گفت «بالای سرش غمامهئی بود، برق بزد تحت قدمش را. لمعات روشن کرد و ببارانید. ثمره داد ابرش.»
قال: سحایب قدرت رحمانست، برق بزد بأنوار برهان تحت قدمش. عرش رحمن، آنک او هست سقف جنان.
گفت «بالای سرش غمامهئی بود، برق بزد تحت قدمش را. لمعات روشن کرد و ببارانید. ثمره داد ابرش.»
قال: سحایب قدرت رحمانست، برق بزد بأنوار برهان تحت قدمش. عرش رحمن، آنک او هست سقف جنان.