قرآن کریمبه زبان فارسی

باب هيجدهم در آداب سلام

مصباح الشریعه — منسوب به امام جعفر صادق (ع) — ترجمه عبدالرزاق گیلانی

قال الصّادق عليه السّلام: معنى السّلام في دبر كلّ صلوة، معنى الامان، اى من ادّى امر الله و سنّة نبيّه صلّى الله عليه و آله خاضعا له خاضعا منه، فله الامان من بلاء الدّنيا و براءة من عذاب الآخرة، و السّلام اسم من اسماء الله تعالى، أودعه خلقه ليستعملوا معناه في المعاملات و الامانات و الانصافات، و تصديق مصاحبتهم فيما بينهم، و صحّة معاشرتهم، و ان أردت ان تضع السّلام موضعه، و تؤدّى معناه، فاتّق الله و ليسلم منك دينك و قلبك و عقلك، ان لا تدنّسها بظلمة المعاصي، و لتسلم حفظتك ان لا تبرمهم و تملّهم و توحشهم منك بسوء معاملتك معهم، ثمّ صديقك ثمّ عدوّك، فإذا لم يسلم من هو الاقرب، فالابعد اولى، و من لا يضع السّلام مواضعه هذه، فلا سلام و لا تسليم، و كان كاذبا في سلامه و ان أفشاه في الخلق، و اعلم انّ الخلق بين فتن و محن في الدّنيا، امّا مبتلى بالنّعم ليظهر شكره، و امّا مبتلى بالشّدة ليظهر صبره، و الكرامة في طاعته، و الهوان في معصيته، و لا سبيل إلى رضوانه الاّ بفضله، و لا سبيل إلى طاعته الاّ بتوفيقه، و لا شفيع اليه الاّ باذنه و رحمته.

شرح

قال الصّادق عليه السّلام: معنى السّلام في دبر كلّ صلوة، معنى الامان، اى من ادّى امر الله و سنّة نبيّه صلّى الله عليه و آله خاضعا له خاشعا منه، فله الامان من بلاء الدّنيا و براءة من عذاب الآخرة.

حضرت امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد كه: معنى سلام در عقب هر نماز، امن و ايمنى است از عذاب آخرت، و اشاره است به آن كه هر كه نماز گزارد و ادا كرد، امر خدا را از واجبيها و سنّتيها از روى خشوع و خضوع، پس از براى او است ايمنى از عذاب آخرت.

و السّلام اسم من اسماء الله تعالى، أودعه خلقه ليستعملوا معناه في المعاملات و الامانات و الانصافات.

مى‏فرمايد كه: سلام نامى است از نامهاى الهى، و حضرت او «عزّ اسمه» امانت گذاشته است او را در ميان خلايق، تا اشاره باشد به آن كه، معنى سلام كه سلامتى است و عدم ميل از حقّ به باطل، بايد در ميان ايشان مروّج و مرعى باشد. و با هم در معاملات، مثل: بيع و شراء و اجاره، و ردّ امانتها و غير اينها، در مقام نصفت و معدلت باشند و از شيوه ظلم و ستم، محترز باشند و اذيّت و آزار بهم نرسانند.

و تصديق مصاحبتهم فيما بينهم، و صحّة معاشرتهم.

و از جمله فوايد امانت گذاشتن بارى «عزّ اسمه»، سلام را در ميان خلايق، آن است كه ايشان در مصاحبت و معاشرت با هم صادق باشند و از مكر و غدر محترز باشند. و به مقتضاى: «المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه»، مسلمانان از دست ايشان در آزار نباشد.

و ان أردت ان تضع السّلام موضعه، و تؤدّى معناه، فاتّق الله و ليسلم منك دينك و قلبك و عقلك، ان لا تدنّسها بظلمة المعاصي، و لتسلم حفظتك ان لا تبرمهم و تملّهم و توحشهم منك بسوء معاملتك معهم، ثمّ صديقك ثمّ عدوّك.

يعنى: اگر خواهى كه وضع كنى سلام را به جاى خود و به مقتضاى او عمل كنى، پس بترس از جناب عزّت، و از اعمال ردّيه و افعال قبيحه اجتناب كن، و سالم دار دين و عمل و دل خود را، از كدورت و تيرگى معاصى، و نيز سالم دار نويسندگان عملهاى خود را، كه «كرام الكاتبين» هستند، از ملالت و وحشت. كه به سبب عملهاى زشت تو و افعال ناپسند تو، در آزار باشند. و نيز چنان كن كه دوستان و مصاحبان تو، از تو بسلامت باشند و از تو آزار نبينند. و با دشمن نيز به نحوى سر كن كه فساد باطن به ظاهر تعدّى نكند، سلامت صورى به فتنه و فساد منجرّ نگردد، كه با دشمن نيز به قدرى، ارخاى عنان و مماشات لازم است.

فإذا لم يسلم من هو الاقرب، فالابعد اولى.

و هر گاه اقارب و نزديكان، از آزار كسى سالم نباشد، مثل كتبه اعمال، پس اباعد و أجانب به طريق اولى سالم نخواهند بود.

و من لا يضع السّلام مواضعه هذه، فلا سلام و لا تسليم، و كان كاذبا في سلامه و ان أفشاه في الخلق.

و هر كه وضع نكند سلام را، به جاى خود و به مقتضاى او، (چنانكه مذكور شد) عمل نكند. و دين و قلب و عقل او، از كدورات و اوساخ معاصى او، سالم نباشند و بندگان خدا از اباعد و اقارب، از او به رفاه نباشند، پس چنين كسى در دعوى سلام كاذب است، چه در سلام نماز و چه در سلام غير نماز، هر چند در افشاى سلام سعى كند. چرا كه هر كه لفظى بگويد و از معنى او غافل باشد و به مفهومش عمل نكند، حقيقتا كاذب است. پس صاحب چنين سلامى، در حقيقت افشاى سلام نكرده است و در سلك بخلاى سلام، مندرج خواهد بود.

و اعلم انّ الخلق بين فتن و محن في الدّنيا، امّا مبتلى بالنّعم ليظهر شكره، و امّا مبتلى بالشّدة ليظهر صبره.

بدان كه خداوند عالم، بندگان خود را هرگز از امتحان و فتنه خالى نمى‏گذارد، يا مبتلا به نعمت مى‏كند، تا امتحان كند كه آيا شكر نعمت او بجا مى‏آرند يا نه؟ كه اگر شكر الهى بجا آوردند و به سبب آن نعمت، طغيان در نفس ايشان بهم نرسيد و باعث تخفيف اطاعت و بندگى نشد و به فقرا و ضعفا إحسان كردند، در دنيا به حكم آيه وافى هدايه: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ (إبراهيم- ۷)، به زيادتى إحسان، مغبوط خواهند بود، و در آخرت با مقرّبين محشور. و اگر، «عياذا باللّه»، شكر نعمت او را بجا نياوردند و به ارباب حاجت، كه در حكم عيال ايشانند، مواسات ننمودند و از حقوق الله، برائت ذمّه حاصل نكردند. به مقتضاى: وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ (إبراهيم- ۷)، در دنيا از نعمتهاى الهى محروم، و در آخرت آثم و مخذول خواهند بود. و يا بندگان خود را مبتلا مى‏كند به كوفتها و مصيبتها و تنگى معاش، كه تا امتحان كند كه در بناى صبر و شكر ايشان، قصورى راه مى‏يابد يا نه؟ اگر ملازم صبر شده، لب به شكوه نگشودند و از زبان و دل، كلام نالايقى و خيال نامناسبى از ايشان تراوش نكرد، بلا شكّ در سلك: إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ (زمر- ۱۰)، منسلك خواهند بود. و الاّ، «عياذا باللّه»، در ديوان زيانكاران مرقوم و با محرومان و مخذولان، محشور خواهند شد.

و الكرامة في طاعته، و الهوان في معصيته.

يعنى: كرامت و عزّت، در اطاعت و بندگى خدا است و خفّت و خوارى، در عصيان و مخالفت وى.

و لا سبيل إلى رضوانه الاّ بفضله، و لا سبيل إلى طاعته الاّ بتوفيقه، و لا شفيع إليه الاّ باذنه و رحمته.

يعنى: نيست هيچ وسيله‏اى از براى تحصيل رضاى الهى، مگر توسّل به فضل و كرم وى. و نيست هيچ راهى به سوى طاعت او سبحانه، مگر به توفيق دادن او و مهيّا كردن اسباب تحصيل قرب به جناب خود. و نيست شفيعى و مفرّى بدكاران را از عذاب الهى، مگر شفاعت انبيا و ائمّه عليهم السّلام به اذن و رخصت جناب او، «عزّ شأنه»، يا آن كه بى واسطه شفاعت انبيا و ائمّه عليهم السّلام، «رحيم على الاطلاق» و «كريم بالاستحقاق» رحمت عامّ خود را شامل حال ايشان كند، و ايشان را از غرقاب عذاب و عقاب نجات دهد.