مقاله ثامن و ثلثون
سؤال مرغی دیگر
دیگری گفتش که ای دانای راهدیدۀ ما شد در این وادی سیاه
پر سیاست مینماید این طریقچند فرسنگست این راه ای رفیق
گفت ما را هفت وادی در رهستچون گذشتی هفت وادی درگه است
باز ناید در جهان زین راه کسنیست از فرسنگ آن آگاه کس
چون نیامد باز کس زین راه دورچون دهندت آگهی ای ناصبور
چون شدند آنجایگه گم سر بسرکی خبر بازت دهند ای بیخبر