دوست گر باشد زیانکار ای پسررو طمع زان دوست بردار ای پسر
هر که میگوید بدیهای تو فاشدوست مشمارش بدو همدم مباش
دوستی هرگز مکن با باده خواراز چنان کس خویشتن را دور دار
منعمی گر میکند منع زکاتدور از وی باش تا داری حیات
ای پسر از سود خواران دور باشخصم ایشان شد خدای نور پاش
دورشو زان کس که خواهد از تو سودگر سر خود بر قدمهای تو سود
آنکه از مردم همی گیرد ریازینها او را نکویی مرحبا