درگذر از چار خصلت زینهارتا نسوزد مر ترا بسیار نار
لذت عمرت اگر باید بدهرباش دایم برحذر از خشم و قهر
چون نگردد خلق با خوی توراستگر بخوی مردمان سازی رواست
ای برادر تکیه بر دولت مکنیاد دار از ناصح خود این سخن
سود نکند گر گریزی از قضاهر چه میآید بدان می ده رضا
زانکه حاصل نیست دل خرسند دارگوش دل را جانب این پند دار
هر که با دوستان یک دل بودجمله مقصود دلش حاصل بود