و روشها که مختلف شود از بهر مختلف شدن حال قاصدان باشد و مقامات روندگان. و کس باشد به ذکر و نافلههای بسیار و مواظبت نماید در اَوراد.
و کس بُوَد که راه ریاضت و رنج سپرد، و نفس را مقهور کند در مخالفات.
و باشد که راه خلوت و عزلت سپرد، و از مخالطت با مردم دور شود طلب کردن سلامت را.
و باشد که پیوسته در سیاحت و سفر باشد، و غربت جوید از شهرها، تا کس او را نداند.
و باشد که پیوسته در خدمت باشد و جاه به برادران بخشد و شادی به دل ایشان رساند.
و باشد که همیشه در مجاهدت باشد و سختیها میکشد.
و باشد که جاه خود را پیش خلق اسقاط میکند و بدیشان التفات نکند و به خیر و شر ایشان کار ندارد.
و باشد که راه عجز و انکسار سپرد. چنانکه خدای تعالی گفت: «وَآخَروُنَ اعتَرَفُوا بِذُنُوبِهِم خَلَطُوا عَمَلاً صَالِحاً وَآخَرَ سَیّئاً عَسَی اللّهُ اَن یَتُوبَ عَلَیْهِمْ.»
و باشد که پیوسته به تعلیم و نشستن با علما و سماع اخبار و حفظ علوم روزگار گذارد.
و هر طریق را موقفی است، حاجتمند به آن سوی موقفی، و دلیلی که او را باشد تا از حیرت سلامت یابد و از فتنه آمن گردد. یکی را گفتند که فلان کس بازگردید؟ گفت: نمیدانم رجوع، مگر آنکه راه ناخوش است از کم بودن روندگان.
فصل