قرآن کریمبه زبان فارسی

حکایت ۹۱

منطق الطیر — فریدالدین عطار نیشابوری
پاک دینی گفت این نیکوتر استمبتدی را گو بتاریکی در است
تا به کلی گم شود در بحر جودپس نماند هیچ بندش در وجود
زانکه گر چیزی بر او ظاهر شودغره گردد در زمان کافر شود
آنچه در تست از حسد و ز خشم توچشم مردان بیند آن نی چشم تو
هست در تو گلخنی پر اژدهاتو ز غفلت کرده ایشان را رها
روز و شب در پرورش شان ماندۀفتنۀ خواب و خورش شان ماندۀ
گر پلیدی درون را بینیئیاین چنین غافل کجا بنشینئی