| وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | از خطبه های آن حضرت است |
| در زمینه برتری اسلام، و توصیف پیامبر اکرم، آن گاه توبیخ اصحاب |
| الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى شَرَعَ الاِْسْلامَ فَسَهَّلَ شَرائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ، | خدای را سپاس که اسلام را تشریع، و آبشخوارهای آن را برای آن که بخواهد وارد شود آسان نمود، |
| وَ اَعَزَّ اَرْكانَهُ عَلى مَنْ غالَبَهُ، فَجَعَلَهُ اَمْناً لِمَنْ عَلِقَهُ، | ارکانش را در برابر آن که قصد غلبه برآن را دارد غیرقابل شکست، و آن را برای کسی که به آن آویخت پناهگاه امن |
| وَ سِلْماً لِمَنْ دَخَلَهُ، وَ بُرْهاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ، | و برای وارد بر آن حریم سلامت قرار داد. آن را برهان ساخت برای کسی که به وسیله آن سخن گفت، |
| وَ شاهِداً لِمَنْ خاصَمَ بِهِ، وَ نُوراً لِمَنِ اسْتَضاءَ بِهِ، وَ فَهْماً | و شاهد برای کسی که به وسیله آن به دفاع برخاست، و نور برای آن که طلب روشنی کرد، و فهم برای |
| لِمَنْ عَقَلَ، وَ لُبّاً لِمَنْ تَدَبَّرَ، وَآيَةً لِمَنْ تَوَسَّمَ، وَ تَبْصِرَةً | آن که اندیشه نمود، و مغز برای آن که آراسته به تدبیر شد، و نشانه برای بافراستی که راه حق جست، و بینایی |
| لِمَنْ عَزَمَ، وَ عِبْرَةً لِمَنِ اتَّعَظَ، وَ نَجاةً لِمَنْ صَدَّقَ، وَ ثِقَةً | برای کسی که عزم جزم کرد، و پند برای کسی که پند آموخت، و نجات برای آن که تصدیق کرد، و تکیه گاه |
| لِمَنْ تَوَكَّلَ، وَ راحَةً لِمَنْ فَوَّضَ، وَ جُنَّةً لِمَنْ صَبَرَ. | برای کسی که به آن متّکی شد، و آسایش برای آن که خود را به آن واگذاشت، و سپر برای آن که صبر پیشه کرد. |
| فَهُوَ أَبْلَجُ الْمَناهِجِ، وَ اَوْضَحَ الْوَلائِجِ، مُشْرِفُ الْمَنارِ، | اسلام روشن ترین راه، و آشکارترین مسلک هاست، علائم راهش بلند، |
| مُشْرِقُ الْجَوادِّ، مُضىءُ الْمَصابيحِ، كَريمُ الْمِضْمارِ، رَفيعُ الْغايَةِ، | جاده هایش روشن، چراغهایش درخشان، میدان تمرینش آماده برای مسابقه، هدفش مرتفع، |
| جامِعُ الْحَلْبَةِ، مُتَنافَسُ السُّبْقَةِ، شَريفُ الْفُرْسانِ. التَّصْديقُ | و جای دهنده مسابقه گذاران است، جایزه اش مورد رغبت، و سوارانش شریف. راهش |
| مِنْهاجُهُ، وَالصّالِحاتُ مَنارُهُ، وَالْمَوْتُ غايَتُهُ، وَالدُّنْيا مِضْمارُهُ، | تصدیق، نشانه اش اعمال شایسته، پایانش مرگ، میدان تمرینش دنیا، |
| وَالْقِيامَةُ حَلْبَتُهُ، وَالْجَنَّةُ سُبْقَتُهُ. | محل گرد آمدن مسابقه گذارانش قیامت، و جایزه مسابقه اش بهشت است. |
| مِنْها فى ذِكْرِ النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِه | از این خطبه است در وصف پیامبر صلّی اللّه علیه وآله |
| حَتّى اَوْرى قَبَساً لِقابِس، وَ اَنارَ عَلَماً لِحابِس. | تا آنکه پیامبر شعله ای برای خواستار نور برافروخت، و نشانه ای برای وامانده در گمراهی روشن ساخت. |
| فَهُوَ اَمينُكَ الْمَأْمُونُ، وَ شَهيدُكَ يَوْمَ الدِّينِ، وَ بَعيثُكَ نِعْمَةً، | خداوندا، او امین و مورد اعتماد تو، و گواه حضرتت در قیامت، و نعمتی است که به رسالت فرستادی، |
| وَ رَسُولُكَ بِالْحَقِّ رَحْمَةً. اللّهُمَّ اقْسِمْ لَهُ مَقْسَماً مِنْ عَدْلِكَ، وَاجْزِهِ | و رحمتی است که به حق گسیل داشتی. الهی، بهره ای وافر از عدالت خود به او عنایت فرما، و از احسانت |
| مُضاعَفاتِ الْخَيْرِ مِنْ فَضْلِكَ. اللّهُمَّ اَعْلِ عَلى بِناءِ الْبانينَ بِناءَهُ، | پاداشی صد چندان به او کرامت کن. خدایا، بنایش را از همه بناها بالاتر قرار ده، |
| وَ اَكْرِمْ لَدَيْكَ نُزُلَهُ، وَ شَرِّفْ عِنْدَكَ مَنْزِلَتَهُ، وَ آتِهِ | و او را بر سفره مهمانیت گرامی دار، و مقامش را نزد خود شریف گردان، و او را از جانب خود بالاترین |
| الْوَسيلَةَ، وَاَعْطِهِ السَّناءَ وَالْفَضيلَةَ، وَاحْشُرْنا فى زُمْرَتِه غَيْرَ خَزايا | درجه بهشتی بخش، و از رفعت و فضیلت بهره مندش ساز، و ما را بدون دچار شدن به رسوایی |
| وَ لا نادِمينَ وَلا ناكِبينَ، وَلا ناكِثينَ، وَلا ضالِّينَ، وَلا مُضِلِّينَ، | و منهای گرفتار شدن به پشیمانی و آلوده شدن به انحراف وپیمان شکنی وگمراهی وگمراه کردن و فریب خوردگی، |
| وَ لا مَفْتُـونيـنَ. | در زمره او محشور فرما. |
| -وَقَدْ مَضى هذَا الْكَلامُ فيما تَقَدَّمَ اِلاّ اَنَّنا كَرَّرْناهُ ههُنا لِما فِى الرِّوايَتَيْنِ مِنَ | مؤلف: این خطبه پیش از این ذکر شد و ما به جهت اختلاف در دو روایت، آن را دوباره در این |
| الاِْخْتِـلافِ .- | قسمت آوردیم. |
| وَ مِنْها فى خِطابِ اَصْحابِهِ | و از این خطبه است در خطاب به یارانش |
| وَقَدْ بَلَغْتُمْ مِنْ كَرامَةِ اللّهِ تَعالى لَكُمْ مَنْزِلَةً تُكْرَمُ بِها اِماؤُكُمْ، | از کرامت خدا به منزلت و مقامی رسیده اید که به خاطر آن کنیزان شما احترام می شوند، |
| وَ تُوصَلُ بِها جيرانُكُمْ، وَ يُعَظِّمُكُمْ مَنْ لا فَضْلَ لَكُمْ عَلَيْهِ، | و همسایگانتان مورد حسن روابط و دوستی قرار می گیرند، و آنان که شما برتر از آنها نیستید، و برآنان |
| وَلا يَدَ لَكُمْ عِنْدَهُ، وَ يَهابُكُمْ مَنْ لايَخافُ لَكُمْ سَطْوَةً، وَلا لَكُمْ عَلَيْهِ | حقّی ندارید شما را تعظیم می کنند، و کسانی که از غلبه شما نمی ترسند، و حکومت و تسلطی بر آنان ندارید |
| اِمْرَةٌ. وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَاللّهِ مَنْقُوضَةً فَلاتَغْضَبُونَ، وَ اَنْتُمْ لِنَقْضِ | از شما وحشت دارند. اینک می بینید عهد خدا شکسته می شود و غضب نمی کنید، در حالی که از شکستن عهد |
| ذِمَمِ آبائِكُمْ تَأْنَفُونَ. وَ كانَتْ اُمُورُاللّهِ عَلَيْكُمْ تَرِدُ وَ عَنْكُمْ تَصْدُرُ | پدرانتان بر سر غیرت آمده آن را ننگ می دانید. فرمانهای خدا بر شما وارد شده و از سوی شما به مردم می رسد |
| وَ اِلَيْكُمْ تَرْجِعُ، فَمَكَّنْتُمُ الظَّلَمَةَ مِنْ مَنْزِلَتِكُمْ، وَاَلْقَيْتُمْ اِلَيْهِمْ | وبازگشت سودش به شماست، ولی اکنون طاغیان را برمنزلت خودمسلّط کردید، و زمام امور خویش را |
| اَزِمَّتَكُمْ، وَ اَسْلَمْتُمْ اُمُورَاللّهِ فى اَيْديهِمْ، يَعْمَلُونَ بِالشُّبُهاتِ، | به آنان سپردید، و امور الهی را به آنان واگذاشتید، آنان به شبهه ها عمل می کنند، |
| وَ يَسيرُونَ فِى الشَّهَواتِ. وَ ايْمُ اللّهِ لَوْ فَرَّقُوكُمْ تَحْتَ كُلِّ كَوْكَب | و در شهوات ره می سپارند! به خدا سوگند اگر دشمنان جمع شما را زیر هر ستاره ای پراکنده کنند |
| لَجَمَعَكُمُ اللّهُ لِشَرِّ يَوْم لَهُمْ. | خداوند شما را برای بدترین روزی که در پیش دارند جمع خواهد کرد. |