قرآن کریمبه زبان فارسی

۵۰-الحکایه و التمثیل

اسرارنامه — فریدالدین عطار نیشابوری
چنین گفت آن بزرگ کار دیدهکه بود او نیک و بد بسیار دیده
که خالق هرچ را دادست هستیچه پیش و پس چه بالا و چه پستی
چه انجم چه فلک چه مهر و چه ماهچه دریا چه زمین چه کوه و چه کاه
چه لوح و چه قلم چه عرش و کرسیچه روحانی چه کروبی چه انسی
چه می چه انگبین چه خلد و چه حورچه ماهی و چه مه چه نار و چه نور
چه شرق و چه غرب چه از قاف تا قافچه هرچ آمد برون از نون و زکاف
چه اسراری که در هر دو جهان هستچه لذاتی که پیدا و نهان هست
چه اندر هر دو عالم ذره ذرهچه اندر هفت دریا قطره قطره
همه بنمایدت روشن چو خورشیدحنانک آن جمله می‬بینی تو جاوید
ولی مویی بتو ننماید از توتویی تو نهان می‬باید از تو
اگر چشم تو بر روی تو افتادز عشق تو براید از تو فریاد
اگر می‬بایدت بویی هم از توریاضت کن که پر شد عالم از تو
چرا اندر غلط افتادی آخرچرا از بندگی آزادی آخر
عدم دیدی نظر بگماشتی تووجود خود عدم پنداشتی تو