| وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السّلامُ | از سخنان آن حضرت است |
| در ستم بنی امیّه |
| وَ اللّهِ لايَزالُونَ حَتّى لايَدَعُوا لِلّهِ مُحَرَّماً اِلاَّ اسْتَحَلُّوهُ، | به خدا قسم بنی امیه همواره ستم می نمایند تا از حرامهای خدا حرامی را باقی نگذارند مگر حلال کنند، |
| وَلا عَقْداً اِلاّ حَلُّوهُ. وَ حَتّى لايَبْقى بَيْتُ مَدَر وَلا وَبَر اِلاّ دَخَلَهُ | و پیمانی را رها ننمایند مگر بشکنند، و خانه ای از گل و خیمه ای از پشم نماند مگر اینکه ستمشان |
| ظُلْمُهُمْ، وَ نَزَلَ بِهِ عَيْثُهُمْ، وَ نَبا بِهِ سُوءُ رَعْيِهِمْ. وَحَتّى يَقُومَ الْباكِيانِ | وارد آن شود، و فسادشان آن خانه را فرا گیرد، و بدی رفتارشان اهل آن را پراکنده کند. تا آنجا که دو |
| يَبْكِيانِ: باك يَبْكى لِدينِهِ، وَ باك يَبْكى لِدُنْياهُ. وَ حَتّى تَكُونَ نُصْرَةُ | دسته بگریند: مردمی بر دینشان، و مردمی بر دنیایشان. کار به جایی رسد که دادخواهی |
| اَحَدِكُمْ مِنْ اَحَدِهِمْ كَنُصْرَةِ الْعَبْدِ مِنْ سَيِّدِهِ، اِذا شَهِدَ اَطاعَهُ، | یکی از شما از یکی از آنها همچون دادخواهی برده از ارباب شود، که در حضور ارباب اطاعتش نماید، |
| وَ اِذا غابَ اغْتابَهُ. وَ حَتّى يَكُونَ اَعْظَمَكُمْ فيها عَناءً اَحْسَنُكُمْ | و در غیاب او بدگویی کند. و تا جایی که بزرگترین شما در آن حکومت در تحمل سختی و رنج کسی است که |
| بِاللّهِ ظَنّاً. فَاِنْ اَتاكُمُ اللّهُ بِعافِيَة فَاقْبَلُوا، وَ اِنِ ابْتُليتُمْ | بیشترین حسن ظن را به خدا دارد. پس اگر خداوند عافیت عنایت کرد به دیده منّت دارید، و اگر دچار حادثه شدید |
| فَاصْبِرُوا، فَاِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقينَ. | صبر پیشه کنید، که عاقبت از آنِ پرهیزکاران است. |