| وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | از خطبه های آن حضرت است |
| در تشویق به عمل صالح |
| رَحِمَ اللّهُ امْرَءًا سَمِعَ حُكْماً فَوَعى، وَ دُعِىَ اِلى رَشاد فَدَنا، | خداوندرحمت کند مردی راکه حکمتی بشنود و آن را حفظ نماید، دعوت به هدایت شود و به آن نزدیک گردد، |
| وَ اَخَذَ بِحُجْزَةِ هاد فَنَجا. راقَبَ رَبَّهُ، وَ خافَ ذَنْبَهُ. قَدَّمَ خالِصاً، | و دامن هدایتگری را بگیرد و نجات یابد. خدای را پاس دارد، و از گناه خود بترسد. تلاش خالص پیش فرستد، |
| وَ عَمِلَ صالِحاً. اِكْتَسَبَ مَذْخُوراً، وَ اجْتَنَبَ مَحْذُوراً. رَمى غَرَضاً، | و عمل صالح انجام دهد. ذخیره سودمند بیندوزد، و از حرام دوری گزیند. تیر به نشانه زند، |
| وَ اَحْرَزَ عِوَضاً. كابَرَ هَواهُ، وَ كَذَّبَ مُناهُ. جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِيَّةَ نَجاتِهِ، | و پاداش آخرتی بیابد. بر هوای نفس غلبه کند، و آرزویش را تکذیب نماید. صبر را مرکب نجات قرار دهد، |
| وَالتَّقْوى عُدَّةَ وَفاتِهِ. رَكِبَ الطَّريقَةَ الْغَرّاءَ، وَ لَزِمَ الْمَحَجَّةَ | و تقوا را توشه پس از مرگ کند. در راه روشن قدم نهد، و ملتزم راه |
| الْبَيْضاءَ. اغْتَنَمَ الْمَهَلَ، وَ بادَرَ الاَْجَلَ، وَ تَزَوَّدَ مِنَ الْعَمَلِ. | روشن شود. مهلت را غنیمت داند، با عمل خود بر اجل پیشی گیرد، و از عمل خود زاد و توشه بردارد. |