قرآن کریمبه زبان فارسی

فصل ۶۸

فیه ما فیه — مولانا جلال‌الدین محمد بلخی

میان بنده و حق حجاب همین دوست و باقی حجب ازین دو ظاهر می​شود و آن صحّت است و مال آنکس که تن درستست میگوید خدا کو من نمی​دانم و نمی​بینم همین که رنجش پیدا می​شود آغاز میکند که یااللّه یااللّه و بحق همراز و همسخن می​گردد پس دیدی که صحّت حجاب او بود، و حقّ زیر آن درد پنهان بود، و چندانک آدمی را مال و نوا هست اسبب مرادات مهیّا میکند و شب و روز بآن مشغولست همین که بی​نواییش رو نمود نفس ضعیف گشت و گرد حق گردد:

مستیّ و تهی دستیت آورد بمنمن بندۀ مستی و تهی دستی تو

حقّ تعالی فرعون را چهارصد سال عمر و ملک و پادشاهی و کامروایی داد جمله حجاب بود که او را از حضرت حقّ دور می​داشت یک روزش بی مرادی و درد سر نداد تا نبادا که حقّ را یادآرد گفت تو بمراد خود مشغول می​باش و ما را یاد مکن شبت خوش باد.

از ملکت سیر شد سلیمانوایّوب نگشت از بلاسیر