| وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | از خطبه های آن حضرت است |
| پس از برنامه حکمین و تاخت و تاز ضحّاک بن قیس، که در این خطبه به آنچه |
| در اطراف قلمرو حکومتش بهوجود آمده اشاره نموده و پیروانش را به ایجاد |
| نظم و صلاح ترغیب فرموده |
| اَيُّهَاالنّاسُ الْمُجْتَمِعَةُ اَبْدانُهُمْ، الْمُخْتَلِفَةُ اَهْواؤُهُمْ! كَلامُكُمْ | ای مردمی که بدنهاتان با هم، و خواهشهاتان مختلف است! کلامتان |
| يُوهِى الصُّمَّ الصِّلابَ، وَ فِعْلُكُمْ يُطْمِعُ فيكُمُ الاَْعْداءَ. تَقُولُونَ فِى | سنگ سخت را می شکند، و عملتان دشمن را نسبت به شما به طمع می اندازد. در مجالس |
| الْمَجالِسِ كَيْتَ وَ كَيْتَ، فَاِذا جاءَ الْقِتالُ قُلْتُمْ: حيدى حَيادِ. | لاف و گزاف می زنید، و به وقت جنگ فریاد می کنید: ای جنگ از ما دور شو! |
| ما عَزَّتْ دَعْوَةُ مَنْ دَعاكُمْ، وَلاَ اسْتَراحَ قَلْبُ مَنْ قاساكُمْ. اَعاليلُ | دعوت کسی که شما را بخواند ارزش نیابد، و قلب آن که رنج شما را تحمل کند آسایش ندارد. بهانه های دور از |
| بِاَضاليلَ، دِفاعَ ذِى الدَّيْنِ الْمَطُولِ. لايَمْنَعُ الضَّيْمَ الذَّليلُ، | منطق می آورید، همانند بدهکاری که بی دلیل از طلبکار تمدید می طلبد. ذلیل و ترسو ستم را از خود بازنمی دارد، |
| وَ لايُدْرَكُ الْحَقُّ اِلاّ بِالْجِدِّ. اَىَّ دار بَعْدَ دارِكُمْ تَمْنَعُونَ؟ وَ مَعَ اَىِّ | و حق بدون تلاش به دست نمی آید. از کدام خانه بعد از خانه خود دفاع می کنید؟ و همراه کدام |
| اِمام بَعْدى تُقاتِلُونَ؟ الْمَغْرُورُ وَاللّهِ مَنْ غَرَرْتُمُوهُ، | پیشوا پس از من به جنگ می روید؟ به خدا قسم فریب خورده کسی است که شما او را فریب داده اید، |
| وَ مَنْ فازَ بِكُمْ فَقَدْ فَازَ وَاللّهِ بِالسَّهْمِ الاَْخْيَبِ، وَ مَنْ رَمى بِكُمْ | و آن که شما بهره او شوید به خدا قسم که به تیر قرعه ای که سهمی ندارد دست یافته، و آن که به کمک شما تیر |
| فَقَدْ رَمى بِاَفْوَقِ ناصِل. اَصْبَحْتُ وَاللّهِ لااُصَدِّقُ قَوْلَكُمْ، | انداخت تیری بی کمان و پیکان پرتاب کرد. به خدا سوگند نه گفته شما را باور می کنم، |
| وَلا اَطْمَعُ فى نَصْرِكُمْ، وَلا اُوعِدُ الْعَدُوَّ بِكُمْ. ما بالُكُمْ؟ ما دَواؤُكُمْ؟ | و نه طمعی به یاری شما دارم، و نه دشمن را از شما می ترسانم. شما را چه شده؟ دوای دردتان چیست؟ |
| ما طِبُّكُمُ؟ الْقَوْمُ رِجالٌ اَمْثالُكُمْ. اَقَوْلاً بِغَيْرِ عَمَل؟! وَ غَفْلَةً مِنْ | و راه علاجتان کدام است؟ دشمن هم مانند شماست. چرا سخن بدون عمل؟! و غفلت |
| غَيْرِ وَرَع ؟! وَ طَمَعاً فى غَيْرِ حَقٍّ؟! | بدون ورع؟! و طمع در غیر حق؟! |