| وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | از خطبه های آن حضرت است |
| تَخْتَصُّ بِذِكْرِ الْمَلاحِمِ | در بیـان پیشامدهای ناگوار |
| اَلا بِاَبى وَ اُمّى هُمْ مِنْ عِدَّة اَسْماؤُهُمْ فِى السَّماءِ مَعْرُوفَةٌ، | پدر و مادرم فدای آنان (یاران باوفایم) باد، گروهی که نامشان در آسمان معروف، |
| وَ فِى الاَْرْضِ مَجْهُولَةٌ. اَلا فَتَوَقَّعُوا ما يَكُونُ مِنْ اِدْبارِ اُمُورِكُمْ، | و در زمین مجهول است. هان به انتظار عقب گرد امورتان، |
| وَ انْقِطاع ِ وُصَلِكُمْ، وَ اسْتِعْمالِ صِغارِكُمْ. ذاكَ حَيْثُ تَكُونُ ضَرْبَةُ | و گسستن پیوندتان، و روی کار آمدن خردسالانتان باشید. این پیشامدها زمانی است که ضربت |
| السَّيْفِ عَلَى الْمُؤْمِنِ اَهْوَنَ مِنَ الدِّرْهَمِ مِنْ حِلِّهِ. ذاكَ حَيْثُ يَكُونُ | شمشیر بر مؤمن آسانتر از پیدا کردن درهمی از حلال است. زمانی که اجرِ گیرنده |
| الْمُعْطى اَعْظَمَ اَجْراً مِنَ الْمُعْطى. ذاكَ حَيْثُ تَسْكَرُونَ مِنْ غَيْرِ | مال از دهنده آن بیشتر است. آن زمان است که مست می شوید اما نه از |
| شَراب، بَلْ مِنَ النِّعْمَةِ وَالنَّعيمِ، وَ تَحْلِفُونَ مِنْ غَيْرِ اضْطِرار، | شراب، بلکه از زیادی نعمت و عیش و نوش، و سوگند می خورید ولی نه از روی ناچاری، |
| وَ تَكْذِبُونَ مِنْ غَيْرِ اِحْراج . ذلِكَ اِذا عَضَّكُمُ الْبَلاءُ كَما يَعَضُّ | و دروغ می گویید اما نه بر اثر مضیقه. در آن وقت که بلا شما را بگزد چنانکه جهاز نامناسبْ |
| الْقَتَبُ غارِبَ الْبَعيرِ. ما اَطْولَ هذَا الْعَناءَ، وَ اَبْعَدَ هذَا الرَّجاءَ! | کوهان شتر را بگزد. این رنجوسختی چقدرطولانی، و امیدآزادی از آن چه اندازه دور از انتظار است! |
| اَيُّها النّاسُ، اَلْقُوا هذِهِ الاَْزِمَّةَ الَّتى تَحْمِلُ ظُهُورُهَا الاَْثْقالَ مِنْ | ای مردم، مهار این شتران فتنه را که پشت آنها حمل کننده وزو و وبال است از |
| اَيْديكُمْ، وَ لاتَصَدَّعُوا عَلى سُلْطانِكُمْ فَتَذُمُّوا غِبَّ فِعالِكُمْ، | دست بیندازید، و از گرداگرد امام خود پراکنده نشوید که عاقبت خود را سرزنش خواهید کرد، |
| وَ لاتَقْتَحِمُوا مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ فَوْرِ نارِ الْفِتْنَةِ، وَ اَميطُوا عَنْ سَنَنِها، | و بی باکانه در آتش فتنه ای که پیشاپیش آن قرار گرفته اید نروید، از راه آن به یک سو شوید، |
| وَ خَلُّوا قَصْدَ السَّبيلِ لَها. فَقَدْ لَعَمْرى يَهْلِكُ فى لَهَبِهَا الْمُؤْمِنُ، | و جاده را برای آن باز بگذارید، که به جان خودم قسم مؤمن در شعله آتش آن فتنه هلاک می شود، |
| وَ يَسْلَمُ فيها غَيْرُ الْمُسْلِمِ. | و غیـرمسلمـان سـالـم می مـاند! |
| اِنَّما مَثَلى بَيْنَكُمْ مَثَلُ السِّراج ِ فِى الظُّلْمَةِ، لِيَسْتَضِئْ بِهِ مَنْ | مثل من در میان شما مثل چراغ فروزان در تاریکی است، تا آن که در آن تاریکی درآید از آن چراغ |
| وَلَجَها. فَاسْمَعُوا اَيُّهَا النّاسُ وَ عُوا، وَ اَحْضِرُوا آذانَ قُلُوبِكُمْ | روشنی جوید. ای مردم سخنم را بشنوید و حفظ کنید، و گوش دلتان را آماده کنید |
| تَفْهَمُوا. | تـا بفهمیـد. |