نهج البلاغه — خطبه ۶۱: زمانی كه او را از ترور ترساندند
| متن عربی | ترجمه استاد حسین انصاریان |
|---|---|
| وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | گفتار آن حضرت است |
| لَمّا خُوِّفَ مِنَ الْغيلَةِ | زمانی که او را از ترور ترساندند |
| وَ اِنَّ عَلَىَّ مِنَ اللّهِ جُنَّةً حَصينَةً، فَاِذا جاءَ يَوْمِى انْفَرَجَتْ عَنّى | برای من از جانب خدا سپر محکمی است، چون آخرین روز حیاتم در رسد آن سپر از پیش رویم کنار رود |
| وَ اَسْلَمَتْنى. فَحينَئِذ لايَطيشُ السَّهْمُ، وَلايَبْرَأُ الْكَلْمُ. | و مرا به دسـت مرگ سپارد. در آن زمـان نه تیر به خطا رود، و نه زخم بهبود یابد. |