| وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | از خطبه های آن حضرت است |
| در پند و اندرز، و بیان نزدیکی خود به پیامبر |
| اَيُّهَا الْغافِلُونَ غَيْرُ الْمَغْفُولِ عَنْهُمْ، وَالتّارِكُونَ الْمَأْخُوذُ مِنْهُمْ، | ای بی خبرانی که از شما بی خبر نیستند، و ای تارکان عهد حق که از شما به طاعت عهد گرفته شده، |
| ما لى اَراكُمْ عَنِ اللّهِ ذاهِبينَ، وَ اِلى غَيْرِهِ راغِبينَ؟! كَاَنَّكُمْ نَعَمٌ اَراحَ | چه شده که شما را رویگردان از خدا، و روی آورده به غیر او می بینم؟! به چهارپایانی می مانید که |
| بِها سائِمٌ اِلى مَرْعًى وَبِىٍّ، وَ مَشْرَب دَوِىٍّ. اِنَّما هِىَ كَالْمَعْلُوفَةِ | چوپان آنها را به چراگاه وباخیز، وآبشخور دردانگیز برده. علف چرانی هستیدکه برای بردن به قصابخانه |
| لِلْمُدى، لاتَعْرِفُ ماذا يُرادُ بِها اِذا اُحْسِنَ اِلَيْها، | علفش می دهند، زمانی که با او خوبی می کنند نمی داند از این خوبی کردن به او چه هدفی دارند، |
| تَحْسِبُ يَوْمَها دَهْرَها، وَ شِبَعَها اَمْرَها. وَ اللّهِ لَوْ شِئْتُ اَنْ اُخْبِرَ كُلَّ | روزش را روزگار، و سیرشدنش را زندگی می پندارد. به خدا قسم اگر بخواهم هر کدام از شما را |
| رَجُل مِنْكُمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَميع ِ شَأْنِهِ لَفَعَلْتُ، وَلكِنْ | خبر دهم که از کجا آمده و به کجا می رود و تمام امورش چه خواهد شد خبر می دهم، ولی |
| اَخافُ اَنْ تَكْفُرُوا فِىَّ بِرَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. | می ترسم درباره ام دچار غلوّ شوید و مرا بر رسول خدا صلّی اللّه علیه وآله تفضیل داده در نتیجه کافر گردید. |
| اَلا وَ اِنّى مُفْضيهِ اِلَى الْخاصَّةِ مِمَّنْ يُؤْمَنُ ذلِكَ مِنْهُ. | اما بدانید من به خاصّان از یاران خود که از خطر کفر و غلوّ در امانند این مطالب را خواهم رساند. |
| وَ الَّذى بَعَثَهُ بِالْحَقِّ، وَاصْطَفاهُ عَلَى الْخَلْقِ، ما اَنْطِقُ اِلاّ صادِقاً، | به خدایی که پیامبر را به حق برانگیخت و او را بر خلایق برتری داد، جز به راستی سخن نمی گویم، |
| وَ لَقَدْ عَهِدَ اِلَىَّ بِذلِكَ كُلِّهِ، وَ بِمَهْلِكِ مَنْ يَهْلِكُ، وَ مَنْجى مَنْ يَنْجُو، | رسول خدا مرا به همه این امور خبر داد، از هلاک هلاک شونده، و نجات نجات یافته، |
| وَ مَآلِ هذَا الاَْمْرِ. وَ ما اَبْقى شَيْئاً يَمُرُّ عَلى رَأْسى اِلاّ اَفْرَغَهُ فى | و عاقبت امر حکومت. هیچ حادثه ای بر من نمی گذرد جز اینکه پیامبر خبرش را در |
| اُذُنَىَّ، وَ اَفْضى بِهِ اِلَىَّ. | گوشم خواند، و مرا به آن آگاه ساخت. |
| اَيُّهَا النّاسُ، اِنّى وَ اللّهِ ما اَحُثُّكُمْ عَلى طاعَة اِلاّ وَ اَسْبِقُكُمْ | ای مردم، به خدا قسم شما را به طاعتی ترغیب نمی نمایم جز اینکه خود به عمل به آن از شما |
| اِلَيْها، وَ لا اَنْهاكُمْ عَنْ مَعْصِيَة اِلاّ وَ اَتَناهى قَبْلَكُمْ عَنْها. | پیشی می گیـرم ، و از گنـاهی بازنمی دارم مگر اینکه قبـل از شمـا از آن بـاز می ایستـم. |