قرآن کریمبه زبان فارسی

فضیلت حسرت خوردن آن مخلص بر فوت نماز جماعت

مثنوی معنوی — دفتر دوم — مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (شش دفتر)

آن یکی می‌رفت در مسجد درون مردم از مسجد همی‌آمد برون

گشت پرسان که جماعت را چه بود که ز مسجد می برون آیند زود

آن یکی گفتش که پیغامبر نماز با جماعت کرد و فارغ شد ز راز

تو کجا در می‌روی ای مرد خام چونک پیغامبر بدادست السلام

گفت آه و دود از آن اه شد برون آه او می‌داد از دل بوی خون

آن یکی گفتا بده آن آه را وین نماز من تو را بادا عطا

گفت دادم آه و پذرفتم نماز او ستد آن آه را با صد نیاز

شب بخواب اندر بگفتش هاتفی که خریدی آب حیوان و شفا

حرمت این اختیار و این دخول شد نماز جملهٔ خلقان قبول