«از كتاب رياض السياحه حضرت حاج زينالعابدين شیروانی مستعليشاه»
شبستر قریهایست سمت غربی تبریز مسافت هشت فرسخ دور آن، آن جناب اعرف عرفای زمان و افضل فضلای دوران، شرح فضایل و کمایل آن جناب خارج از حیز امکانست. در زمان الجایتو سلطان و پسرش سلطان ابوسعید سده سنیهاش ملجأ قریب و بعید بوده. همواره بکشف حقایق و شرح دقایق و تکمیل ناقصان و تربیت مریدان ید و بیضا مینموده.
از آن حضرت تألیفات خوب و رسالات مرغوب بسیار است من جمله کتاب حق الیقین و مثنوی گلشن راز حقیر دیده و گلشن راز را در جواب هفده سؤال امیر حسین سادات صاحب نزهةالارواح گفته و الحق بمثقب الهام گوهرهای تحقیق و دُرّهای دقیق سفته .این گمنام را به سخنان ایشان اعتقاد تمام است. شروح بسیار بر گلشن راز نوشتهاند و شرح شیخ علی (محمّد) لاهیجانی بسیار نیکو است.
گویند جناب شیخ در اواسط زندگانی بصوب کرمان تشریف آورده و در آنجا مکرمهای نکاح کرد و پسری از آن عفیفه متولد گشت. اکنون از اولاد و احفاد آن زبدۀ اوتاد در کرمان هستند، عزیز و محترم و ارباب قلمند و جمعی از ایشان اهل حال و اصحاب کمالند و مشهور به خواجگانند در نیکی سیرت و خوبی سریرت سرور جهانند.
وفات مولانا فی شهر سنه هفتصد و بیست در قریه مذکوره وقوع یافت و به ریاض قدس و جنات انس شتافت.