باب چهل و یکم: در بیان آداب روزه و مهمّات آن
شیخ رحمه گفت: مقصود از روزه داشتن، شکست نفس است و ظاهر و باطن را از معاصی بازداشتن. و مقصود این طایفه از روزه آنست که: چون یک مراد در حلق نفس شکنند تا هیچ مراد از ایشان طمع ندارد و حرکت و سکنتِ ایشان به ضرورت باشد. و ادب افطار آنست که: متابعت سنّت را در افطار تعجیل کند، و اگر خواهد که میان شام و خفتن احیا کند، به آب افطار کند. و اگر چند عدد مویز و یا خرما بخورد شاید. و غیبت و دروغ و بهتان و قُوت حرام، روزه باطل کند به دلیل قرآن: قالَ اللّهُ تَعالی «سَمّاعُونَ لِلْکَذِب اَکّالُونَ لِلسُّحْتِ».دروغ و خوردن حرام، حق تعالی به یکدیگر مقرون کرده است. و در خبر است که: دو زن در عهد رسول عللم بروزه بودند. در آخر روز گرسنگی ایشان را چنان به رنج آورد که نزدیک بود که هلاک شوند. دستوری خواستند از رسول عللم که روزه بگشایند. رسول عللم دستوری داد. چون روزه بگشادند، قدحی بدیشان فرستادو ایشان را فرمود: قی کنید در این قدح. بهر دُوان، قدح پر از خون تازه و گوشت تازه کردند، مردمان شگفت بماندند. رسول عللم گفت: عجب مدارید از این حال که ایشان از رزق حلال بروزه بودهاند و به رزق حرام روزه بگشادند. ونیز رسولعللم گفته است که:روزه امانت است، بجای آرید. و ادب دیگر آنست که دایم المراقبه باشد ومنتظر رزق معلوم نباشد. و هر رزق که حق تعالی بدیشان فرستد از آن تناول کنند. امّا اگر، ضعیف الیقین باشد یا پیر بود، شاید که از بهر فطور ایشان ذخیره بنهند. و صوفیان که در خانقاه مقیم باشند، شاید که همه روز بروزه باشند. و اگر موافقت مسافران و آیندگان به خانقاه نکنند هم روا باشد از بهر آنکه ابوسعید خدری رض گفت که: طعامی به نزدیک رسول عللم آوردند، اصحاب راگفت: بیائید و با من موافقت کنید. یکی ازان میان گفت: من به روزهام.رسول عللم اورا گفت: چون یکی از شما بخواند به مهمانی، اجابت دعوت او کنید و اگر بروزه باشید آن روز بگشایید و روزی دیگر به عوض آن روز روزه دارید. و وجه آنکه شاید که موافقت نکند، آنست که: وقتی رسول عللم با اصحاب طعام میخورد بلال را گفت: بیا با ما موافقت کن. گفت: یا رسول الله بروزهام. گفت: نَصیْبُکَ فِی الْجَنَّةِ. و اگر روزه بگشاید و در اندرون خوداز طعام گرانی یابد، به ذکر بسیار یا به نماز بسیار آن را بگدازند. و در خبر است که رسول عللم گفت: «اَذِیبُوا طَعامَکُم بِالذِّکر» . و روزهدار تا تواند در پنهان داشت روزه سعی کندو اگر در مقام اخلاص تمکین یافته باشد از اظهار کردن روزه او را هیچ معرّت و مضرّت نرسد، والله اعلم.