قرآن کریمبه زبان فارسی

۱۱۰-الحكایة ‌و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
بوسعید مهنه در آغاز كردپیش لقمان رفت روزی بی قرار
سنگ در یك دست می‌افراشت اوسوخته در دست دیگر داشت او
شیخ گفتش چیست سنگ و سوختهگفت تا گردانمت آموخته
می‌زنم این سنگ بر سر محكمتسوخته برمی‌نهم چون مرهمت
زانكه این دردی كه این ساعت تراستاین چنین درمانش خواهد گشت راست
گه ز ضرب او جراحت می‌رسدگه ز مرهم نیز راحت میرسد
گر ز ضرب او جراحت نبودتتا ابد اومید راحت نبودت
راحت خود را شدی پیوسته دوستبی جراحت نیز فقرت آرزوست