قرآن کریمبه زبان فارسی

در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر

مثنوی معنوی — دفتر اول — مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (شش دفتر)

بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر

لیک نادر طالب آید کز فروغ در حق او نافع آید آن دروغ

او به قصد نیک خود جایی رسد گرچه جان پنداشت و آن آمد جسد

چون تحری در دل شب قبله را قبله نی و آن نماز او روا

مدعی را قحط جان اندر سرست لیک ما را قحط نان بر ظاهرست

ما چرا چون مدعی پنهان کنیم بهر ناموس مزور جان کنیم