قرآن کریمبه زبان فارسی

در بیان صدقه دادن

پندنامه — فریدالدین عطار نیشابوری
گر کنی خیری بدست خویش کنخیر خود را وقف هر درویش کن
یک درم کان را بدست خود دهندبه بود زان کز پی او صددهند
گر ببخشی خود یکی خرمای تربهتر از بعد تو صد مثقال زر
هر چه بخشیدی مکن با او رجوعگر ز پا افتادۀ از دست رجوع
این بدان ماند که شخصی قی کندباز میل خوردن آن کی کند
با پسر گر چیزکی بخشد پدرمی‬رسد گر باز گیرد از پسر
ای پسر با مال و زر شادی مجویآنچه کس را دادۀ دیگر مگوی
شادی دنیا سراسر غم بودسور او را در عقب ماتم بود
امر لا تفرح ز دنیا گوش دارجای شادی نیست دنیا هوش دار
شادمان را ندارد دوست حقاین سخن دارم ز استادان سبق
کر فرح داری ز فضل حق رواستلیک از دنیا فرح جستن خطاست
ای پسر با محنت و غم خوی کنروی دل را جانب دلجوی کن