در توضیح این نامهها احمد مجاهد۱ مینویسد: «نامههای احمد عزّالی به عین القضاه همدانی، شامل هفت نامه به مشخصات زیر میباشد:
قبل از نامه های غزّالی، نامة عین القضاه آمده است كه در این نامه عین القضاه، پنج سوال و پنج واقعه را برای غزّالی می نویسد و جواب آنها را می خواهد. این نامه، و نامة نخست غزّالی كه در جواب سوالات عین القضاه می باشد، فقط در نسخة مراد ملا دیده می شود و در سایه نسخ موجود نیست، از اینرو در این نامه به علت منحصر بودنش كلماتی یافت می شود كه خوانده نشده است.
قسمتی از نامة دوم با نامة چهارم در یكدیگر ادخال و ادغام شده است. صدرنامة چهار و پنج یكی است اما ذیلشان متفاوت است. نامة پنجم از نیمه مخدوش به نظر می رسد و گویا با نامه های عین القضاه جابجا شده باشد، اما اواخر نامه بی شك از احمد غزّالی است. به استثنای نامه ششم كه در آخر رسالة عینیة كتابخانة علوم تا شكند هم آمده است، مابقی نامه ها در هیچ جا مستقلا از احمد غزّالی دیده نشده، بلكه تمام آنها ضمن مكتوبات عین القضاه مشاهده می شود. پنج تا از این نامه ها، مصدر به نام عین القضاء می باشد، اما دوتای دیگر بدون نام مخاطب است لكن این دو نامه بعد از نامه های غزّالی آمده است و با عنوان«و من كتُبُه ایضاّ» و «من كتُبُه الَیه» (عین القضاه)، شروع میشود كه واضح است نامه ها از غزّالی است. انشاء نامه ها ثقیل است و در بعضی موارد هم نامفهوم. قسمتی از این نامه ها، جواب سوالاتی است كه عین القضاه از احمد غزّالی كرده است، لكن این سوالات مستقیماً و صراحتاً در متن نامه ها نیست، فقط غزّالی گاهگاهی اشاره ای می كند و می گذرد، از این جهت بعضی جملات و عبارات برای خواننده حكم لغز و معما را پیدا می كند. و از طرفی، سبك انشاء غزّالی در این نامه ها، بر ایجاز و ایماء و اشاره است و به اصطلاح عارفه است. وی هیچگاه آیه و یا حدیثی را به تمامی نقل نمی كند، و هیچ مطلبی را به طور كامل شرح و بیان نمی نماید، بلكه اشاره ای به آیه و حدیث و مطلبی می كند و می گذرد، و اكثر اصطلاح: «هذا سُّر»،«فتأمّل»،«والحرّیكفیه الاشاره»، «گفتیم و گریختیم»، را به كار می برد: و یا اینكه اندگی از مطلبی را می گوید و بقیه اش را حوالة به وقت می دهد و با جملة: «سَیكشفُهُ الوقتُ ان شاء اَللهُ تعالی»، و «سَیتمُه الُوقتُ ان شاء اللهُ تعالی»، می گذرد. و یا این كه: «جوابی به تعجیل نوشتم، ارجو كه بعد از این مستوفی تر فرستم». و یا این كه بیان بیشتر مسأله را به دیدار حضوری ارجاع می دهد كه: «چون رسم یاد دارد تا با یادم دهد به نشان، بهست»، ویا سرانجام كار به انذار و هشدار می رسد كه: «فلاتَسئَلنی عَن شَیء». و یا: «در راه طلب گنگ و لال باش كه محك از او معزول بود».»
بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین
- - مجموعه آثار فارسي احمد غزالي، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۸. ↑