از ابوحمزه ثمالی روایت شده: از حضرت باقر(علیهالسلام) اجازه خواستم خدمتش مشرّف شوم؛ حضرت از خانه بیرون آمد، درحالیکه لبهای مبارکش حرکت میکرد، فرمود: تکلّم مرا دانستی؟ گفتم: آری فدایت شوم.
فرمود: تکلّم کردم به کلامی که احدی هرگز به آن تکلم نکرده، مگر آنکه حقتعالی آنچه از امر دنیا و آخرت برای او مهم است کفایت فرموده، گفتم: فدایت شوم، پس مرا به آن خبرده؛
فرمود: آری هرکه این کلمات را در حال بیرون رفتن از خانه بخواند، مهمّات او آسان گردد: