| وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | از خطبه های آن حضرت است |
| در فنای دنیا و نکوهش بدعت |
| اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّما اَنْتُمْ فى هذِهِ الدُّنْيا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فيهِ الْمَنايا، | ای مردم، شما در این دنیا نشانه تیرهای مرگ هستید که بر آن می نشیند، |
| مَعَ كُلِّ جَرْعَة شَرَقٌ، وَ فى كُلِّ اَكْلَة غَصَصٌ. لاتَنالُونَ مِنْها نِعْمَةً اِلاّ | در گلو با هر جرعه آبی جَستنی است، و با هر لقمه ای استخوانی گلوگیر. به نعمتی نمی رسید مگر اینکه |
| بِفِراقِ اُخْرى، وَ لايُعَمَّرُ مُعَمَّرٌ مِنْكُمْ يَوْماً مِنْ عُمُرِهِ اِلاّ بِهَدْمِ آخَرَ | نعمتی را از دست می دهید، و روزی از عمر به شما داده نمی شود مگر اینکه روز دیگری از عمر |
| مِنْ اَجَلِهِ، وَ لاتُجَدَّدُ لَهُ زِيادَةٌ فى اَكْلِهِ اِلاّ بِنَفادِ ما قَبْلَها مِنْ رِزْقِهِ، | نابود می گردد، و اضافه در روزی برای او تازه نمی شود مگر به تمام شدن آنچه قبلاً روزی او بود، |
| وَ لايَحْيى لَهُ اَثَرٌ اِلاّ ماتَ لَهُ اَثَرٌ، وَ لايَتَجَدَّدُ لَهُ جَديدٌ | و اثری برایش به وجود نمی آید مگر آنکه اثری دیگر از او بمیرد، و چیزی برای او تازه نمی گردد |
| اِلاّ بَعْدَ اَنْ يَخْلَقَ لَهُ جَديدٌ، وَ لاتَقُومُ لَهُ نابِتَةٌ اِلاّ وَ تَسْقُطُ مِنْهُ | مگر آنکه تازه ای از او کهنه شود، و خوشه و نهالی برای او برپا نمی گردد مگر آنکه دروشده ای از او |
| مَحْصُودَةٌ. وَ قَدْ مَضَتْ اُصُولٌ نَحْنُ فُرُوعُها، فَما بَقاءُ فَرْع بَعْدَ | ساقط شود. پدرانی که ما فرزندان آنهاییم از دنیا گذشتند، برای فرع چه بقایی است بعد از |
| ذَهابِ اَصْلِهِ؟! | رفتـن ریشـه اش؟! |
| مِنْـها | از این خطبه است |
| وَ ما اُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ اِلاّ تُرِكَ بِها سُنَّةٌ. فَاتَّقُوا الْبِدَعَ، وَالْزَمُوا | بدعتی ایجاد نمی شود جز اینکه سنّتی ترک شود. از بدعتها بپرهیزید، و ملازم راه |
| الْمَهْيَعَ. اِنَّ عَوازِمَ الاُْمُورِ اَفْضَلُها، وَ اِنَّ مُحْدَثاتِها شِرارُها. | هدایت شوید. امور ریشه دار برترین امور، و پدیده های تازه خلاف حق بدترین پدیده هاست. |