عشق چیست از قطره دریا ساختنعقل نعل كفش سودا ساختن
فكر چیست اسرار كلی حل شدنكوه كندن در دل خردل شدن
ذوق چیست آگاه معنی آمدننه بتقوی نه بفتوی آمدن
صحو چیست از خود بخود ره یافتنپس زخود خود را منزه یافتن
محو چیست ازخویش بی خویش آمدنپس ز هر دو نیز درویش آمدن
وجد چیست از صبح صادق خوش شدنبی حضور آفتاب آتش شدن
فقد چیست از صبح با شام آمدنهم ز عشق خویش در دام آمدن
عیب چیست از عین پرده ساختنخویشتن را زنده مرده ساختن
شكر چیست از خار گل پنداشتنجزو را نادیده كل پنداشتن
عین چیست آئینه خویش آمدنخویش را بی خویش در پیش آمدن
شوق چیست از خویش بیرون آمدنبر امید مشك در خون آمدن
لطف چیست از ذرۀذره شدنعذر كمتر ذره را غره شدن
قهر چیست ازمور پیل انگاشتنپشۀ را جبرئیل انگاشتن
بسط چیست از هردو عالم سر زدنخویش بر صد عالم دیگر زدن
قبض چیست ازجان و دل تن ساختنخانه در سوراخ سوزن ساختن
قرب چیست اندر بر آتش شدنیا چو پروانه شدن تا خوش شدن
بعد چیست ازجسم جان انگاشتنقعر دوزخ آسمان انگاشتن
خوف چیست امن آزاد آمدندر بهشت عدن ناشاد آمدن
عمر چیست از مرگ بیرون زیستنمرگ از پس كردن اكنون زیستن
عیش چیست از زندگی مرده شدنپیش هر دردی پس پرده شدن
وقت چیست از یك سر موی آمدنصد بلا چون موی در روی آمدن
حال چیست از نفس متواری شدنپس باستقبال جباری شدن
راه چیست از جان پناهی یافتنگنج را دزدیده راهی یافتن
سیر چیست از جزو خود بیرون شدنذرهگی بگذاشتن گردون شدن
حب چیست از پیش جان برخاستنپیش جانان جان فشان برخاستن
انس چیست از خود رهائی یافتندر سویدا آشنائی یافتن
مهر چیست از سنگ پستان ساختنطفل خود را هر دو كیهان ساختن
وصل چیست از نیستی هست آمدنپس ازین هر دو برون مست آمدن
نفخه چیست از لا هو الا هو شدنپس دو عالم ناف یك آهو شدن
شرح چیست از غش بتحقیق آمدنموی را چون قرع و انبیق آمدن
شرم چیست از لطف ناآمیختنسایۀ خود دیدن و بگریختن
چاره چیست از بود نابود آمدنپس بهیچ از جمله خشنود آمدن
جهد چیست از دیده دریا ریختندر روش از آب گرد انگیختن
جذبه چیست از یك نظر ذره شدنبر پر جبریل بر سدره شدن
جود چیست از جمله با هیچ آمدنهیچ را فی الجمله بی پیچ آمدن
عدل چیست انصاف خود را خواستنهیچ انصاف از كسی ناخواستن
فضل چیست اسرار را محرم شدنتا ابد جان پیش صورت كم شدن
ذوق چیست از وعده شبنم داشتنچشم بر دریای اعظم داشتن
امر چیست از بندگی جان داشتنذره ذره محو فرمان داشتن
نهی چیست از درد در دیر آمدنغیر دیدن در ولا غیر آمدن
حسن چیست از رشح سرگردان شدندر رخ انموذجی حیران شدن
قبح چیست آئینه را پشت آمدناز همه تن با یك انگشت آمدن
نفع چیست از شمع كار آموختنجمله را افروختن خود سوختن
صبر چیست آتش مزاجی داشتنسوختن مردن همه بگذاشتن
جد چیست از جان وفادار آمدنبس بیك یك موی در كار آمدن
هزل چیست آب فراست ریختنیا گلابی بر نجاست ریختن
سهو چیست از پرده بر در ماندنزیر باران خفتن و تر ماندن
حلم چیست از ذروۀ عرش آمدنگاو و ماهی را بهم فرش آمدن
توبه چیست اینجمله را درهم زدنخیمه زین عالم بدان عالم زدن
سجده چیست از ننگ خود در گل شدندر دل گل عرش جان حاصل شدن
قصد چیست از دیده كوری ساختنمردمك سوراخ موری ساختن
حج چیست از پا و سر بیرون شدنكعبۀ دل جستن و در خون شدن
عفو چیست آزار جان برداشتنجرم خلقان جرم خود پنداشتن
كبر چیست آبی بهاون كوفتنوز منی بر دوست و دشمن كوفتن
عجب چیست آهن ز گرمی سوختندیو را ابلیستی آموختن
جنگ چیست از جان عنانی داشتنهر سر موئی سنانی داشتن
صلح چیست از ذات خود پنهان شدنسایه گشتن نیك و بد یكسان شدن
خشم چیست از خود خیالی داشتندوزخی را بر سفالی داشتن
كینه چیست از سینه زندان كردنستاژدها در حقه پنهان كردنست
بخل چیست از تشنگی جان دادنستهمچو بوتیمار بحر افتادنست
جبن چیست از سایۀ پژمردنستچون شكوفه از دمی افسردنست
مكر چیست از زهر حلوا كردنستوانگه آن حلوا ز سودا خوردنست
امن چیست از جان طمع ببریدنستخویش را چون سایه بیجان دیدنست
ذل چیست از نفس پاك افتادنستزیر پای سگ چو خاك افتادنست
عز چیست از نیك خود گردیدنستدر معز خویش خود را دیدنست
صدق چیست در راستی به بودنستدر كمانی سر بسر زه بودنست
كذب چیست از یخ فقع جوشیدنستتیر را اندر كمان پوشیدنست
حرص چیست از جهل گرد آوردنستچون شود كوهی بزیرش مردنست
ذنب چیست از راه سر پیچیدنستبا نجاست مشك در پیچیدنست
قطع چیست از جان بسفل افتادنستشیشۀ از دست طفل افتادنست
حدس چیست اصل خدائی دیدنستصدق صبح آشنائی دیدنست
طبع چیست از گل بگل افتادنستهمچو خر بر یك نسق استادنست
یأس چیست آزردن دلخستگانستهم بریدن از همه پیوستگانست
ضعیف چیست از ضعف زیر افتادنستقوت پیلی را بموری دادنست
كشف چیست از خاك در خون جستنستوز درون پرده بیرون جستنست
برچیست از تشنگی خود مردنستجمله را سیراب احسان كردنست
وعظ چیست از كوه چشمه زادنستگفتنت وصفیت آندادنست
صمت چیست ازدام هستی جستنستهر دو لب از ما سوی اللّه بستنست
خلق چیست از خاك مفرش كردنستبا سگان همكاسگی خوش كردنست
ربح چیست از بند مطلق گشتنستفانی خود باقی حق گشتنست
خسر چیست از جهل گوهر سودنستیك نفس مشغولی هستی بودنست
صبر چیست آهن سكاهن كردنستپشم را در دیده آهن كردنست
شكر چیست انعام دایم دیدنستپس در آن انعام منعم دیدنست
علم چیست از ذره قافی كردنستتا ابد گردش طوافی كردنست
زهد چیست آزاد دنیا بودنستدیده بان راه عقبی بودنست
فقر چیست از گمرهی ره كردنستوز دو عالم دست كوته كردنست
زرق چیست از نقطه ساكن بودنستوز بلای خویش ایمن بودنست
رزق چیست از زهر قند آوردنستآسمان را در كمند آوردنست
جوع چیست اصل دو عالم خوردنستهم ز جوع آخر بزاری مردنست
روزه چیست از غیر درگه بستنستازوجود و از عدم ره بستنست
فرق چیست اندر جهان پیوستنستذره ذره چیز در جان بستنست
ذكر چیست از درد درمان بردنستبر در دل نقب بر جان بردنست
قبله چیست آیات كبری دیدنستذره ذره روی مولی دیدنست
كعبه چیست اندر جوار افتادنستتو بتو در ناف عالم زادنست
توشه چیست از كل كل پربودنستپس تهی بر هیچ ره پیمودنست
حرف چیست از درد چیزی گفتنستشیرمردی پیش حیزی گفتنست
قال چیست از قشر روغن خوردنستكوزه را با آب روشن خوردنست
حیله چیست از عقل عزم جستنستپنبه و آهن بهم پیوستنست
غصه چیست ازكور ره نادیدنستدر سقر برف سیه نادیدنست
قصه چیست از مشكلی آشفتنستوانچه نتوان گفت هرگز گفتنست
شعر چیست این جمله در بگشادنستشرح چندینی عجایب دادنست
گرچه بود اینجایگه جولان رازمصلحت نبود سخن كردن دراز
هم برین صد بیت كردم اختصارزانكه گر گویم بچربد از هزار
هر دلی را كین قدر معلوم شدآن دگرها نرم تر از موم شد
چون صفات راه را پایان نبودبیش از این گفتن مرا امكان نبود