قرآن کریمبه زبان فارسی

باب شصت و ششم در آفت قاريان قرآن است

مصباح الشریعه — منسوب به امام جعفر صادق (ع) — ترجمه عبدالرزاق گیلانی

قال الصّادق عليه السّلام: المتّقرى بلا علم كالمعجب بلا مال و لا ملك، يبغض النّاس لفقره، و يبغضونه لعجبه، فهو ابدا مخاصم للخلق في غير واجب، و من خاصم الخلق في غير ما يؤمر به، فقد نازع الخالقيّة و الرّبوبيّة، قال الله تعالى: (وَ من النَّاسِ من يُجادِلُ في الله بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ). و ليس شي‏ء اشدّ عقابا ممّن لبس قميص النّسك بالدّعوى بلا حقيقة و لا معنى، و قال زيد بن ثابت لابنه: يا بنيّ لا يرى الله اسمك في ديوان القرّاء، و قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: يأتي على امّتى زمان، تسمع باسم الرّجل خير من ان تلقاه، و ان تلقاه خير من ان تجرّب، و قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: اكثر منافقى امّتى قُرّاؤها، فكن حيث ندبت إليه و أمرت به، و أخف سرّك من الخلق ما استطعت، و اجعل طاعتك للَّه بمنزلة روحك من جسدك، و ليكن معتبرا حالك ما تحقّقه بينك و بين بارئك، و استعن باللَّه في جميع أمورك، متضرّعا إليه إناء اللّيل و النّهار، قال الله تعالى: ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ، و الاعتداء من صفة قُرّاء زماننا و علاماتهم، و لتكن من الله تعالى في جميع أحوالك على وجل، لئلا تقع في ميدان التّمنّى فتهلك.

شرح

قال الصّادق عليه السّلام: المتّقرى بلا علم كالمعجب بلا مال و لا ملك، يبغض النّاس لفقره، و يبغضونه لعجبه، فهو ابدا مخاصم للخلق في غير واجب، و من خاصم الخلق في غير ما يؤمر به، فقد نازع الخالقيّة و الرّبوبيّة.

حضرت امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد كه: قارى قرآن كه از علم خالى باشد، مثل كسى است كه از مال و ملك خالى باشد و با وجود اين، عجب و كبر داشته باشد و چنانكه متكبّر بى مال، از نداشتن مال، بغض و كينه مردم دارد و مردم از جهت عجب، بغض او دارند. همچنين اين قارى نادان هم هر گاه با وجود نادانى، كه فقر معنوى است، خود را قارى نام كرده باشد و به اين اسم عظيم خود را موسوم نموده، گويا با وجود فقر و پريشانى و عدم مال و منال، عجب و كبر به خود راه داده است و خود را قارى خوانده. و هر كه صاحب عجب است و فقير است، خواه فقرش از مال باشد و خواه از علم، چنانكه دانستى مخاصمه و منازعه با مردم دارد، بى سببى كه موجب منازعه باشد. مثل منازعه با مخالفين و معاندين، و هر منازعه‏اى اين چنين كه بى سبب باشد، راجع مى‏شود به منازعه و مخاصمه با خداى تعالى در خالقيّت و ربوبيّت. كه چرا مرا فقير كردى و غنى نكردى؟ و نمى‏داند كه هر چه جناب احديّت كرده است و مى‏كند، عين حكمت و مصلحت است و به هر كس آن چه لايق و سزاوار دانسته است از غنا و فقر، و صحّت و مرض داده است. و قارى بى علم نيز چون در حكم معجب است، پس نزاع او با خلق راجع مى‏شود به نزاع با خالق، و جوابش آن است كه دانستى.

قال الله تعالى: وَ من النَّاسِ من يُجادِلُ في الله بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ. (حج- ۸)

خداوند عالم مى‏فرمايد كه: بعضى از آدميان، كسانى‏اند كه از روى عناد و جدال مجادله مى‏كنند در كلام الهى، و بى دليل و برهانى كه هدايت كند به مقصد، و بى كتاب واضح و روشن كه به سبب او خطا از صواب تميز تواند يافت، آيات قرآنى را تفسير مى‏كنند. هر آينه اين جماعت از اهل خسران هستند و نيست هيچكس زيانكارتر از ايشان.

و ليس شي‏ء اشدّ عقابا ممّن لبس قميص النّسك بالدّعوى، بلا حقيقة و لا معنى.

يعنى: نيست هيچكس عذاب و عقابش سخت‏تر از عذاب كسى كه پوشيده باشد لباس عبادت را به محض دعوى، و از حقيقت عبادت و بندگى عارى باشد و به ظاهر، به زىّ عبّاد و زهّاد باشد و در باطن، به نعوت كريهه و اوصاف خسيسه موصوف، چنانكه أطوار مردم روزگار است.

و قال زيد بن ثابت لابنه: يا بنيّ لا يرى الله اسمك في ديوان القُرّاء.

زيد بن ثابت در مقام نصيحت و وصيّت به پسر خود مى‏گفته است كه اى فرزند:

چنان كن كه نبيند خداى تعالى اسم تو را در ديوان قرّاء. يعنى: چنان مكن كه نام تو در سلك قرّائى كه قرائت قرآن را كسب خود كرده‏اند و از ادراك معانى و دقايق و لطايف آن عارى‏اند، منسلك باشد.

و قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: يأتي على امّتى زمان، تسمع باسم الرّجل خير من ان تلقاه، و ان تلقاه خير من ان تجرّب.

و از حضرت خير البشر صلّى الله عليه و آله، مروى است كه مى‏فرموده كه: خواهد آمد بر امّت من زمانى كه در آن زمان، شنيدن نام مردم به از ملاقات كردن با آن مردم است، و ملاقات كردن به از معاشرت كردن است و معاشرت كردن به از تجربه كردن و اين حال و صفت زمان مترجم است، كه هر كه را شنيدى كه مرد خوب است و خدا ترس و صالح است، هر گاه به او مى‏رسى و ملاقات مى‏كنى، خلاف شنيده ظاهر مى‏شود، و همچنين به تجربه و معاشرت، خلاف آن چه در هنگام ملاقات ظاهر شده بود، ظاهر مى‏شود. پس هر چند در اين زمان، كس ملاقات با كس نكند و معاشرت ننمايد، بهتر است تا عيب ايشان ظاهر نشود و موجب غيبت و سوء ظنّ به مردم نشود.

و قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: اكثر منافقى امّتى قُرّاؤها، فكن حيث ندبت إليه و أمرت به، و أخف سرّك من الخلق ما استطعت، و اجعل طاعتك للَّه بمنزلة روحك من جسدك، و ليكن معتبرا حالك ما تحقّقه بينك و بين بارئك، و استعن باللَّه في جميع أمورك، متضرّعا إليه إناء اللّيل و النّهار.

و حضرت پيغمبر صلّى الله عليه و آله مى‏فرمايد كه: بيشترين منافقان امّت من قاريانند، چرا كه ايشان از آن چه از قرآن مجيد مى‏خوانند، از اوامر و نواهى، عمل به او نمى‏كنند. و گفتار ايشان موافق كردار نيست، پس سعى كن كه كردار تو موافق فرموده الهى باشد و به مضمون كريمه: فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ (هود- ۱۱۲)، عمل كرده باشى، و تا قدرت دارى، پوشيده دار باطن خود را از غير، و افشاى سرّ خود به غير مكن، كه أذاعت سرّ، موجب ندامت و پشيمانى است. و بگردان طاعت و بندگى خود را از براى خدا و از براى محض رضاى او، و چنان كن كه علاقه تو به عبادت از بابت علاقه روح باشد به بدن. چنانكه مفارقت روح از بدن دشوار است، مفارقت تو نيز از بندگى الهى دشوار باشد، و چنان كن كه افعال و اعمال تو، ميان تو و خداى تو درست باشد، گو نزد خلق ناپسند باش. و در جميع كارها و در همه حالات و اوقات شب و روز، مدد و يارى از خدا طلب كن، و در هنگام مناجات با پروردگار، در نهايت خضوع و خشوع باش، و از روى عجز و شكستگى و فروتنى بگو: خداوندا بنده ضعيف توأم و در نهايت عجز و قصورم و بى مدد و يارى تو از من كارى بر نمى‏آيد، تو از روى كرم و شفقت، به هر چه خير من در او است، توفيقم ده. و از اغواى شيطان و شيطان، دورى كرامت فرما.

قال الله تعالى: ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (اعراف- ۵۵). و الاعتداء من صفة قرّاء زماننا و علاماتهم.

چنانكه حضرت بارى عزّ اسمه فرموده: بخوانيد اى بندگان من خداى خود را در كارها و حاجتها، از روى تضرّع و خفيه، و پروردگار شما دوست نمى‏دارد كسانى را كه از حدّ توسّط و اعتدال تجاوز مى‏كنند و در وقت تلاوت قرآن، صدا بلند مى‏كنند و در معنى قرآن فكر و تأمّل نمى‏كنند، و ملازم خضوع و خشوع نيستند. مى‏فرمايد كه: «اعتداء» كه تفسير او را شنيدى صفت قرّاء اين زمان است كه زمان مؤلّف باشد.

و لتكن من الله تعالى في جميع أحوالك على وجل، لئلا تقع في ميدان التّمنّى فتهلك.

مى‏فرمايد كه: در جميع حالات، به خوف و ترس الهى باش كه مبادا كه در وقتى از اوقات، خواه در اثناى تلاوت يا غير تلاوت، قصد آرزوى نفس كنى، و از بساط قرب به فضاى بعد، و از روح رحمت، به فوح لعنت گرفتار گردى.

از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مروى است كه فرمود كه: در جهنّم آسيابى است كه هميشه در گشت است و خرد مى‏كند. پرسيدند كه: چه چيز خرد مى‏كند يا حضرت؟ فرمود كه: علماى فاجر را كه به علم خود عمل نمى‏كنند، و قاريان قرآن را كه فاسق باشند و بى تأمّل و تفكّر و بى خشوع و خضوع قرآن خوانند، و عاملهاى ظالم را و وزراى خيانتكار را.