قرآن کریمبه زبان فارسی

قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت

مثنوی معنوی — دفتر اول — مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (شش دفتر)

یک خلیفه بود در ایام پیش کرده حاتم را غلام جود خویش

رایت اکرام و داد افراشته فقر و حاجت از جهان بر داشته

بحر و در از بخششش صاف آمده داد او از قاف تا قاف آمده

در جهان خاک ابر و آب بود مظهر بخشایش وهاب بود

از عطااش بحر و کان در زلزله سوی جودش قافله بر قافله

قبلهٔ حاجت در و دروازه‌اش رفته در عالم بجود آوازه‌اش

هم عجم هم روم هم ترک و عرب مانده از جود و سخااش در عجب

آب حیوان بود و دریای کرم زنده گشته هم عرب زو هم عجم