خدای تعالی گفت: «شَهِدَ اللّهُ انَّهُ لاَ اِلَهَ اِلَّا هُوَ وَالْمَلاَئکَةُ وَاُولُوا الْعِلمِ قَائماً بِالقِسْطِ.» اول ابتدا کرد به خود و ملایکه را دوم گردانید و اهل علم را سیوم.
و پیغمبر گفت- صلّی اللّه علیه و سلّم-: «العلماء ورثة الأنبیاء».
و همو گفت- صلّی اللّه علیه و سلّم-: «فضل العالم علی العابد کفضلی علی أدناکم». و هم مصطفی گفت- علیه الصلوة و السَّلام-: «الناس رجلان: عالم و متعلم و الباقی هَمَج».
و گفتهاند: علم روح است و عمل جسد و گفتهاند: علم اصل است و عمل فرع.
و بدرستی که جمله مشایخ ما علم را فضل نهادند بر معرفت و عقل که خدای تعالی به علم موصوف است و آنکه علم حاکم است بر عقل، و عقل حاکم نیست بر علم.
و گفتهاند که: علم بی عقل منفعت نکند، همچنین عقل بی علم منفعت نکند.
و بعضی از حکما را گفتند که: ادب کی زیان دارد؟ گفت: چون عقل ناقص باشد.
و گفتهاند: ادب صورت عقل تو است، نیکو کن عقل خود را، چگونه که خواهی، و از فضل علم بود که هُدهُد با قلت خطر او جواب داد مر سلیمان را- علیه السَّلام- با بلندی مرتبت او، به قوت علم و صولت او. فقال: «اَحَطّت بِمالَمْ تُحِط بِهِ». آن به سبب علم بود، با آنکه سلیمان در تهدید و وعید او مبالغت میکرد.
فصل