قرآن کریمبه زبان فارسی

پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود

مثنوی معنوی — دفتر اول — مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (شش دفتر)

گفت صدیقه که ای زبدهٔ وجود حکمت باران امروزین چه بود

این ز بارانهای رحمت بود یا بهر تهدیدست و عدل کبریا

این از آن لطف بهاریات بود یا ز پاییزی پر آفات بود

گفت این از بهر تسکین غمست کز مصیبت بر نژاد آدمست

گر بر آن آتش بماندی آدمی بس خرابی در فتادی و کمی

این جهان ویران شدی اندر زمان حرصها بیرون شدی از مردمان

استن این عالم ای جان غفلتست هوشیاری این جهان را آفتست

هوشیاری زان جهانست و چو آن غالب آید پست گردد این جهان

هوشیاری آفتاب و حرص یخ هوشیاری آب و این عالم وسخ

زان جهان اندک ترشح می‌رسد تا نغرد در جهان حرص و حسد

گر ترشح بیشتر گردد ز غیب نه هنر ماند درین عالم نه عیب

این ندارد حد سوی آغاز رو سوی قصهٔ مرد مطرب باز رو