| وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | از نامه های آن حضرت است |
| اِلَيْهِ اَيْضـاً | باز هم به معاویه |
| اَمّا بَعْدُ، فَقَدْ آنَ لَكَ اَنْ تَنْتَفِعَ بِاللَّمْحِ الْباصِرِ مِنْ عِيانِ الاُْمُورِ، | اما بعد، زمان آن رسیده که با دیدی دقیق به مشاهده امور روشن برخیزی و از آن بهره مند گردی، |
| فَقَدْ سَلَكْتَ مَدارِجَ اَسْلافِكَ بِادِّعائِكَ الاَْباطيلَ، وَ اقْتِحامِكَ غُرُورَ | تو با ادعاهای باطل به راه پیشینیانت رفتی ، و خود را بی پروا در عرصه |
| الْمَيْنِ وَ الاَْكاذيبِ، وَ بِانْتِحالِكَ ما قَدْ عَلا عَنْكَ، وَ ابْتِزازِكَ | فریب و دروغها انداختی، آنچه را برتر از مرتبه توست به خود بستی، و بیت المالی را که برای دیگران |
| لِمَا اخْتُزِنَ دُونَكَ، فِراراً مِنَ الْحَقِّ، وَ جُحُوداً لِما هُوَ اَلْزَمُ لَكَ مِنْ | اندوخته شده ربودی، همه این برنامه هایت به خاطر فرار از حق، و انکار نمودن واقعیاتی است که ازگوشت وخون |
| لَحْمِكَ وَ دَمِكَ، مِمّا قَدْ وَعاهُ سَمْعُكَ، وَ مُلِئَ بِهِ صَدْرُكَ، فَماذا بَعْدَ | برای تو لازمتر بود، همان واقعیاتی که گوشت شنیده، و سینه ات از آن پر شده، آیا بعد از |
| الْحَقِّ اِلاَّ الضَّلالُ الْمُبينُ، وَ بَعْدَ الْبَيانِ اِلاَّ اللَّبْسُ؟ فَاحْذَرِ الشُّبْهَةَ | حق جز گمراهی آشکار چیزی هست، و پس از بیان روشن غیر از اشتباه برنامه ای وجود دارد؟ از اشتباه |
| وَ اشْتِمالَها عَلى لُبْسَتِها، فَاِنَّ الْفِتْنَةَ طالَما اَغْدَفَتْ جَلابيبَها، | و حق و باطل را به هم آمیختن دوری کن، که فتنه دیرزمانی است که پرده هایش را بر چهره افکنده، |
| وَ اَغْشَتِ الاَْبْصارَ ظُلْمَتُها. | و تاریکیش دیـده های بینا را نابینا ساخته. |
| وَ قَدْ اَتانى كِتابٌ مِنْكَ ذُواَفانينَ مِنَ الْقَوْلِ، ضَعُفَتْ قُواها عَنِ | از طرف تو نامه ای به من رسید با سخنانی بی تناسب، که از آشتی و صلح نشانه ای |
| السِّلْمِ، وَ اَساطيرَ لَمْ يَحُكْها مِنْكَ عِلْمٌ وَ لا حِلْمٌ، اَصْبَحْتَ مِنْها | ندارد، و کلمات افسانه گونه ای که دانش و بردباری آن را برنبافته است، با این گفته های بی اساست |
| كَالْخائِضِ فِى الدَّهاسِ، وَ الْخابِطِ فى الدَّيْماسِ، وَ تَرَقَّيْتَ اِلَى | به کسی مانی که در شنزار فرو رفته، یا به تاریکی در منطقه ای بی نشانه قدم برمی دارد، خود را به جای |
| مَرْقَبَة بَعيدَةِ الْمَرامِ، نازِحَةِ الاَْعْلامِ، تَقْصُرُ دُونَها الاَْنُوقُ، | بلندی برده ای که رسیدن به آن سخت، و نشانه هایش دور است، عقاب بلندپرواز به آن نمی رسد، |
| وَ يُحـاذى بِهَـا الْعَيُّـوقُ . | و هر که بر آن بالا رود با ستاره عَیّوق برابری می کند. |
| وَ حاشَ لِلّهِ اَنْ تَلِىَ لِلْمُسْلِمينَ بَعْدى صَدَراً اَوْ وِرْداً، اَوْ اُجْرِىَ | پناه به خدا که تو پس از من حکومت مسلمین را برای دخالت در امورشان به دست گیری، یا برای |
| لَكَ عَلى اَحَد مِنْهُمْ عَقْداً اَوْ عَهْداً! فَمِنَ الاْنَ فَتَدارَكْ نَفْسَكَ، وَ انْظُرْ | یکی از آنان با تو قرارداد و پیمانی به اجرا گذارم! از هم اکنون خود را دریاب، و برای خویش چاره ای |
| لَها، فَاِنَّكَ اِنْ فَرَّطْتَ حَتّى يَنْهَدَ اِلَيْكَ عِبادُ اللّهِ اُرْتِجَتْ عَلَيْكَ | بیندیش، که اگر کوتاهی ورزی و بندگان خدا برای جنگ با تو برخیزند درها به رویت |
| الاُْمُورُ، وَ مُنِعْتَ اَمْراً هُوَ مِنْكَ الْيَوْمَ مَقْبُولٌ. وَالسَّلامُ. | بسته شود، و آنچه امروز از تو پذیرفته است پس از آن پذیرفته نشود. والسلام. |