قرآن کریمبه زبان فارسی

پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرم

مثنوی معنوی — دفتر ششم — مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (شش دفتر)

اشکش از دیده بجست و گفت او با همه آن شاه شیرین‌نام کو

گفت آن سالوس زراق تهی دام گولان و کمند گمرهی

صد هزاران خام ریشان هم‌چو تو اوفتاده از وی اندر صد عتو

گر نبینیش و سلامت وا روی خیر تو باشد نگردی زو غوی

لاف‌کیشی کاسه‌لیسی طبل‌خوار بانگ طبلش رفته اطراف دیار

سبطی‌اند این قوم و گوساله‌پرست در چنین گاوی چه می‌مالند دست

جیفة اللیلست و بطال النهار هر که او شد غرهٔ این طبل‌خوار

هشته‌اند این قوم صد علم و کمال مکر و تزویری گرفته کینست حال

آل موسی کو دریغا تاکنون عابدان عجل را ریزند خون

شرع و تقوی را فکنده سوی پشت کو عمر کو امر معروفی درشت

کین اباحت زین جماعت فاش شد رخصت هر مفسد قلاش شد

کو ره پیغامبری و اصحاب او کو نماز و سبحه و آداب او