قرآن کریمبه زبان فارسی

۱۵-فی فضیلة حسن رضی اللّه عنه

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
نور چشم مصطفی و مرتضیشمع جمع انبیاء واولیا
جمع كرده حسن خلق و حسن ظنجملۀ افعال چون نامش حسن
روی او در گیسوی چون پر زاغهمچو خورشیدی همه چشم و چراغ
در مروت چون جهان پرپیچ دیدخواست تا جمله ببخشد هیچ دید
جد وی كز وی دو عالم بود پرساختی خود را برای او شتر
در نمازش بر كتف بنشاندیقرة العین نمازش خواندی
این چنین عالی اب و جد كان اوستجملۀ آفاق ابجد خوان اوست
زهر را با جد خود شد این پسرقتل را شد آن دگر یك با پدر
آن لبی كو شیر زهرا خورد بازمصطفی دادش بدان لب قبله باز
چون توان كردن گذر كه زهر راخون توان كردن جگر این قهر را
نام خصمش گرچه پرسیدند بازتن زد و تن كشته در دل داد راز
نوش كرد آن زهر و غمازی نكردجان بداد و ترك جان بازی نكرد
زهر شد زیر وبر افكند از زبرآن جگر گوشه پیمبر را جگر
لخت لختش از جگر خون اوفتادتاكه در خون جانش بیرون اوفتاد
سرخدید از خون جان صد جای اوهر كه شد درخون جانش وای او