أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مجموعهٔ معنای تقوا در قرآن — بخش ۶ از ۷
معانی تقوی در تفسیر مجمع البیان (ترجمهٔ فارسی و متن عربی)
این نوشته دو بخش دارد: نخست معانی تقوی بر پایهٔ ترجمهٔ فارسی تفسیر، سپس همان بررسی بر پایهٔ متن اصلی عربی.
بخش اول: بر پایهٔ ترجمهٔ فارسی
بر پایهٔ «ترجمهٔ تفسیر مجمع البیان»، امینالاسلام ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (قرن ششم هجری)
منبع: متن کامل ۲۷ جلد ترجمهٔ فارسی. ستون «ج» شمارهٔ جلد ترجمه است.
ساختار مجمع البیان منظم است: هر بخش به «لغت»، «اعراب»، «شأن نزول» و «معنا» تقسیم میشود، و طبرسی در هر آیه اقوال مفسران را با نام گوینده نقل میکند (ابنعباس، قتاده، مجاهد، حسن بصری، ابوعلی جبّائی و دیگران). او هم مانند ابوالفتوح و المیزان فهرست شمارهداری از «وجوه تقوی» ندارد. معانی این نوشته از بخشهای «لغت»، از بحث مستقل «تقوی چیست؟» ذیل بقره ۲، و از تفسیر موضعی آیات جمع شده است.
۱. ریشه، لغت و تعریف
| موضوع | بیان مجمع البیان (نقل یا تلخیص) | آیه | ج |
|---|---|---|---|
| ریشهٔ «متّقین» | اصلش «مُوتَقین» است، از «اتّقاء» به معنای وقایه گرفتن. وقایه وسیلهٔ نگهداری است، مانند سپر و لباس زمستانی. | بقره ۲ | ۱ |
| معنای باب افتعال | «اتّقاء» در اصل یعنی ایجاد مانع میان دو چیز: «اتّقی السیفَ بالتُّرس» یعنی با سپر جلوی شمشیر را گرفت. پس «اتّقوا الله» یعنی میان خود و کیفر خدا مانع ایجاد کنید. | مائده ۳۵ | ۷ |
| ریشهٔ «تُقاة» | تقاة از «وَقَیتُ» است. زجّاج گوید سه صورت دارد: تُقاة، وُقاة و اُقاة. حسن، مجاهد، یعقوب و سهل «تَقیّة» خواندهاند. | آلعمران ۲۸ و ۱۰۲ | ۴ |
| «یتّقی» در زمر ۲۴ | «یتّقی» در این آیه یعنی «نگه میدارد». | زمر ۲۴ | ۲۱ |
| تعریف اصطلاحی | «تقوی عبارت است از پرهیز و اجتناب از زشتیها به وسیلهٔ انجام خوبیها.» | شعراء ۱۱ | ۱۸ |
| واژهای قرآنی | «کلمهٔ تقوی از واژههای مخصوص قرآن و آیین ما است»، و پیامبر آن را جامع عدل و احسان معرفی کرده است. | بقره ۲ | ۱ |
۲. «تقوی چیست؟» (بحث مستقل ذیل بقره ۲، جلد ۱)
| گوینده | تعریف |
|---|---|
| بعضی مفسران | باتقوا کسی است که از گناهان پروا داشته باشد و واجبات را انجام دهد. |
| برخی دیگر | پرهیزکار با اعمال نیک خود را از آتش جهنم و عذاب الهی نگاه میدارد، از این رو «متّقی» و «خوددار» نامیده شده است. |
| کعبالاحبار (در پاسخ عمر) | در راه خاردار چه میکنی؟ عمر گفت: دامن را بالا میزنم و با احتیاط قدم برمیدارم. کعب گفت: تقوی همین است. |
| پیامبر (ص) | پرهیزکاران را «متّقین» (خویشدار) گفتهاند چون از کاری که خودش گناه ندارد ولی ممکن است سبب گناه شود هم خودداری میکنند. |
| عمر بن عبدالعزیز | همانطور که مُحرِم در حرم از برخی کارها خوددار است، شخص باتقوا هم خود را کنترل میکند. |
| بعضی دیگر | تقوی آن است که خدا تو را گِرد محرّمات و دور از واجبات نبیند. |
| حدیث (جلد ۸) | پرهیزکار کسی است که از حرامهای خدا دوری کند. کسی که از امور مشتبه نپرهیزد، بیآنکه بداند در حرام میافتد. |
۳. فهرست جامع معانی تقوی در آیات (از تفسیر موضعی طبرسی)
| ردیف | معنا | بیان مجمع البیان (نقل یا تلخیص) | آیات | ج |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | وقایه و نگهداشتن (معنای لغوی) | وقایه وسیلهٔ نگهداری است، مانند سپر و جامهٔ زمستانی. «یتّقی بوجهه» یعنی با چهرهاش خود را نگه میدارد. | ۲:۲، ۵:۳۵، ۳۹:۲۴ | ۱، ۷، ۲۱ |
| ۲ | ایجاد مانع میان خود و کیفر خدا | «اتّقوا الله» یعنی میان خود و کیفر خدا مانعی بگذارید، چنانکه سپر میان آدمی و شمشیر مانع میشود. | ۵:۳۵ | ۷ |
| ۳ | ترک گناه همراه با انجام واجبات | پرهیز از زشتیها از راه انجام خوبیها؛ ادای واجبات و اجتناب از محرّمات؛ امتثال اوامر و ترک نواهی؛ عمل به دستورات خدا و دوری از گناهان. | ۲:۲، ۱۶:۳۰، ۲۴:۵۲، ۲۶:۱۱، ۲۹:۱۶ | ۱، ۱۳، ۱۷، ۱۸، ۱۹ |
| ۴ | پرهیز از معصیت (مطلق) | در مائده ۲۷ میگوید: هرچند «تقوی» مطلق است و متعلَّقش ذکر نشده، معلوم است که مراد گناه است، چون سزاوارترین چیزی که باید از آن پرهیز کرد گناه است. «فاتّقون» یعنی از مخالفت من بپرهیزید. | ۲:۶۳، ۲:۱۸۹، ۴:۱۳۱، ۵:۲۷، ۶:۱۵۵، ۱۶:۲ | ۱، ۲، ۶، ۹، ۱۳ |
| ۵ | پرهیز از گناه و مخالفت پیامبر | «و تتّقوا» یعنی از گناهان و از مخالفت پیامبر بپرهیزید. | ۳:۱۲۵ | ۴ |
| ۶ | حفظ خود از آتش و عذاب | پرهیزکار با اعمال نیک خود را از آتش و عذاب الهی نگاه میدارد. «و اتّقوا الله» یعنی در تجاوز از احکام الهی از عذاب خدا بترسید. «تذکرةٌ للمتّقین» یعنی پند است برای کسی که با اطاعت از عقاب خدا بترسد. | ۲:۲، ۲:۲۳۳، ۵:۲، ۶۹:۴۸ | ۱، ۳، ۶، ۲۵ |
| ۷ | عبادت و بندگی | برخی گفتهاند «لعلّکم تتّقون» یعنی عبادت و بندگی، چنانکه «ما خلقتُ الجنّ و الإنس إلّا لیعبدون». قول دیگر: خدا را عبادت کنید تا در نتیجه پرهیزگار شوید و از حرام دوری کنید. | ۲:۲۱ | ۱ |
| ۸ | پرهیز از شرک و گناهان | «إنّ المتّقین» یعنی آنان که از شرک و گناهان و اعمال زشت پرهیز کردند. | ۷۷:۴۱ | ۲۶ |
| ۹ | توحید، اخلاص و ترس از خدا | «أو أمر بالتقوی» یعنی امر به توحید و اخلاص و ترس از خدا. | ۹۶:۱۲ | ۲۷ |
| ۱۰ | توبه از گذشته و پرهیز در آینده | تکرار «اتّقوا الله» در حشر ۱۸: تقوای اول برای توبه از گناهان گذشته است و تقوای دوم برای پرهیز از گناهان آینده. قول دیگر: دومی تأکید اولی است. در نور ۵۲: از گناه گذشته میترسند و نسبت به آینده تقوا دارند. | ۵۹:۱۸، ۲۴:۵۲ | ۲۴، ۱۷ |
| ۱۱ | تقوای قلبی و اخلاص | تعظیم شعائر نشانهٔ تقوای قلبی است، و «تقوای حقیقی همان تقوای قلبی است». در حج ۳۷: گوشت و خون قربانی به خدا نمیرسد، ولی تقوا، یعنی «حالت اخلاص و توجه»، به خدا میرسد. | ۲۲:۳۲، ۲۲:۳۷ | ۱۶ |
| ۱۲ | طاعت و خوف از عذاب | «و تناجوا بالبرّ و التقوی» یعنی به کارهای خوب و طاعت، و به خوف از عذاب خدا و پرهیزگاری از معصیت، راز بگویید. مسجدی که «بر تقوی» بنا شده یعنی بر پایهٔ تقوا و اطاعت خدا. | ۵۸:۹، ۹:۱۰۸ | ۲۴، ۱۱ |
| ۱۳ | پرهیز از خیانت و پیمانشکنی | «بلی من أوفی بعهده و اتّقی» یعنی از خیانت و عهدشکنی بپرهیزد. به جای «وفاکننده به عهد»، «متّقی» آورد تا صفتی را ذکر کند که مایهٔ محبوبیت نزد خداست و از صفات مؤمن است. | ۳:۷۶ | ۴ |
| ۱۴ | مراعات حقوق یتیمان و صلهٔ رحم | پس از امر به تقوا و صلهٔ رحم در نساء ۱، در آیهٔ بعد «بخش دیگری از تقوی را که عبارت از مراعات حقوق یتیمان است» ذکر کرده است. | ۴:۱، ۴:۲ | ۵ |
| ۱۵ | تقیّه | یعنی جایز است مؤمنان در صورت ترس از کافران به زبان اظهار دوستی کنند، ولی دل به دوستیشان نبندند. تقیّه در کشتن مؤمن یا کاری که موجب فساد دین است جایز نیست. شیخ مفید تقیّه را چهار قسم کرده است. شیخ طوسی آن را در ترس بر جان واجب و در موارد بیان حق رخصت میداند. | ۳:۲۸ | ۴ |
| ۱۶ | لباس التقوی | ابنعباس: عمل صالح. حسن بصری: حیا، که همچون لباسی بر تن انسان پوشیده میشود. جبّائی: لباس پشمی و درشتی که زاهدان از روی تواضع میپوشند. | ۷:۲۶ | ۹ |
| ۱۷ | کلمة التقوی | کلمهٔ تقوی همان «لا اله الا الله» است؛ قول ابنعباس، قتاده و مجاهد. | ۴۸:۲۶ | ۲۳ |
| ۱۸ | ثواب تقوی یا بیان راه آن | «و آتاهم تقواهم»: سعید بن جبیر و جبّائی گفتهاند یعنی «ثواب پرهیزکاری». قول دیگر: برای آنان بیان کرد که چگونه تقوا داشته باشند، یعنی چگونه مباحات را رها کنند و واجبات را انجام دهند. | ۴۷:۱۷ | ۲۳ |
| ۱۹ | توشهٔ آخرت | دو قول: (۱) خطاب به کسانی است که به اسم توکل توشه برنمیداشتند؛ توشه بردارید، ولی بدانید بهترین توشه تقواست (حسن، قتاده، مجاهد). (۲) از اعمال صالح توشه بردارید، که بهترین توشه تقواست. | ۲:۱۹۷ | ۲ |
| ۲۰ | پرهیز از گناه معیّن (تقوای موضعی) | روزه: تا با روزه از گناهان دور شوید (جبّائی)، یا تا از پرهیزکاران شوید، چون روزه نیرومندترین بازدارنده از زشتیهاست. قصاص: «لعلّکم تتّقون» یعنی «لتتّقوا»، تا دارای تقوا شوید. | ۲:۱۷۹، ۲:۱۸۳ | ۲ |
| ۲۱ | حقّ تقوا | سه وجه: (۱) اطاعت بینافرمانی، شکر بیکفران و یاد بیفراموشی (ابنعباس، حسن، قتاده، ابنمسعود و روایت از امام صادق). (۲) پرهیز از همهٔ گناهان (جبّائی). (۳) جهاد در راه خدا بیاعتنا به ملامت، و اقامهٔ عدل در ترس و امنیت (مجاهد). | ۳:۱۰۲ | ۴ |
| ۲۲ | بحث نسخ «حقّ تقاته» | گروهی (قتاده، ربیع، سدّی، و روایت از امام باقر و امام صادق) گفتهاند با «ما استطعتم» نسخ شد. گروهی (ابنعباس، طاووس، جبّائی) آن را منسوخ نمیدانند. ذیل تغابن ۱۶ میگوید هر دو تقوا التزام به ترک همهٔ گناهان است و هر دو مشروط به استطاعتاند. | ۳:۱۰۲، ۶۴:۱۶ | ۴، ۲۵ |
| ۲۳ | سه مرحلهٔ تقوا در مائده ۹۳ | اقوال: (۱) ترک شراب پس از تحریم، ثبات بر ترک آن، سپس ترک همهٔ معاصی و انجام نیکیها. (۲) پرهیز از معاصیای که ضررش به خود انسان میرسد، سپس از معاصی سمعی (شرعی)، و… (۳) جبّائی: شرط اول برای گذشته، دوم برای دوام و استمرار، سوم برای خودداری از ستم به مردم، به دلیل کلمهٔ «أحسنوا». | ۵:۹۳ | ۷ |
| ۲۴ | گشایش و روزی و برکت | تقوا یکی از اسباب فراوانی روزی است (مائده ۶۶ با جن ۱۶ و طلاق ۲). «و من یتّق الله یجعل له مخرجاً» در روایت پیامبر یعنی راه بیرون شدن از شبهات دنیا، سختیهای مرگ و دشواریهای قیامت. «یجعل له من أمره یسراً» یعنی آسانی در کار. | ۵:۶۶، ۷:۹۶، ۶۵:۲، ۶۵:۴، ۷۲:۱۶ | ۷، ۲۵ |
| ۲۵ | امید رحمت | «و اتّقوا لعلّکم ترحمون»: دو وجه: به امید رحمت تقوا پیشه کنید، چون از آخرت خبر ندارید؛ یا غرضتان از تقوا تحصیل رحمت و پاداش خدا باشد. | ۶:۱۵۵ | ۹ |
| ۲۶ | بازدارندگی از گناه (تقوا به مثابهٔ مانع درونی) | در مریم ۱۸: مریم بازگشت جبرئیل را مشروط به تقوا کرد، چون آدم باتقوا وقتی کسی به خدا پناه میبرد، از گناه بازمیایستد. در انعام ۶۹: اهل تقوا از همنشینی با استهزاکنندگان منع شدند «تا بر تقوای ایشان افزوده شود». | ۱۹:۱۸، ۶:۶۹ | ۱۵، ۸ |
| ۲۷ | ثبات و دوام بر تقوا | «یا أیّها النبیّ اتّق الله» یعنی ای پیامبر، بر پرهیزکاری و تقوای الهی ثابت و استوار باش و پرهیز از خدا را ادامه بده. امر به کسی که تقوا دارد یعنی امر به دوام آن. | ۳۳:۱ | ۲۰ |
| ۲۸ | معیار کرامت | گرامیترین شما باتقواترین شماست. در حدیث پیامبر: «احدی بر دیگری برتری ندارد مگر به وسیلهٔ تقوی». در روایت دیگر، خدا در قیامت میفرماید: «کجا هستند پرهیزکاران؟» | ۴۹:۱۳ | ۲۳ |
| ۲۹ | «هدیً للمتّقین»: تخصیص به سبب بهرهمندی | قرآن هدایت برای همهٔ مردم است، اما تنها پرهیزکاران را ذکر میکند چون آنان از آن بهره بردند؛ مانند «إنّما أنت منذر من یخشاها». | ۲:۲، ۲:۶۶، ۳:۱۳۸ | ۱، ۴ |
| ۳۰ | بهشت در اصل برای متّقیان | بهشت برای متّقیان آماده شده و دیگران به تبع آنان وارد میشوند؛ مانند سفرهای که برای امیر انداختهاند و دیگران هم بر آن مینشینند. اگر متّقیان نبودند، بهشت خلق نمیشد. | ۳:۱۳۳ | ۴ |
| ۳۱ | سزاواری خدا برای پرهیز («اهل التقوی») | قتاده گوید: اوست شایستهٔ آنکه از محرّماتش پرهیز شود، و اهل آنکه گناهان را ببخشد. | ۷۴:۵۶ | ۲۶ |
۴. ویژگیهای رویکرد مجمع البیان
◂ دقت لغوی و صرفی: از همهٔ منابع پیشین بیشتر به ریشه میپردازد: اصل «موتقین»، معنای باب افتعال (ایجاد مانع)، شواهد عربی مانند «اتّقی السیف بالترس»، و قرائتها (تقاة / تقیّة).
◂ نقل اقوال با نام گوینده: در هر مسئلهٔ مهم، مانند حقّ تقاته، نسخ، مائده ۹۳ و لباس التقوی، اقوال مختلف را با نام گویندگانشان میآورد. ابوعلی جبّائی، متکلم معتزلی، بیش از همه نقل شده است.
◂ تقوا = ترک گناه + انجام واجب: تعریف محوریاش «پرهیز از زشتیها به وسیلهٔ انجام خوبیها» است، که ترک و فعل را با هم میآورد. این تعریف به تعریف ابوالفتوح («از معاصی و ترک واجبات بپرهیزد») نزدیک است.
◂ رویکرد فقهی شیعی: بحث تقیّه را با تفصیل فقهی آورده است: موارد جواز و عدم جواز، چهار قسم شیخ مفید و نظر شیخ طوسی. در بحث نسخ «حقّ تقاته» هم روایت امامان را نقل میکند.
◂ تقوای زمانی: تفکیک «تقوای گذشته» (توبه) از «تقوای آینده» (پرهیز) در حشر ۱۸ و نور ۵۲ از نکتههای ویژهٔ این تفسیر است.
۵. مقایسه با چهار منبع پیشین
| منبع | رویکرد | ویژگی ممتاز |
|---|---|---|
| کشفالاسرار میبدی | دو فهرست صریح پنجوجهی و تقسیمهای عرفانی | عام / خاص / خاصالخاص؛ توبه، سنّت، صدق، شکر، حیا |
| ترجمهٔ تفسیر طبری | فهرست ندارد؛ معادل غالب «پرهیز» (۷۱٪) | نسخهبدلهای «رهانیدن خویشتن از عذاب» |
| روض الجنان (ابوالفتوح) | ترس و پرهیز با هم؛ گنجینهٔ اقوال ذیل بقره ۲ | ترک واجبات هم ضدّ تقواست؛ «لطف» برای اختیار تقوا |
| مجمع البیان (طبرسی) | تحلیل لغوی و صرفی؛ نقل اقوال با نام گوینده؛ رویکرد فقهی | اتّقاء = ایجاد مانع؛ تقوای گذشته و آینده؛ تقیّه با تفصیل فقهی؛ تقوای حقیقی = تقوای قلبی |
| المیزان | تحلیل فلسفی و اجتماعی | حقّ تقوا = عبودیت خالص؛ کمیّت و کیفیّت؛ خوف، رجاء، حُبّ |
روش: متن کامل ۲۷ جلد (حدود ۱۸٫۵ میلیون نویسه) برای مشتقات «تقوی» و «پرهیزکار» جستجو شد. ۲۱۷ موضعی که پس از واژه شرح، تعریف یا متعلَّق آمده بود استخراج، خوانده و در ۳۱ معنا دستهبندی شد.
بخش دوم: بر پایهٔ متن عربی
معانی و وجوه «تقوی» در متن عربی تفسیر مجمع البیان
امینالاسلام ابوعلی فضل بن حسن طبرسی — «مجمع البیان فی تفسیر القرآن» (۱۰ جلد)
منبع: متن عربی کامل ۱۰ جلد. ستون «ج» شمارهٔ جلد متن عربی است. ترجمهٔ عبارتها از نگارنده است.
پیشتر معانی تقوی از روی ترجمهٔ فارسی ۲۷ جلدی مجمع البیان استخراج شد. در این گزارش همان بررسی روی متن اصلی عربی انجام شده است. تمرکز اصلی بر بخشهای «اللغة» و «الإعراب» است، که در ترجمه کوتاهتر یا سادهتر شدهاند، و بر عبارتهای خود طبرسی و اقوالی که با نام گوینده نقل میکند. نکتههایی که فقط از متن عربی به دست آمد، در بخش ۵ آمدهاند.
۱. ریشهشناسی و صرف (از بخشهای «اللغة»)
| موضوع | عبارت طبرسی | ترجمه و توضیح | آیه / ج |
|---|---|---|---|
| اصل «متّقین» | الأصل في المتقين الموتقين مفتعلين من الوقاية فقلبت الواو تاء و أدغمتها في التاء التي بعدها | اصل «متّقین» «مُوتَقین» است، بر وزن مُفتَعِلین از «وقایه». واو به تاء قلب شد و در تاء بعدی ادغام گردید. | بقره ۲ / ۱ |
| اصل «تقوی» | و التقوى أصله وقوى قلبت الواو تاء كالتراث أصله وراث | اصل «تقوی» «وَقْوی» است و واو به تاء بدل شده؛ مانند «تُراث» که اصلش «وُراث» است. | بقره ۲ / ۱ |
| معنای باب افتعال | أصل الاتقاء الحجز بين الشيئين، يقال اتقاه بالترس أي جعله حاجزاً بينه و بينه | اصل «اتّقاء» حائل شدن میان دو چیز است: «اتّقاه بالترس» یعنی سپر را میان خود و او حائل کرد. | بقره ۲ / ۱ |
| شاهد دیگر | يقال اتقى السيف بالترس، و يقال اتقوا الغريم بحقه | گفته میشود: با سپر از شمشیر پرهیز کرد؛ و «با پرداخت حقِّ طلبکار، خود را از او نگه دارید». | مائده ۳۵ / ۳ |
| تعریف «اتّقاء» | الاتقاء طلب السلامة بما يحجز عن المخافة، و اتقاء الله إنما هو اتقاء عذابه | اتّقاء یعنی جستن سلامت به وسیلهٔ چیزی که از ترسناک حائل شود؛ و اتّقای خدا در حقیقت اتّقای عذاب اوست. | بقره ۲۰۶ / ۲ |
| صرف «تُقاة» | تقاة وزنها فُعَلة نحو تُؤَدة و تُخَمة … مصدرا اتّقى تقيّةً و تقاةً و اتّقاءً و تقوى، و أصله وُقاة | «تقاة» بر وزن فُعَله است، مانند تُؤَده و تُخَمه. تقیّه، تقاة، اتّقاء و تقوی همه مصدرهای «اتّقی»اند و اصل «تقاة» «وُقاة» است. واو مضموم سنگین بود و به تاء بدل شد، چون تاء به واو نزدیک است و از حروف زائد است. | آلعمران ۲۸ / ۲ |
| سه صورت «تقاة» | تقاة من وقيت، قال الزجاج يجوز فيه ثلاثة أوجه: تقاة و وقاة و أقاة | «تقاة» از «وَقَیتُ» است. به گفتهٔ زجّاج سه صورت دارد: تُقاة، وُقاة و اُقاة. | آلعمران ۱۰۲ / ۲ |
| «تقوی» = دفع | لأن التقوى بمعنى الاتقاء و الدفع | (در بحث مذکّر و مؤنث آمدن فعل «تنال»:) چون «تقوی» به معنای اتّقاء و دفع است. | حج ۳۷ / ۷ |
| «وقایه» و «واقی» | الوقاية الحفظ و المنع من الأذى … و الواقي المانع، فاعل من الوقاية، و هو الحجز بما يدفع الأذى و المكروه | وقایه یعنی حفظ و منع از آزار. «واقی» یعنی بازدارنده، اسم فاعل از وقایه، و آن حائل شدن با چیزی است که آزار و ناخوشایند را دفع میکند. | انسان ۱۱ / ۱۰؛ رعد ۳۴ / ۶ |
۲. تعریفهای «المتّقی» و «التقوی» ذیل بقره ۲ (جلد ۱)
| گوینده | عبارت | ترجمه |
|---|---|---|
| قول نخست | المتقي الذي اتقى ما حرم عليه و فعل ما أوجب عليه | متّقی کسی است که از آنچه بر او حرام شده بپرهیزد و آنچه بر او واجب شده انجام دهد. |
| قول دوم | هو الذي يتقي بصالح أعماله عذاب الله | کسی است که با اعمال صالحش خود را از عذاب خدا نگه دارد. |
| پیامبر (ص) | جماع التقوى في قوله تعالى: إن الله يأمر بالعدل و الإحسان | جامع تقوا در آیهٔ «إنّ الله یأمر بالعدل و الإحسان» است. |
| پیامبر (ص) | إنما سمي المتقون لتركهم ما لا بأس به حذراً للوقوع فيما به بأس | متّقیان را از آن رو متّقی نامیدند که آنچه باکی در آن نیست ترک میکنند، از ترس افتادن در آنچه باک دارد. |
| کعبالاحبار | هل أخذت طريقاً ذا شوك؟… قال: حذرت و تشمّرت. فقال كعب: ذلك التقوى | آیا در راه خاردار رفتهای؟ عمر گفت: احتیاط کردم و دامن برچیدم. کعب گفت: تقوا همین است. |
| بیت مشهور | خلِّ الذنوب صغيرها و كبيرها فهو التُّقى / و اصنع كماشٍ فوق أرض الشوك يحذر ما يرى / لا تحقرنّ صغيرةً إنّ الجبال من الحصى | گناهان را، کوچک و بزرگ، رها کن؛ تقوا همین است. چون کسی رفتار کن که بر زمین خاردار راه میرود و از آنچه میبیند پرهیز میکند. هیچ گناه کوچکی را کوچک مشمار، که کوهها از سنگریزهاند. |
| عمر بن عبدالعزیز | التقي مُلجَم كالمُحرِم في الحرم | پرهیزگار لگامزده است، مانند مُحرِم در حرم. |
| بعضی | التقوى أن لا يراك الله حيث نهاك و لا يفقدك حيث أمرك | تقوا آن است که خدا تو را آنجا که نهی کرده نبیند، و آنجا که امر کرده غایب نیابد. |
۳. فهرست جامع معانی تقوی در متن عربی
| ردیف | معنا | عبارت طبرسی | ترجمه و توضیح | آیه / ج |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | عبادت و توحید | «لعلّكم تتّقون» أي خلقكم لتتّقوه و تعبدوه… و قيل: اعبدوه لتتّقوا، و قيل: لعلّكم تتّقون الحرمات بينكم | سه قول: (۱) شما را آفرید تا از او پروا کنید و او را بپرستید؛ (۲) او را بپرستید تا پرهیزگار شوید؛ (۳) تا از حرمتشکنی میان خودتان بپرهیزید. ابنعباس «اعبدوا» را «وحّدوه» معنا کرده است. | ۲:۲۱ / ۱ |
| ۲ | ترک حرام و انجام واجب | إن تتقوا الله أي إن تتقوا عقاب الله باتقاء معاصيه و أداء فرائضه | اگر از عقاب خدا با پرهیز از معاصی و ادای واجبات بپرهیزید. همین تعبیر در نحل ۳۰ و زمر ۱۰ هم آمده است. | ۸:۲۹ / ۴؛ ۱۶:۳۰ / ۶ |
| ۳ | پرهیز از معاصی | و اتقوا الله أي اجتنبوا معاصي الله | یعنی از معاصی خدا دوری کنید. این پرتکرارترین تفسیر «اتّقوا الله» در مجمع است. | ۲:۲۰۳، ۵:۳۵، ۹:۱۱۹، ۶۰:۱۱ و… |
| ۴ | حذر و خشیت | «و اتقوا يوماً» أي احذروا و اخشوا يوماً… و ليس معناه اتقوا في هذا اليوم | یعنی از روزی برحذر باشید و بترسید. «یوماً» مفعولبه است نه ظرف، چون در آن روز امر به تقوا نمیشود. «أفغیر الله تتّقون» یعنی آیا از غیر خدا میترسید؟ | ۲:۴۸، ۲:۲۸۱ / ۱ و ۲؛ ۱۶:۵۲ / ۶ |
| ۵ | پرهیز از شرک و کبائر | فسأكتبها للذين يتقون أي… يتقون الشرك أي يجتنبونه، و قيل يجتنبون الكبائر و المعاصي | یعنی از شرک دوری میکنند؛ و قولی دیگر: از کبائر و معاصی. «هو أعلم بمن اتّقی» یعنی از شرک و کبائر پرهیز کرد. «إنّ الله مع المتّقین» یعنی پرهیزکاران از شرک. | ۷:۱۵۶ / ۴؛ ۵۳:۳۲ / ۹؛ ۹:۱۲۳ / ۵ |
| ۶ | پرهیز از کفر و سحر | «و اتقوا» السحر و الكفر، و قيل جميع المعاصي | (در قصهٔ هاروت و ماروت:) از سحر و کفر بپرهیزند؛ و قولی دیگر: از همهٔ گناهان. «و الذین اتّقوا فوقهم» یعنی کسانی که از کفر دوری کردند. | ۲:۱۰۳، ۲:۲۱۲ / ۱ و ۲ |
| ۷ | احتراس با طاعت (حقّ تقاته) | معناه اتقوا عذاب الله أي احترسوا و امتنعوا بالطاعة من عذاب الله كما يحق | یعنی با طاعت، آنچنان که سزاوار است، از عذاب خدا محافظت کنید و خود را بازدارید. سپس سه وجه را با نام گوینده میآورد: ابنعباس و دیگران، جبّائی، مجاهد. | ۳:۱۰۲ / ۲ |
| ۸ | جامع همهٔ اوامر و نواهی | «و اتقوا الله» يتناول الانتهاء عن جميع المناهي و الزواجر و الائتمار بجميع الأوامر | «و اتّقوا الله» در پایان آلعمران، دست کشیدن از همهٔ نواهی و انجام همهٔ اوامر را در بر میگیرد، و رستگاری و کامیابی در پی آن میآید. | ۳:۲۰۰ / ۲ |
| ۹ | حقیقت تقوا، تقوای قلب است | أضاف التقوى إلى القلوب لأن حقيقة التقوى تقوى القلوب، و قيل أراد صدق النية | تقوا را به دلها نسبت داد، چون حقیقت تقوا تقوای دل است. قولی دیگر: مراد صدق نیّت است. | ۲۲:۳۲ / ۷ |
| ۱۰ | تقیّه | التقية الإظهار باللسان خلاف ما ينطوي عليه القلب للخوف على النفس | تقیّه یعنی اظهار زبانی چیزی برخلاف آنچه در دل است، به سبب ترس بر جان. | ۳:۲۸ / ۲ |
| ۱۱ | پرهیز از پیمانشکنی و خیانت | «و اتقى» الخيانة و نقض العهد… عدل إلى ذكر المتقين ليبين الصفة التي يجب بها محبة الله | از خیانت و پیمانشکنی پرهیز کند. به جای ضمیر، «متّقین» آورد تا صفتی را نشان دهد که محبت خدا به سبب آن واجب میشود. «و هم لا یتّقون» یعنی از نقض عهد یا از عذاب خدا نمیپرهیزند. | ۳:۷۶ / ۲؛ ۸:۵۶ / ۴ |
| ۱۲ | مراعات حقوق یتیمان و صلهٔ رحم | لما أمر الله سبحانه بالتقوى و صلة الأرحام عقّبه بباب آخر من التقوى و هو توفير حقوق اليتامى | پس از امر به تقوا و صلهٔ رحم، باب دیگری از تقوا را آورد، یعنی ادای کامل حقوق یتیمان. «و اتّقوا الأرحام» یعنی از بریدن رحم بپرهیزید. | ۴:۱، ۴:۲ / ۳ |
| ۱۳ | سبب گشایش روزی | جعل الله تعالى التقوى من أسباب التوسعة في الرزق | خدا تقوا را از اسباب گشایش روزی قرار داد. | ۵:۶۶ / ۳ |
| ۱۴ | فرقان: پنج قول | «يجعل لكم فرقاناً» أي هداية و نوراً في قلوبكم… و قيل مخرجاً… و قيل نجاة… و قيل فتحاً و نصراً… و قيل عزاً في الدنيا و ثواباً في الآخرة | پاداش تقوا «فرقان» است، و پنج قول در آن آمده: هدایت و نور در دل (ابنجریج، ابنزید)؛ راه بیرونشدن (مجاهد)؛ نجات (سدّی)؛ فتح و پیروزی (فرّاء)؛ عزت دنیا و ثواب آخرت (جبّائی). | ۸:۲۹ / ۴ |
| ۱۵ | استحقاق ثواب با تقوا | دلالة على أن الثواب مستحق بالإيمان و التقوى خلافاً لمن قال إنه تفضّل | آیه دلالت دارد که ثواب با ایمان و تقوا استحقاقآور است، برخلاف کسی که آن را تفضّل محض میداند. این دیدگاه کلامی امامی و معتزلی است. | ۳:۱۷۹ / ۲ |
| ۱۶ | عزّت با تقوا | «و اجعلنا للمتقين إماماً»… طلبوا العز بالتقوى لا بالدنيا | در دعای «ما را پیشوای متّقیان کن»، عزت را از راه تقوا خواستند نه از راه دنیا. | ۲۵:۷۴ / ۷ |
| ۱۷ | ثبات و دوام بر تقوا | «يا أيها النبي اتق الله» أي اثبت على تقوى الله و دُم عليه | یعنی بر تقوای خدا ثابت باش و آن را ادامه بده. | ۳۳:۱ / ۸ |
| ۱۸ | مبالغه در تقوا (أتقی) | «الأتقى» المبالغ في التقوى | «الأتقی» یعنی کسی که در تقوا به نهایت رسیده است. | ۹۲:۱۷ / ۱۰ |
| ۱۹ | معیار برتری | فإنك لا تفضلهم إلا بالتقوى و الدين | (سبب نزول آیهٔ ۱۱ حجرات، در ماجرای ثابت بن قیس:) تو بر آنان برتری نداری مگر با تقوا و دین. | ۴۹:۱۱ / ۹ |
| ۲۰ | عفو نزدیکترین به تقوا (دو وجه) | إنما كان العفو أقرب للتقوى من وجهين (أحدهما) أن معناه أقرب إلى أن يتّقي… | عفو از دو جهت به تقوا نزدیکتر است. یکی اینکه عفوکننده به پرهیز نزدیکتر است، چون کسی که از حق خود بگذرد، از گرفتن آنچه حقش نیست راحتتر میگذرد. | ۲:۲۳۷ / ۲ |
| ۲۱ | تطبیق بر معصومان | و استدل أصحابنا بهذه الآية على أن المعنيّ بها أمير المؤمنين… و قال الزجاج و الفراء إنها مخصوصة بالأنبياء المعصومين | «أولئک هم المتّقون» یعنی با این خصلتها از آتش پرهیز کردند. علمای امامیه استدلال کردهاند که مصداق آیه امیرالمؤمنین است، چون همه اتفاق دارند که او جامع این خصلتها بود. زجّاج و فرّاء هم آیه را مخصوص پیامبران معصوم دانستهاند. | ۲:۱۷۷ / ۱ |
| ۲۲ | کلمة التقوی | و هي قول لا إله إلا الله عن ابن عباس و قتادة و مجاهد | کلمهٔ تقوا گفتن «لا اله الا الله» است، به قول ابنعباس، قتاده و مجاهد. | ۴۸:۲۶ / ۹ |
| ۲۳ | «اهل التقوی» | كقوله أهل التقوى أي أهل أن يُتّقى | (به استشهاد در سورهٔ الرحمن:) «أهل التقوی» یعنی سزاوار آنکه از او پروا شود. | ۷۴:۵۶ / ۹ |
۴. «حقّ تقاته» و بحث نسخ در متن عربی (آلعمران ۱۰۲، جلد ۲)
| موضوع | عبارت | ترجمه |
|---|---|---|
| وجه اول | أن يطاع فلا يعصى، و يشكر فلا يكفر، و يذكر فلا ينسى | ابنعباس، ابنمسعود، حسن و قتاده؛ و از امام صادق روایت شده است. |
| وجه دوم | اتقاء جميع معاصيه | از ابوعلی جبّائی. |
| وجه سوم | المجاهدة في الله تعالى و أن لا تأخذه فيه لومة لائم، و أن يقام له بالقسط في الخوف و الأمن | از مجاهد: جهاد در راه خدا بیاعتنا به سرزنش، و اقامهٔ عدل در ترس و امنیت. |
| قائلان به نسخ | منسوخ بقوله «فاتقوا الله ما استطعتم» عن قتادة و الربيع و السدي و هو المروي عن أبي جعفر و أبي عبد الله | قتاده، ربیع، سدّی، و روایت از امام باقر و امام صادق. |
| منکران نسخ | غير منسوخ عن ابن عباس و طاووس، و أنكر الجبائي نسخ الآية لما فيه من إباحة بعض المعاصي | ابنعباس و طاووس. جبّائی نسخ را رد کرد، چون لازمهاش مباح شدن برخی گناهان است. |
| نظر رمّانی | إذا وجّه… على أن يقوموا له بالحق في الخوف و الأمن لم يدخل عليه ما ذكره أبو علي… ثم أباح ترك الواجب عند الخوف على النفس | (این نکته در ترجمهٔ فارسی برجسته نشده بود.) اگر «حقّ تقاته» را قیام به حق در ترس و امنیت بدانیم، اشکال جبّائی وارد نیست. ممکن است خدا ابتدا تقوا را در هر حال واجب کرده باشد و بعد ترک واجب را هنگام ترس بر جان مباح کرده باشد، مانند «إلّا من أکره و قلبه مطمئنّ بالإیمان». |
۵. نکتههایی که از متن عربی به دست آمد و در گزارش ترجمهٔ فارسی نبود
◂ تعریف «طلب السلامة»: «الاتقاء طلب السلامة بما یحجز عن المخافة» (بقره ۲۰۶). این تعریف جنبهٔ ایجابی تقوا، یعنی جستن سلامت، را کنار جنبهٔ سلبی آن، یعنی حائل شدن، میگذارد.
◂ شاهد «اتّقوا الغریم بحقّه»: یعنی با ادای حقِ طلبکار، خود را از او نگه دارید. این شاهد نشان میدهد که تقوا گاهی با «انجام کار» حاصل میشود، نه با ترک آن.
◂ صرف دقیق «تقاة»: وزن فُعَله (مانند تؤده و تخمه)، علت قلب واو به تاء (سنگینی واو مضموم و نزدیکی مخرج تاء به واو)، و سه صورت زجّاج (تُقاة، وُقاة، اُقاة).
◂ تعریف دقیق تقیّه: «الإظهار باللسان خلاف ما ینطوی علیه القلب للخوف علی النفس».
◂ بیت مشهور تقوا: «خلِّ الذنوب صغیرها و کبیرها فهو التُّقی…»، که در ترجمه فقط به اشاره آمده بود.
◂ نظر رمّانی دربارهٔ نسخ: راه سومی میان قائلان و منکران نسخ «حقّ تقاته».
◂ موضع کلامی: «الثواب مستحقّ بالإیمان و التقوی خلافاً لمن قال إنه تفضّل» (آلعمران ۱۷۹).
◂ پنج قول در «فرقان» با نام گوینده (انفال ۲۹): هدایت، مخرج، نجات، فتح، و عزت و ثواب.
◂ اعراب «اتّقوا یوماً»: «یوماً» مفعولبه است نه ظرف، چون در روز قیامت امر به تقوا نمیشود؛ پس مراد «از آن روز بپرهیزید» است.
روش: متن عربی کامل ۱۰ جلد (حدود ۴۲ هزار پاراگراف) برای مشتقات «تقوی» و «وقایه» همراه با واژههایی مانند «أصله»، «معناه»، «حقیقة»، «المراد»، «أی» و «قیل» جستجو شد. ۲۷۷ موضع استخراج و خوانده شد و موارد تفسیری و لغوی آن دستهبندی گردید.
دیدگاه کاربران
در حال بارگذاری دیدگاهها…