قرآن کریمبه زبان فارسی

باب چهل و يكم در آداب اكل

مصباح الشریعه — منسوب به امام جعفر صادق (ع) — ترجمه عبدالرزاق گیلانی

قال الصّادق عليه السّلام: قلّة الاكل محمود في كلّ قوم، لانّ فيه مصلحة الباطن و الظّاهر، و المحمود من المأكولات أربع، ضرورة، و عدّة، و فتوح، و قوت، فالاكل الضّرورىّ للاصفياء، و العدّة للقوّام الاتقياء، و الفتوح للمتوكّلين، و القوت للمؤمنين، و ليس شي‏ء اضرّ على قلب المؤمن من كثرة الاكل، و هي مورثة لشيئين، قسوة القلب و هيجان الشّهوة، و الجوع ادام المؤمنين، و غذاء للرّوح، و طعام للقلب، و صحّة للبدن، قال النّبيّ، صلّى الله عليه و آله: ما ملا ابن ادم وعاء أشرّ من بطنه.

و قال داود عليه السّلام: ترك لقمة مع الضّرورة إليها، احبّ إلىّ من قيام عشرين ليلة. و قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: المؤمن يأكل في معا واحد، و المنافق في سبعة أمعاء. و قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: ويل للنّاس من القبقبين، قيل: و ما هما يا رسول الله؟! قال: البطن و الفرج. و قال عيسى بن مريم عليهما السّلام: ما مرض قلب اشدّ من القسوة، و ما اعتلّت نفس بأصعب من بغض الجوع، و هما زماما الطّرد و الخذلان.

شرح

قال الصّادق عليه السّلام: قلّة الاكل محمود في كلّ قوم، لانّ فيه مصلحة الباطن و الظّاهر.

حضرت امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد كه: كم خورى، خصلتى است بس نيكو و صفتى است بس رفيع و ارجمند، در هر حال و نزد هر قوم، چرا كه كم خوردن موجب صلاح باطن و ظاهر است. امّا ظاهر به واسطه محفوظ ماندن از اسقام و امراض، و امّا باطن به واسطه نزديك شدن نفس به سبب سبكى معده و گرسنگى به خضوع و خشوع، كه منشأ اتّصاف به اكثر صفات محموده است و قابليّت از براى فيضان علوم و إدراكات از مبادى عاليه.

روايت است كه: «صلوة الشّبعان كتملّق السّكران».

و المحمود من المأكولات أربع، ضرورة، و عدّة، و فتوح، و قوت، فالاكل الضّرورىّ للاصفياء، و العدّة للقوّام الاتقياء، و الفتوح للمتوكّلين، و القوت للمؤمنين.

مى‏فرمايد: خوردن محمود كه مذموم نيست، نه به حسب عقل و نه به حسب شرع، چهار است:

يكى- اكل ضرورى است كه به قدر سدّ رمق است و اين خورش اصفيا است. مثل پيغمبران و أوصياء.

دوم- عدّه است. يعنى: حلال و بى شبهه، هر چند زايد بر سدّ رمق باشد و اين قوت اتقيا است.

سوم- فتوح است كه به در توكّل نشسته، نه از تنگى غضبانند و نه از وسعت شادان، و به هر چه مى‏رسد راضى هستند، آن را صرف مى‏كنند و شكر الهى بجا مى‏آرند.

چهارم- قوت است و اين خورش مؤمنان است كه هر چه را علم به حرمت ندارند، هر چند مشتبه باشد، تناول مى‏كنند.

و ليس شي‏ء اضرّ على قلب المؤمن من كثرة الاكل، و هي مورثة لشيئين، قسوة القلب و هيجان الشّهوة.

يعنى: نيست هيچ ضرر رساننده‏تر، بر دل مؤمن از خوردن بسيار و دو خصلت بد از خوردن بسيار، ناشى مى‏شود:

يكى- قساوت قلب.

دوم- تحريك شهوت.

و الجوع ادام المؤمنين، و غذاء للرّوح، و طعام للقلب، و صحّة للبدن.

مى‏فرمايد كه: گرسنگى، نانخورش مؤمنان است، و غذاى روح است. يعنى: به سبب گرسنگى، روح قوّت مى‏گيرد، و نيز گرسنگى قوت دل است. و لفظ قلب مشترك است ميان جسمانى و روحانى و اينجا مراد روحانى است. و نيز گرسنگى موجب صحّت بدن است، چنانكه معلوم است.

قال النّبيّ، صلّى الله عليه و آله: ما ملا ابن ادم وعاء أشرّ من بطنه.

پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله فرموده: آدمى هيچ ظرفى را پر نكرده است بدتر از شكم خود. يعنى: پرى در هيچ چيز مبغوض‏تر و بدتر از پرى شكم آدمى نيست و بدى پرى شكم بر همه بديهاى پرى در عالم، مى‏چربد.

و قال داود عليه السّلام: ترك لقمة مع الضّرورة إليها، احبّ إلىّ من قيام عشرين ليلة.

حضرت داود «على نبيّنا و آله و عليه السّلام»، مى‏فرمايد كه: ترك لقمه‏اى از طعام با وجود ميل و رغبت به آن، دوست‏تر است نزد من از قيام بيست شب به نماز و عبادت.

و قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: المؤمن يأكل في معا واحد، و المنافق في سبعة أمعاء.

حضرت پيغمبر صلّى الله عليه و آله مى‏فرمايد كه: مؤمن مى‏خورد به يك روده و منافق مى‏خورد به قدر هفت روده و اين ترغيب است بر مؤمنين به كم خوردن. و اين فقره نظر به مؤمن، خبر است و به معنى انشاء، و نظر به منافق، خبر است و احتمال انشا هم دارد، به سبيل تهكم و استهزا.

و قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: ويل للنّاس من القبقبين، قيل: و ما هما يا رسول الله؟! قال: البطن و الفرج.

و نيز از آن حضرت مروى است كه فرمود: واى به حال مردمان از قبقبين، پرسيدند كه: قبقبين كدام است؟ فرمود كه: بطن و فرج.

و قال عيسى بن مريم عليهما السّلام: ما مرض قلب اشدّ من القسوة، و ما اعتلّت نفس بأصعب من بغض الجوع، و هما زماما الطّرد و الخذلان.

حضرت عيسى بن مريم عليهما السلام فرموده است كه: نيست هيچ مرضى از براى دل، دشوارتر و صعب‏تر از قساوت و نيست هيچ علّتى دشوارتر از براى نفس، از بغض گرسنگى.

و اين دو علّت كه قساوت قلب باشد و بغض گرسنگى، دو مهار هستند از براى دور شدن از رحمت الهى و نزديك شدن به خذلان و شقاوت. يعنى: مهار اين دو چيز، به دست اين دو صفت است، وجودا و عدما.