قرآن کریمبه زبان فارسی

۲۹۵-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
ابن ادهم كرد ازان رهبان سؤالكز كجا سازی تو قوتی حسب حال
گفت از روزی دهنده بازپرسروزیم او می‌دهد زو راز پرس
چون بظاهر روزیئی بینی حلالمی‌مكن از باطن روزی سؤال
ترك جان پاك هر روزی كنیتا زجائی چارۀ روزی كنی
ای شده غافل ز مجروحی خویشچند در بازی سبك روحی خویش
ای سبك دل گشته از خواب گرانوی بخورد و خواب قانع چون خران
تا نیائی تو بهمرنگی برونكی شود از تو گران سنگی برون
چون بهمرنگی سبك گردی چو كاهدر كشندت زود سوی بارگاه
كاه چون با كهربا همرنگ بودكهربا را زان بدو آهنگ بود
بود مقناطیس چون آهن برنگزان بهم رنگی درآوردش به تنگ
چون كسی در اصل همرنگ اوفتاددولتش زاغاز هم تنگ اوفتاد