قرآن کریمبه زبان فارسی

مقاله ثامنه — عذر همای

منطق الطیر — فریدالدین عطار نیشابوری

مقاله ثامنه

عذر همای

پیش جمع آمد همای سایه بخشخسروان را ظل او سرمایه بخش
زان هما این سان همایون آمدهکز همه در همت افزون آمده
گفت ای پرندگان بحر و برمن نیم مرغی چو مرغان دگر
همت عالیم درگاه آمدهعزلت از خلقم پدیدار آمده
نفس سگ را خوار دارم لاجرمعزت از من یافت افریدون وجم
پادشاهان سایه پرورد من‬اندچون گدا طبعند کی مرد من‬اند
نفس سگ را استخوانی می‬دهمروح را زین سگ امانی می‬دهم
نفس را چون استخوان دادم مدامجان من زان یافت این عالی مقام
آنکه شه خیزد ز ظل پر اوچون توان پیچید سر از فر او
جمله را در پر او باید نشستتا ز ظلش ذرۀ آید بدست
کی شود سیمرغ سرکش یار منبس بود خسرو نشانی کار من
هدهدش گفت ای غرورت کرده بندسایه بر چین بیش از این برخود مخند
نیستت خسرو نشانی این زمانهمچو سگ با استخوانی این زمان
خسروان را کاشکی ننشانئیخویش را از استخوان برهانئی
من گرفتم خود که شاهان جهانجمله از ظل تو خیزند این زمان
لیک فردا در بلا عمری درازجمله از شاهی خود مانند باز
سایۀ تو گر ندیدی شهریاردر بلا کی ماندی روز شمار