قرآن کریمبه زبان فارسی

در فضیلت امام شافعی

خسرونامه — فریدالدین عطار نیشابوری
كسی كو ابن عمّ مصطفی بودامامت در دو كون او را روا بود
دو ابن عم رسول حق چنان داشتكه دینش از هر دو نور جاودان داشت
ز ابن مطلّب برخاست امامتچنانك از ابن عبّاسش خلافت
اگر اهل طریقت صد هزارندوگر صد، جز طریق او ندارند
یقینم شد كه او سلطان جیشستدلیلم، الامیة من قریشست
چو دین صدر عالم بایدم داشتقریشی را مقدّم بایدم داشت
دلش تا پیشگه چون بی حسابستكتاب امّتش اُمّ​الكتابست
اگر روزی بدریا راه یابدشود گمنام، بحر آنگاه یابد
چو او در دین پیغمبر فرو شدبجای او نشست آن بحرو او شد
چو آن دریا بجای خود روان یافتقریشی و محمّد نام ازان یافت
محمّد بر زبان او گهر شدچنان كانجا سخن حق بر عمر شد
اگر او محو پیغامبر نبودیحدیث و آیتش همبر نبودی
حدیث آن بجای این چو برخاستشد از صاحب حدیثی قامتش راست
قریشی جدّو ادریسش اَب آمدطریقت از بهشت این مذهب آمد
چو این مذهب بنا داده به ادریسبهشتش نقد دان اعداش ابلیس
نبی بنهاد گنجی جمله رحمتبحصۀ بوحنیفه كرد قسمت
درآمد شافعی آن گنج عالیچو دید الحق براو افشاند حالی
گرت از مهر كوفی حاصلی نیستچو بوفت جز خرابی منزلی نیست
چو داری شافعی و بوحنیفهتویی هم مالك دین هم خلیفه
وگر این داری امّا آن نداریدلی داری ولیكن جان نداری
چو ایشانند هردو چشم، دین رابنه سر این دو چشم راه بین را
اگر این هر دو را باهم نداریتو یك عالم ز دو عالم نداری
چه می​گویی كه هر دو در مقابلیكی اندو دو می​بینی تو احول
اگر زیشان تو در دل خشم داریدو چشمت كوربین گر چشم داری