قرآن کریمبه زبان فارسی

۲۹۷-المقالة الثلثون

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
سالك آمد نوحه گر در پیش نوحگفت ای شیخ شیوخ و روح روح
عالمی دردی و دریای دواآدم ثانی و شیخ انبیا
خشك سال عالم از كنعان تراستوی عجب عالم پر از طوفان تراست
اشك تو در نوحه چون بسیار شدتاتنوری گرم طوفان بار شد
كشتی اهل سلامت خاص تستتا ابد دریای دین اخلاص تست
گر در آن كشتی نیامد هركستسر بسم اللّه مجریها بست
تشنه‌تر از تو ندیدم هیچكسلاجرم طوفانت آمد پیش و پس
گرچه عالم گشت پر طوفان توبیشتر شد تشنگی جان تو
تا بسر عشق در كار آمدیتشنۀدریای اسرار آمدی
چون بصورت آمد آن دریا ز زوردر جهان افكند طوفان تو شور
چون جهان راتشنگی بنشاندیكشتی اهل سلامت راندی
مردۀ عشقم مرا جانی فرستتشنه خواهم مرد طوفانی فرست
نوح گفت ای بیقرار نوحه گربازكن چشم از هم و در من نگر
تك زدم در راه او سالی هزارتا كه داد از خیل كفارم كنار
زخم خوردم روز و شب عمری درازتا بصد زاری در من كرد باز
تو بدین زودی بدان در چون رسیوز نخستین پایه برتر چون رسی
صبر می‌باید ترا ناچار كردتا توانی چارۀ این كار كرد
گر دری خواهی كه بگشاید تراوانچه جوئی روی بنماید ترا
از در پیغامبر آخر زمانهمچو حلقه سرمگردان یك زمان
زانكه تا خورید باشد راهبربر ستاره چون توان كردن سفر
ذرۀ راه در خورشید گیرراه آن سلطانی جاوید گیر
گر بقرب مصطفی جوئی تو راهپیش ابراهیم رو زین جایگاه
سالك آمد پیش پیر ارجمندقصۀ برگفتش الحق دردمند
پیر گفتش هست نوح آرام روححق نهاده نام او از نوحه نوح
در مصیبت بود دایم مرد كارنوحه بودش روز و شب از دردكار
تا نیاید درد این كارت پدیدقصۀ این درد نتوانی شنید
گر تو خواهی تا شوی مرد ای پسرهیچ درمان نیست جز درد ای پسر