قرآن کریم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

مجموعهٔ معنای تقوا در قرآن — بخش ۵ از ۷

معانی تقوی در تفسیر روض الجنان ابوالفتوح رازی

بر پایهٔ «روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن»، ابوالفتوح حسین بن علی رازی (قرن ششم هجری)

منبع: متن کامل ۲۰ جلد (تصحیح یاحقی و ناصح، چاپ آستان قدس). ستون «ج» شمارهٔ جلد است.

ابوالفتوح رازی، مانند ترجمهٔ تفسیر طبری و المیزان، فهرست شماره‌داری از «وجوه تقوی در قرآن» نمی‌آورد. اما او دو کار متفاوت انجام می‌دهد. یکی اینکه ذیل «هدیً للمتّقین» (بقره ۲) مجموعهٔ مفصلی از تعریف‌های تقوی را از پیامبر، امام علی، صحابه و عارفان گرد آورده است. دیگر اینکه تقریباً در هر آیه، «اتّقوا» و «متّقین» را با متعلَّق و شرح مشخص معنا کرده است. این نوشته هر دو بخش را جمع و دسته‌بندی کرده است.

۱. ریشه و تعریف

موضوع بیان ابوالفتوح (نقل یا تلخیص) آیه ج
ریشهٔ لغوی اصل تقوی «وَقْوی» بوده، از «وَقَیتُ»، و واو به تاء بدل شده است؛ مانند «تُکلان» از «وَکَلتُ» و «تُخَمة» از «وَخَمتُ». بقره ۲؛ مؤمنون ۴۴ ۱؛ ۱۴
مصادر هم‌ریشه تقیته تُقاةً و تُقیً و تَقیّةً و تقویٰ، و اتّقیت اتّقاءً. همهٔ این‌ها مصدرند. آل‌عمران ۲۸ ۴
تعریف «متّقی» متّقی کسی است که از معاصی و از ترک واجبات بپرهیزد. بقره ۲ ۱
تعریف «تقوی» تقوی پرهیزکاری است، یعنی خویشتن را از عقاب خدا نگاه داشتن، با انجام ندادن کاری که سبب استحقاق عقاب می‌شود. مائده ۲ ۶
تقوی به‌منزلهٔ حمایت «و أولئک هم المتّقون»: یعنی خود را در حمایت تقوا از عذاب خدا قرار دادند، به عصمتی که خدا به آنان داد. همهٔ امت به این مکلّف‌اند، اما اندکی این الزام را پذیرفتند. بقره ۱۷۷ ۲

۲. تعریف‌های تقوی در روایات و اقوال (ذیل بقره ۲، جلد ۱)

گوینده تعریف
پیامبر (ص) از او دربارهٔ تقوی پرسیدند. فرمود: جامع تقوی این آیه است: «إنّ الله یأمر بالعدل و الإحسان…» (نحل ۹۰).
پیامبر (ص) «بنده به حقیقت تقوی نمی‌رسد تا آنچه را که باکی در آن نیست رها کند، از ترس آنچه در آن باک است.»
امام علی (ع) متّقی کسی است که اگر همهٔ اعمالش را روی طبقی بگذارند، بی‌سرپوش در همهٔ جهان بگردانند، چیزی در آن نباشد که از آن شرم کند.
عبدالله بن عباس متّقی کسی است که از شرک و کفر و معاصی اجتناب کند.
عبدالله بن عمر تقوی آن است که خود را کمتر از همه کس ببینی.
کعب‌الاحبار پرسید: «در راه پرتیغ رفته‌ای؟ چه می‌کنی؟» گفت: «خود را از آن نگاه می‌دارم.» گفت: متّقی کسی است که در راه دین همان‌گونه خود را از معاصی نگاه دارد. (در جلد ۳ همین تمثیل با «خارستان» آمده است.)
شهر بن حوشب متّقی حلال را رها می‌کند، از ترس آنکه مبادا در حرام بیفتد.
عمر بن عبدالعزیز «المتّقی مُلجَمٌ کالمُحرِم فی الحرم»: پرهیزگار لگام دارد، مانند مُحرِم در حرم.
فضیل عیاض تقوی آن است که برای مردم همان را بخواهد که برای خود می‌خواهد.
شبلی تقوی آن است که از هر چه جز خداست بپرهیزی.
سهل بن عبدالله تستری تقوی آن است که به دل از غفلت‌ها، به نفس از شهوت‌ها، به حلق از لذّت‌ها و به اندام‌ها از گناهان بپرهیزی.
جمع‌بندی ابوالفتوح بهترین خصلت تقوی آن است که توشهٔ سفر قیامت است: «و تزوّدوا فإنّ خیر الزاد التقوی».

۳. فهرست جامع معانی تقوی در آیات (از تفسیر موضعی ابوالفتوح)

ردیف معنا بیان ابوالفتوح (نقل یا تلخیص) آیات ج
۱ ترس از خدا همراه با اجتناب از معاصی (معنای غالب «اتّقوا الله») در بیشتر آیات، «اتّقوا الله» را به «از خدای بترسی و از معاصی او اجتناب کنی» برمی‌گرداند. گاهی می‌افزاید: «تا خویشتن را از عقاب در پناه گرفته باشی». ۲:۱۸۹، ۲:۲۸۲، ۴:۱۳۱، ۵:۴، ۵:۷، ۵:۳۵، ۵:۸۸، ۵:۱۰۰، ۲۴:۵۲، ۳۰:۳۱، ۳۱:۳۳، ۳۹:۱۰، ۴۱:۱۸، ۴۹:۱، ۹۲:۵ ۳ تا ۲۰
۲ پرهیز از معاصی «لعلّکم تتّقون» یعنی تا از معاصی بپرهیزید؛ چون انجام طاعات مکلّف را از انجام زشتی‌ها بازمی‌دارد (عنکبوت ۴۵). روزه هم انسان را متّقی می‌کند. ۲:۲۱ (قول اول)، ۲:۶۳، ۲:۱۸۳، ۶:۵۱، ۳۹:۲۸، ۵۳:۳۲ ۱، ۳، ۷، ۱۶، ۱۸
۳ پرهیز از عذاب دوزخ قول دوم در «لعلّکم تتّقون»: تا از عذاب دوزخ بپرهیزید. «فاتّقوا النار»: از آن آتش بترسید. «فکیف تتّقون… یوماً»: چگونه بپرهیزید و بگریزید از عذاب آن روز. ۲:۲۱ (قول دوم)، ۲:۲۴، ۳:۱۳۱، ۷۳:۱۷ ۱، ۵، ۲۰
۴ دو وجه: پرهیز از معصیت یا از عقاب «و إیّای فاتّقون»: از من بترسید یا بپرهیزید؛ یعنی از معصیت من بپرهیزید و از عقاب من بترسید. «اتّقوا ربّکم» در نساء ۱ دو وجه دارد: پرهیز از معاصی او، یا پرهیز از عقاب او با اجتناب از معاصی؛ و وجه دوم به اولی برمی‌گردد. ۲:۴۱، ۴:۱ ۱، ۵
۵ پرهیز از شرک (توحید) در بقره ۲۴۱، «حقّاً علی المتّقین» یعنی مؤمنانی که از شرک بپرهیزند، یعنی همهٔ مسلمانان. «ننجی الذین اتّقوا» به قول ابن‌مسعود یعنی کسانی که از شرک احتراز کرده‌اند. «أفلا تتّقون»: نمی‌ترسید که با او در عبادت شریک بگیرید؟ ۲:۲۴۱، ۱۹:۷۲، ۲۳:۲۳، ۲۳:۳۲ ۳، ۱۳، ۱۴
۶ ادای واجبات و اجتناب از معاصی «للّذین اتّقوا» یعنی متّقیانی که واجبات را ادا کنند و از معاصی بپرهیزند. در اعراف ۳۵، «من اتّقی» اگر بر عموم حمل شود، یعنی اجتناب از همهٔ معاصی و انجام همهٔ واجبات، «و این صفت معصومان باشد». ۷:۳۵، ۱۲:۱۰۹، ۶۵:۲ ۸، ۱۱، ۱۹
۷ عبادت و شکر خدا «أفلا تتّقون» (یونس ۳۱) یعنی نمی‌ترسید که او را نشناسید و عبادت نکنید و شکر نعمتش را به جا نیاورید؟ ۱۰:۳۱ ۱۰
۸ مراعات حدود و احکام (تقوای موضعی) از خدا بترسید در رعایت و حفظ حدود و احکام و فرایض حج؛ در همهٔ احوال، در گفتار و کردار؛ در مخالفت با آنچه خدا بیان کرده است. ۲:۱۹۶، ۲:۲۰۳، ۲:۲۲۳، ۲:۲۳۱ ۳
۹ پرهیز از ظلم در حق همسران «و إن تُصلحوا و تتّقوا»: از خدا بترسید در اینکه ستم کنید و از حق یکی بکاهید و بر دیگری بیفزایید. ۴:۱۲۸، ۴:۱۲۹ ۶
۱۰ پرهیز از مخالفت رسول «للّذین أحسنوا منهم و اتّقوا»: از مخالفت و معصیت رسول بپرهیزند. ۳:۱۷۲ ۵
۱۱ امانت‌داری و وفای به عهد «بلی من أوفی بعهده و اتّقی»: متّقی باشد، از معاصی اجتناب کند، از خدا بترسد و در امانت خیانت نکند. ۳:۷۶ ۴
۱۲ پرهیز از گناه خاص «لعلّهم یتّقون»: تا از خوض در باطل و همنشینی با اهل آن بپرهیزند. در احادیثی که نقل کرده: پرهیز از «شرک اصغر» (ریا)، از زنا و از بخل. ۶:۶۹؛ احادیث ۷، ۱۳، ۱۴، ۱۹
۱۳ پرهیز از فتنه و عذاب فراگیر «و اتّقوا فتنةً»: از فتنه بپرهیزید و از عذابی بترسید که وقتی بیاید، ستمگر و غیرستمگر را با هم فرامی‌گیرد. ۸:۲۵ ۹
۱۴ تقیّه «إلّا أن تتّقوا منهم تقاةً»: مگر آنکه از ایشان بترسید، ترسیدنی. ابوالفتوح در اینجا از تقیّه دفاع می‌کند و آن را در عقل و شرع و قرآن و اخبار ثابت می‌داند. در سورهٔ انعام (بخش آیات ۱۰۱ تا ۱۱۰) هم آیه را دلیل وجوب تقیّه و «زبان نگاه داشتن» در جایی می‌داند که جای اظهار حق نیست. ۳:۲۸؛ انعام ۱۰۱ تا ۱۱۰ ۴، ۷
۱۵ وقایهٔ حسّی (نگاه داشتن) «سرابیل تقیکم الحرّ»: جامه‌هایی که شما را از گرما (و سرما) نگاه می‌دارد. «تقیکم بأسکم»: زره و جوشنی که شما را در کارزار نگاه می‌دارد. «یتّقی بوجهه»: عذاب را با چهره‌اش دریابد. ۱۶:۸۱، ۳۹:۲۴ ۱۲، ۱۶
۱۶ لباس التقوی اقوال: زره و مغفر و پوشش ساعد و ساق، چون در جنگ با آن خود را نگاه می‌دارند؛ ایمان (قتاده، سدّی، ابن‌جریج)؛ حیا (معبد جهنی)؛ «نیکوطریقتی». ۷:۲۶ ۸
۱۷ توشهٔ آخرت بهترین توشه تقوی و پرهیزگاری است؛ در این سفر جز توشهٔ تقوی هیچ توشه‌ای سودمند نیست. نخستین منزل آخرت گور است و این توشه آنجا به فریاد می‌رسد. ۲:۱۹۷ ۳
۱۸ حقّ تقوا «حقّ تقاته»: آنکه او را اطاعت کنند و معصیت نکنند، یاد کنند و فراموش نکنند، شکر کنند و کفران نکنند. قول به نسخ آن با «ما استطعتم» را «معتمد نیست» و «خطا» می‌داند، چون می‌توان دو آیه را با هم جمع کرد. ۳:۱۰۲، ۶۴:۱۶ ۴، ۱۹
۱۹ لطف الهی برای اختیار تقوی «و آتاهم تقواهم»: خدا به ایشان پرهیزکاری داد؛ یعنی «الطافی که عند آن اختیار تقوی کنند». تقوی فعل اختیاری بنده است و خدا با لطف زمینه‌اش را فراهم می‌کند. ۴۷:۱۷ ۱۷
۲۰ الهام و اختیار «فألهمها فجورها و تقواها»: راه خیر و شر، و طاعت و معصیت را به نفس شناساند و او را در انتخاب میان آن دو مختار کرد. ۹۱:۸ ۲۰
۲۱ کلمة التقوی «و ألزمهم کلمة التقوی»: یعنی ایشان را به کلمهٔ پرهیزکاری مکلّف کرد و فرمان داد. به قول مجاهد، این کلمه «لا اله الا الله» است. ۴۸:۲۶ ۸، ۱۷
۲۲ پاکی دل «امتحن الله قلوبهم للتقوی»: دل‌هایشان را خالص و صافی کرد، چنان‌که زر را در آتش صافی می‌کنند. اقوال دیگر: یعنی تقوی را در دلشان دانست، یا دل‌هایشان را گرامی داشت، یا شهوت را از آن برد. ۴۹:۳ ۱۸
۲۳ معیار کرامت نسب را اثری نیست و کار با تقوی و پرهیزگاری است. «اکرم الکرم التقوی» (قتاده). به قول ابن‌عباس: کرم دنیا توانگری است و کرم آخرت پرهیزگاری. ۴۹:۱۳ ۱۸
۲۴ ترس در نهان «الذین یخشون ربّهم بالغیب» صفت متّقیان است: از خدای نادیده بترسند، و از ترس خدا از معاصی اجتناب کنند، نه از ترس مردم. ۲۱:۴۹ ۱۳
۲۵ نجات و راه رهایی (فرقان و مَخرج) «إن تتّقوا الله یجعل لکم فرقاناً» یعنی نجات و راه بیرون‌شدن. «و من یتّق الله یجعل له مخرجاً» یعنی هر که از خدا بترسد و از معاصی و ترک واجبات بپرهیزد، خدا راه بیرون آمدن از عقاب را برایش قرار می‌دهد. ۸:۲۹، ۶۵:۲ ۱، ۱۹
۲۶ تطبیق کلامی: متّقیان کامل = معصومان در زمر ۳۳ («أولئک هم المتّقون») می‌گوید مراد رسول و معصومان‌اند. در یونس ۶۳ («و کانوا یتّقون») و توبه ۱۱۹ («اتّقوا الله و کونوا مع الصادقین») مصداق کامل را امیرالمؤمنین علی (ع) می‌داند. ۳۹:۳۳، ۱۰:۶۳، ۹:۱۱۹ ۱۰، ۱۶
۲۷ پیشوایی در تقوا «و اجعلنا للمتّقین إماماً»: ما را پیشرو متّقیان قرار ده؛ یا ما را در تقوا چنان کن که دیگران به ما اقتدا کنند. ۲۵:۷۴ ۱۴
۲۸ دوستی خدایی «الأخلّاء یومئذ… إلّا المتّقین»: هر دوستی که برای خدا نباشد وبال و دشمنی می‌شود، مگر دوستی متّقیان که یکدیگر را بر طاعت تشویق کرده‌اند. ۴۳:۶۷ ۱۷
۲۹ «هدیً للمتّقین»: تخصیص به سبب بهره‌مندی قرآن برای متّقی و غیرمتّقی هر دو بیان و دلیل است، اما چون متّقیان از آن بهره بردند، به نامشان تخصیص یافت؛ مانند «إنّما أنت منذر من یخشاها». ۲:۲، ۲:۶۶، ۳:۱۳۸، ۵:۴۶ ۱، ۵، ۶
۳۰ سزاواری خدا برای ترس («اهل التقوی») او سزاوار آن است که از او بترسند، و سزاوار آن است که کسانی را که از او ترسیدند و از معاصی اجتناب کردند بیامرزد. ۷۴:۵۶ ۲۰

۴. ویژگی‌های رویکرد ابوالفتوح

◂ ترس و پرهیز با هم: در ترجمهٔ «اتّقوا» تقریباً همیشه هر دو را می‌آورد: «از خدای بترسی و از معاصی او اجتناب کنی». یعنی ترس را انگیزه و پرهیز را عمل می‌داند.

◂ پرهیز از ترک واجبات: برخلاف بیشتر تعریف‌ها که تقوی را فقط ترک گناه می‌دانند، او در تعریف «متّقی» ترک واجبات را هم داخل می‌کند («از معاصی و ترک واجبات بپرهیزد»).

◂ رنگ کلامی امامی و معتزلی: تقوی را فعل اختیاری بنده و «آتاهم تقواهم» را «لطف» الهی می‌داند (نه خلق تقوی در بنده). در زمر ۵۷ هم ادعای جبر کافران را «دروغ بر خدا» می‌شمارد. از تقیّه به‌صراحت دفاع می‌کند و مصداق کامل متّقیان را معصومان می‌داند.

◂ گنجینهٔ اقوال: مجموعهٔ تعریف‌های بقره ۲، از جمله اقوال کعب، شبلی، سهل تستری، فضیل و عمر بن عبدالعزیز، از کامل‌ترین مجموعه‌های فارسی در این باب است.

۵. مقایسه با سه منبع پیشین

منبع رویکرد ویژگی ممتاز
کشف‌الاسرار میبدی دو فهرست صریح پنج‌وجهی و تقسیم‌های عرفانی عام / خاص / خاص‌الخاص؛ توبه، سنّت، صدق، شکر، حیا
ترجمهٔ تفسیر طبری فهرست ندارد؛ معادل غالب «پرهیز» (۷۱٪) نسخه‌بدل‌های «رهانیدن خویشتن از عذاب»
المیزان تحلیل فلسفی و اجتماعی؛ تعریف لغوی و اصطلاحی قلبی بودن تقوا؛ حقّ تقوا = عبودیت خالص؛ خوف، رجاء، حُبّ
روض الجنان (ابوالفتوح) تفسیر موضعی با جمع ترس و پرهیز؛ گنجینهٔ اقوال ذیل بقره ۲ ترک واجبات هم ضدّ تقواست؛ تقیّه؛ «لطف» برای اختیار تقوا؛ مصداق: معصومان

روش: متن کامل ۲۰ جلد (حدود ۱۹ میلیون نویسه) برای همهٔ مشتقات «تقوی» جستجو شد. ۳۴۵ موضعی که پس از واژه، شرح یا ترجمه‌ای آمده بود استخراج و خوانده شد و در ۳۰ معنا دسته‌بندی گردید.

دیدگاه کاربران

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…

دیدگاه خود را بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. دیدگاه پس از تأیید مدیر سایت منتشر می‌شود.