قرآن کریمبه زبان فارسی

باب اول در ظهور ذات حضرت حق تعالی و تقدس، كه مقام معرفت است مشتمل بر حقایق

حقیقت- هستی حق- تبارك و تعالی- پیداتر از هستی​ها است،‌ كه او به خود پیداست، وپیدائی دیگر هستی​ها بدو است: اللّه نور السماوات و الارض.

حقیقت- دلیل هستی او به حقیقت جز او نیست، كه هیچ گونه كثرت را به هستی او راه نیست،‌و دلیل را از هستی ناگزیر بود: اولم یكف بربك انه علی كل شییء شهید.

حقیقت- هستی او تعالی نمایندۀ خود است كه نمایندگی حقیقی جز از هستی حقیقی نیاید: افی اللّه شك فاطر السماوات و الارض.

حقیقت- هر نفسی كه هست به ضرورت، به قوت یا به فعل، مدرك هستی خود است: بل الانسان علی نفسه بصیرة، و آن مستلزم ادراك هست مطلق است، كه عام روشن​تر از خاص بود: و فی انفسكم افلا تبصرون.

حقیقت- ادراك هستی حق، كه اظهر و اعرف است، مقدم است بر ادراك نفس، كه نفس از عالم امر است: و اللّه غالب علی امره، و از این جهت نسیان حق را مستلزم نسیان نفس فرمود،‌ كه نسیان بعد از معرفت بود: نسوا اللّه فانساهم انفسهم.

تمثیل- ادراك مبصر بی واسطۀ نوری دیگر چون شعاع صورت نبندد، با آنكه شعاع از غایت ظهور در آن حالت غیر مرئی نماید، تا طایفه​ای انكار آن می​كنند. نوری كه واسطۀ ادراك شعاع بود بر آن قیاس باید كرد. نورعلی نور یهدی اللّه لنوره من یشاء.

تبصرة- معرفت حق تعالی ذوات را فطری است، كه وجود منبع كمالات است و فطرت قابل تغییر نیست: فطرة اللّه التی فطرالناس علیها. لا تبدیل لخلق اللّه ذالك دین القیم.

حقیقت- چون موجودات، از واهب الصور احسن الصور آورده​اند كه: الذی احسن كل شییء خلقه. صورت احسن بدن ظاهر است، و آرایش آن اسلام و دین: صبغة اللّه و من احسن من اللّه صبغة و صورت احسن نفس معرفت وآرایش آن ایمان است: اولئك كتب فی قلوبهم الایمان.

فرع- هدایت عام لازم معرفت است: الذی اعطی كل شیی خلقه ثم هدی.

نتیجه- توجه به مقصد حقیقی تابع هدایت است: ولكل وجهة هو مولیها.

حقیقت- معرفت و هدایت و توجه جزئی به كلی با عارضۀ تعین، منتج شوق بود از جهت جزوی. و جذب از جهت كلی. ما من دابة‌ الاهو آخذ بناصیتها.

حقیقت- باز جذب و شوق و محبت ارادی موجودات، موجب حركت به طوع است: ائتیا طوعا اذكرها قالتا اتينا طائعین.

نتیجه- حركت مجذوب سوی جاذب، جز بر خط مستوی كه صراط مستقیم است صورت نبندد: هو آخذ بناصیتها ان ربی علی صراط مستقیم.

رمز- تعدد حركات و طرق بر وفق تعینات عدمی غیرمتناهی است: لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا.

سری نازك- محیط خطوط طرف نقطه هستی​ها جز هستی نیست كه عین نیستی است،‌كه جناب مقدس او تعالی شأنه از كثرت مبرا است. و اللّه بكل شییء محیط.

حقیقت- جهت امری است نسبی متوجه محیط، به هر كدام جهت كه حركت كند سوی محیط بسیط باشد. قل للّه المشرق و المغرب، فاینما تولوا فثم وجه اللّه. ان اللّه واسع علیم.

نتیجه- شوق ومحبت به واسطۀ بعد و حجاب تعین، اقتضای ذلت، یعنی عبادت، كند كه: ان كل من فی السماوات و الارض الا اتی الرحمان عبدا.

لازمه- عبادت از عابدی كه تعین او عدمی است به هر طریق كه واقع شود مخصوص گردد به ذاتی كه تعین او عین هستی بود: وقضی ربك الا تعبدوا الاایاه، و جمله عابد حق باشند: كل له قانتون ای كل له عابدون.

آیت- ظهور این امور شامله از ادراك و معرفت و شوق و هدایت و توجه و حركت و عبادت به حسب كثرت وقلت تعینات ورتبت ظهور وجود بود و از این جهت در بیشتر مواضع تعبیر از نطق عام به اعتراف موجد به تسبیح فرمود، كه از صفات سلبی است: و ان من شییء الا یسبح بحمده.

حقیقت- چون در مظهر انسانی رتبت به نهایت رسید، و صفات و اسماء به كلیت در او ظاهر شد اعتراف به نطق خاص، به صفت اضافی صادر گشت: و اذ اخذ ربك من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربكم قالوا بلی.

جواب سئوال مقدر- انكار منكر عارضی است و از این جهت به اندك اشارتی زایل می​گردد و بر اعتراف فطری باز می​آید: ولئن سالتهم من خلق السماوات و الارض لیقولن اللّه.

حقیقت- گفته شود كه معاد بر وفق مبدأ و معاش بود،‌در مبداء: ماتری فی خلق الرحمان من تفاوت، و در معاش: یا رحمن الدنیا و یا رحیم الآخرة، و حكم كلی: رحمتی وسعت كل شییء.