و باز آی چون دود
به بین خود تا چه مرغ است آنکه مرغانز دست او همی دارند افغان
ز دانش بهره دارد یا نداردچو شیران زهره دارد یا ندارد
چرا ارد به بین نفرت ز کثرتکه داد او را بگو منشور وحدت
نمی‬گردد دمی خالی ز غوغانمی‬بندد کمر در خدمت ما
چرا از خدمت ما مستمند استوزین دوری گزیدن دردمند است
مگر دیوانه و مستست و بی خودکه دائم غافلست از نیک و از بد
به تن زار و نزارش می‬نمایندبه هر گلزار زارش می‬نمایند
ز استغناء او بسیار گفتندهمه مرغان ز عشقش درشگفتند
چو نزدیکش رسی میکن تبسممبادا کو بمیرد از تو هم
مگو سختش بنه انگشت بر لبنگه می‬دارش از منقار و مخلب