قرآن کریمبه زبان فارسی

در بیان احوال ایشان

آداب المریدین — ابوالنجیب سهروردی — ترجمه عمر بن محمد شیرکان

اما احوال که آن معاملت دلهاست، و آنچه فرو آید به دلها از صفای ذکرها.

جنید گفت: حال چیزها باشد که به دل فرو آید، و همیشه نباشد.

و از این جمله مراقبت است و آن نگرستن است به صفای یقین سوی مغیبات.

پس قرب است و آن جمع کردن همت است به حضرت خدای تعالی به غایب شدن از آنچه جز اوست.

پس محبت است، و آن موافقت دوست است در آنچه دوست می‌دارد و دشمن می‌دارد.

پس رجاء است، و آن راست داشتن حق است در آنچه وعده کرده است.

پس خوف است و آن مطالعت دلهاست بحملهای باری- سبحانه و تعالی- و کینه‌های وی.

پس حیا است، و آن بازداشتن دل است از گستاخی. و این از بهر آنست که نزدیکی اقتضای این احوالها کند. و از ایشان هست که در احوال نزدیکی نظر به عظمت خدای کند، و هیبت او، تا ترس و شرم بر او غالب شود. و کس باشد که نظر بر لطف خدای- عزَّوجلَّ- و احسانِ قدیم او کند تا بر دلِ او محبت و رجاء غالب شود.

پس شوق است، و آن شیفتگی دل است نزدیک یاد کردن دوست.

پس اُنس است و آن سکون است سوی خدای تعالی و استعانت به وی در جمله کارها.

پس طمأنینت است و آن سکون است تحت مجاری قدرتها.

پس یقین است و آن تصدیق است با آنکه شک برخیزد.

پس مشاهدت است، و آن جداکننده است میان دیدۀ یقین و دیدۀ عیان، که پیغمبر- علیه السَّلام- گفت: «الحدیث»: «ان تعبداللّه کانّک تراه فانّه یراک». و آن آخر احوال است.

پس فوایح و لوایح و منایح باشد و حقیر آید عبارت از آن. «وَاِنْ تَعُدّوُا نِعْمَتَ اللّهِ لاتُحْصُوها».

فصل