| وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | از خطبه های آن حضرت است |
| در عظمت خداوند، قرآن، پیامبر و در رابطه با دنیا |
| وَ انْقادَتْ لَهُ الدُّنْيا وَالاْخِرَةُ بِاَزِمَّتِها، وَ قَذَفَتْ اِلَيْهِ السَّمواتُ | دنیا و آخرت با مهارهای خود فرمانبردار اویند، و آسمانها |
| وَالاَْرَضُونَ مَقاليدَها، وَ سَجَدَتْ لَهُ بِالْغُدُوِّ وَ الاْصالِ الاَْشْجارُ | و زمینها کلید خود را تسلیم او کنند، درختان سرسبز در صبح و شام برای او |
| النّاضِرَةُ، وَ قَدَحَتْ لَهُ مِنْ قُضْبانِهَا النّيرانُ الْمُضيئَةُ، وَ آتَتْ اُكُلَها | سجده آرند، و از شاخه های خرّم خود برای او آتش روشن افروزند، و به فرمان او |
| بِكَلِماتِهِ الثِّمارُ الْيانِعَةُ. | میوه های رسیده و قابل خوردن آورند. |
| مِنْـها | از این خطبه است |
| وَ كِتابُ اللّهِ بَيْنَ اَظْهُرِكُمْ، ناطِقٌ لايَعْيى لِسانُهُ، وَ بَيْتٌ لا تُهْدَمُ | کتاب خدا بین شماست، گوینده ای است که زبانش خسته نمی شود، و خانه ای است که پایه هایش |
| اَرْكانُهُ، وَ عِزٌّ لا تُهْزَمُ اَعْوانُهُ. | خراب نمی گردد، و مایه عزتی است که یارانش دچار شکست نمی شوند. |
| وَ مِنْـها | و از این خطبه است |
| اَرْسَلَهُ عَلى حينِ فَتْرَة مِنَ الرُّسُلِ، وَ تَنازُع مِنَ الاَْلْسُنِ، فَقَفّى بِهِ | او را در زمانی فرستاد که خالی از انبیا بود، و در میان عقاید مختلف نزاع بود، آن حضرت را از پی |
| الرُّسُلَ، وَ خَتَمَ بِهِ الْوَحْىَ، فَجاهَدَ فِى اللّهِ الْمُدْبِرينَ عَنْهُ، | همه پیامبران آورد، و وحی را به او ختم نمود، پس او در راه خدا با آنان که از حق رویگردان شده |
| وَ الْـعــادِلـيـنَ بِــهِ. | و برای او همتا و شریک قرار داده بودند جهاد کرد. |
| وَ مِنْـها | و از این خطبه است |
| وَ اِنَّمَا الدُّنْيا مُنْتَهى بَصَرِ الاَْعْمى، لايُبْصِرُ مِمّا وَراءَها شَيْئاً. | دنیا آخرین مرز دید کوردل است، که هیچ چیزی را در ورای آن نمی بیند. |
| وَالْبَصيرُ يَنْفُذُها بَصَرُهُ، وَ يَعْلَمُ اَنَّ الدَّارَ وَراءَها. فَالْبَصيرُ مِنْها | و بینا دیده اش را از دنیا نفوذ می دهد، و می داند که از پی آن خانه آخرت است. پس بینا از دنیا به آخرت |
| شاخِصٌ، وَ الاَْعْمى اِلَيْها شاخِصٌ. وَ الْبَصيرُ مِنْها مُتَزَوِّدٌ، | سفر می کند، و کوردل به سوی دنیا سفر می نماید. بینا از دنیا توشه برمی گیرد، |
| وَ الاَْعْمى لَها مُتَزَوِّدٌ. | و کوردل برای آن تهیه توشه می بیند. |
| وَ مِنْها | و از این خطبه است |
| وَاعْلَمُوا اَنَّهُ لَيْسَ مِنْ شَىْء اِلاّ وَ يَكادُ صاحِبُهُ اَنْ يَشْبَعَ مِنْهُ | بدانید چیزی در دنیا نیست مگر اینکه دارنده اش از آن سیر و خسته |
| وَ يَمَلَّهُ اِلاَّ الْحَياةَ، فَاِنَّهُ لايَجِدُ لَهُ فِى الْمَوْتِ راحَةً. وَ اِنَّما ذلِكَ | می شود بجز زندگی، زیرا زنده راحتی را در مرگ نمی بیند. این حقیقت |
| بِمَنْزِلَةِ الْحِكْمَةِ الَّتى هِىَ حَياةٌ لِلْقَلْبِ الْمَيِّتِ، وَ بَصَرٌ لِلْعَيْنِ | به منزله حکمتی است که عامل حیات قلب مرده، و بینایی چشم |
| الْعَمْياءِ، وَ سَمْعٌ لِلاُْذُنِ الصَّمّاءِ، وَ رِىٌّ لِلظَّمْآنِ، وَ فيها الْغِنى كُلُّهُ | کور، و شنوایی گوش ناشنوا، و آبی گوارا برای تشنه است، و در این همه بی نیازی |
| وَالسَّلامَةُ. كِتابُ اللّهِ تُبْصِرُونَ بِهِ، وَ تَنْطِقُونَ بِهِ، وَ تَسْمَعُونَ بِهِ، | و سلامت است. کتاب خداست که به آن می بینید، و به آن می گویید، و به آن می شنوید، |
| وَ يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْض، وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلى بَعْض، وَ لا يَخْتَلِفُ فِى | بعضی از آیات تفسیر بعض دیگر، و برخی گواه برخی دیگر است، آیاتش درباره خدا اختلاف |
| اللّهِ، وَ لا يُخالِفُ بِصاحِبِهِ عَنِ اللّهِ. | ندارد، و همدم خود را از خدا منحرف نکند. |
| قَدِ اصْطَلَحْتُمْ عَلَى الْغِلِّ فيما بَيْنَكُمْ، وَ نَبَتَ الْمَرْعى عَلى | شما بر حقد و کینه بین خود اتفاق کرده اید، در مزبله وجودتان گیاه سبز |
| دِمَنِكُمْ، وَ تَصافَيْتُمْ عَلى حُبِّ الاْمالِ، وَ تَعادَيْتُمْ فى كَسْبِ | روییده، در دوستی آرزوها با هم یکدل شده اید، و در ربودن اموال با هم |
| الاَْمْوالِ. لَقَدِ اسْتَهامَ بِكُمُ الْخَبيثُ، وَ تاهَ بِكُمُ الْغَرُورُ، | دشمن شدید. شیطان پلید شما را سرگردان نموده، و آن فریبکار شما را به گمراهی انداخته است، |
| وَ اللّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى نَفْسى وَ اَنْفُسِكُمْ. | و خداست که باید درباره خود و شما از او یاری جویم. |