قال الصّادق عليه السّلام: قال رسول الله صلّى الله عليه و آله: المعتبر في الدّنيا عيشه فيها كعيش النّائم، يراها و لا يمسّها، و هو يزيل عن قلبه و نفسه باستقباحه معاملة المغرورين بها، ما يورثه الحساب و العقاب، و يبدّل بها ما يقرّبه من رضا الله تعالى و عفوه، و يغسل بماء زوالها موضع دعوتها إليه، و تزيين نفسها إليه، و العبرة تورث ثلاثة أشياء، العلم بما يعمل، و العمل بما يعلم، و علم ما لم يعلم، و العبرة أصلها اوّل يخشى أخره، و أخر قد تحقّق الزّهد في اوّله، و لا يصحّ الاعتبار الاّ لاهل الصّفاء و البصيرة، قال الله تعالى: فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ، و قال ايضا عزّ من قائل: «فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي في الصُّدُورِ»، فمن فتح الله عين قلبه و بصر عينه بالاعتبار، فقد أعطاه الله منزلة رفيعة و زلفى عظيما.
شرح
قال الصّادق عليه السّلام: قال رسول الله صلّى الله عليه و آله: المعتبر في الدّنيا عيشه فيها كعيش النّائم، يراها و لا يمسّها، و هو يزيل عن قلبه و نفسه باستقباحه معاملة المغرورين بها، ما يورثه الحساب و العقاب.
حضرت امام صادق عليه السّلام مىفرمايد كه: نظر كننده به چشم عبرت در دنيا، زندگى او در دنيا از بابت زندگى، همانند كسى است كه خواب باشد و به خواب بيند دنيا را، چنانكه او را در آن حال، توجّه به دنيا نيست و رغبت به او ندارد و محض خيال است، كسى كه صاحب بصيرت است و به چشم عبرت نظر به خلايق و احوال ايشان مىكند، دنيا در نظر او نيز، از بابت خواب و خيال است، مىبيند دنيا را امّا نه ديدنى كه به او مايل باشد و به نزد او وقعى و اعتبارى داشته باشد و به سبب نظر عبرت، زايل مىشود از او، محبّت دنيا و معامله اهل دنيا، كه فريب دنيا خوردهاند و وخامت آخرت را به لذّات دنيا، معاوضه نمودهاند.
و يبدّل بها ما يقرّبه من رضا الله تعالى و عفوه.
يعنى: اهل بصيرت و صاحبان نظر عبرت، بعكس اهل دنيا، معاوضه مىكنند لذّات فانيه دنيا را، به لذّات باقيه عقبى و تبديل مىكنند قرب دنيا و اهل دنيا را، به قرب خدا و مقرّبان او.
و يغسل بماء زوالها موضع دعوتها إليه، و تزيين نفسها إليه.
و نيز اهل بصيرت مىشويند و پاك مىكنند، موضع دعوت دنيا را، به آب زوال دنيا. يعنى: اگر گاهى به مقتضاى بشريّت، ايشان را ميلى و رغبتى به دنيا بهم رسد، في الفور به سبب ملاحظه فنا و زوال دنيا، آب ندامت و پشيمانى از مسيل چشم عبرت بين مىريزند و موضع ميل به دنيا را كه دل است، به آب توبه و انابه، شستشو مىدهند. و نفس را از كدورت و تيرگى، كه نتيجه ميل به دنيا است، به طهارت و نظافت، كه نتيجه توبه و رجوع است، محلّى و مزيّن مىسازند.
و العبرة تورث ثلاثة أشياء: العلم بما يعمل، و العمل بما يعلم، و علم ما لم يعلم.
مىفرمايد كه: نظر عبرت و بصيرت در دين، مورث سه چيز است:
يكى- علم به آن چه متعلّق است به عمل، يعنى: به افعال و اعمالى كه موجب نجات آخرت است، دانا مىشود، و در بعضى از نسخ، به جاى «العلم بما يعمل»: «العلم بما يعلم» است و بنا بر اين نسخه، معنى چنين مىشود كه: هر كه صاحب بصيرت و نظر عبرت شد، آن چه در مدّت عمر خود كسب كرده است از نظريّات، و به اعتقاد خود علم به آنها حاصل نموده، معلومش مىشود كه كدام حقّ است و كدام باطل، و كدام يقين است و كدام غير يقين، و كدام صحيح است و كدام فاسد.
دوم- آن كه عمل مىكند به دانستنيهاى خود.
سوم- عالم مىشود به هر چه ندانسته است، و فرق ميان ثالث و اوّل به عموم و خصوص است، چرا كه اوّل، مخصوص به عمليّات است و سوم، شامل عملى و غير عملى.
و العبرة أصلها اوّل يخشى أخره، و أخر قد تحقّق الزّهد في اوّله.
مىفرمايد كه: نظر عبرت، اصلى است كه آخر او خشيت و خوف است و اوّل او زهد، يعنى: چون نظر عبرت مترتّب و متفرّع از زهد است و از زهد، نظر عبرت بهم مىرسد، پس نظر عبرت، نظر به خوف و خشيت، اوّل است. و خوف و خشيت، ثانى.
و لا يصحّ الاعتبار الاّ لاهل الصّفاء و البصيرة.
مىفرمايد كه: بصيرت در آخرت و چشم عبرت بين، حاصل نمىشود، مگر از براى اهل صفا و بصيرت.
قال الله تعالى: فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ (حشر- ۲).
خداى تعالى صاحب دلان را خطاب كرده و گفته: پس عبرت بگيريد، اى كسانى كه چشم بصيرت داريد و به ديده عقل، بينا هستيد.
و قال ايضا عزّ من قائل: «فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي في الصُّدُورِ»، (حج- ۴۶).
و نيز خداوند عالم در قرآن عزيز، در حقّ كفّار و فجّار فرموده است، آن چه مضمونش اين است كه: كور نيست چشمهاى ظاهرى ايشان، بلكه كور است چشمهاى باطنى و دلها كه در سينههاى ايشان است.
فمن فتح الله عين قلبه و بصر عينه بالاعتبار، فقد أعطاه الله منزلة رفيعة و زلفى عظيما.
يعنى: هر كه گشود چشم دل خود را و بينا كرد ديده باطن خود را به عبرت گرفتن، پس به يقين كه داده است او را خداوند عالم، مرتبه بلندى و نزديكى عظيمى به جناب خودش.