چو نثر و نظم را انجام دادمحضورِ حضرت پیرش نهادم
نظر فرمود بر دیباچه آنپس آن گه این چنینم داد فرمان:
((دعاهاچون که پایان یافت کارشنظر باید کند آموزگارش))
همان شیخِ دل آگه اهلِ کرمانکه باشد رهنمایِ علم و عرفان
ادیب و عارفی کو نکته سنج استبه نثر و نظم بس پر مایه گنج است
دعاها را حضور شیخ بردمپیِ اصلاح، نزد او سپردم
که این بیمایه نثر و نظمها راکند تطبیق با اصلِ دعاها
سه سالی بیشتر از این کار بگذشتکه بعد از عُسر، و یُسر حق عیان گشت
جنابش را اغلب در سفر بودو یا پر کاریش گاهِ حضر بود
بناگـه فرصتـی آمـد پـدیـدارکه تا انجام شد این کارِ دشوار
کنون باشد سپاس بیشمارمز لطف و همّـت آموزگـارم
که در این کارِ سختم کرد یاریبه شاگـردش نمـود آموزگـاری
خداوندش دهد توفیق در کارکه کرد این بنده را شرمنده بسیار
کنون از کارِ خود چون میکشم دستهزار و سیصد و پنجاه و هفت است