| وَ مِنْ خُطْبَة اُخْرى | از خطبه ای دیگر است |
| باز هم در فضیلت پیامبر(ص) |
| الْحَمْدُ لِلّهِ الاَْوَّلِ فَلا شَىْءَ قَبْلَهُ، وَ الاْخِرِ فَلا شَىْءَ بَعْدَهُ، | سپاس خدا را، اوّلی که پیش از او چیزی نبوده، و آخری که پس از او چیزی نباشد، |
| وَالظّاهِرِ فَلا شَىْءَ فَوْقَهُ، وَ الْباطِنِ فَلا شَىْءَ دُونَهُ. | آشکاری که آشکاری فوق او نیست، و نهانی که چیزی نهان تر از او نمی باشـد. |
| مِنْها فى ذِكْرِ الرَّسُولِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ | از این خطبه است درباره پیامبر صلّی اللّه علیه وآله |
| مُسْتَقَرُّهُ خَيْرُ مُسْتَقَرٍّ، وَ مَنْبِتُهُ اَشْرَفُ مَنْبِت، فى مَعادِنِ الْكَرامَةِ، | قرارگاهش بهترین قرارگاه، و محل روییدنش شریفترین محل است، در معادن بزرگواری، |
| وَ مَماهِدِ السَّلامَةِ. قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ اَفْئِدَةُ الاَْبْرارِ، وَ ثُنِيَتْ اِلَيْهِ اَزِمَّةُ | و گهواره های سلامت. قلب خوبان شیفته او شد، و توجه دیده ها به جانب او |
| الاَْبْصارِ. دَفَنَ اللّهُ بِهِ الضَّغائِنَ، وَ اَطْفَأَ بِهِ النَّوائِرَ. اَلَّفَ | گشت. خداوند به برکت او کینه ها را دفن کرد، و آتش دشمنی ها را خاموش نمود. مردم را به دست او با هم |
| بِهِ اِخْواناً، وَ فَرَّقَ بِهِ اَقْراناً. اَعَزَّ بِهِ الذِّلَّةَ، | (به خاطر) ایمان برادر ساخت، و نزدیکان را (به خاطر کفر) از هم دور کرد. به وسیله او ذلیل را عزیز، |
| وَ اَذَلَّ بِهِ الْعِزَّةَ. كَلامُهُ بَيانٌ، وَ صَمْتُهُ لِسانٌ. | و عزیز بی جهت را ذلیل گرداند. کلامش روشن کننده حق، و سکوتش زبان گویا بود. |